
سلام😄👋 ببخشید خیلی وقت بودکه داستانمو نمینوشتم💔😢😳 چون بخاطره مسائل خانوادگی اومدیم به یک مسافرته کوچولو😳 خیلی متاسفم 😔

سلام 👋لطفا اول بالارو بخونید ☝که مهمه ☝👍خوندی😊 خب راستی یک دلیله دیگه هم داشت 😕من ازین مسافرت باری نوشتن تست های دیگه هم استفاده کردم 😆خیلی متاسفم که داستانمو خیلی وقته نوشتم 😢😳😔😧 . R : مردی بابا ازبس گفتی متاسفم😐 خب برو داستانو بنویس تا بیشتر شرمنده نشدی😏😒😞 .A : راست میگی😅 پس بریم سره داستان👈😃 راستی اینم عکسه پارته چهار 😄. R : تو به اینا گفتی که عکسه پارت ها به داستان ربط دارن یا نه 😞؟؟؟ . A : خب تو الان گفتی دیگه 😂😃
آلیا📱 : نرو مرینت 😭😢 《 A : اینجا پایانه قسمته قبل بود 😇 . R : آره آره میدونیم 😐😒حالا برو سراغه قسمته جدید😒》 از زبان آلیا📱 :《قیافه R👈 😍😙❤💋قیافه A 👈😒😞😟😂》 خیلی خیلی بخاطره مرینت ناراحت 😢 و عصبانی 😠بودم البته معلومه😕 همه وقتی کسی باعثه ناراحتی بهترین دوستش میشه خیلی عصبانی میشن 😠😬😡البته من از دسته کت نوار ناراحت نبودم😐 اون فقط سوالشو پرسید 😑ولی از دسته کاگامی تا دلت بخواد عصبانی بودم😈😡😬😠 باید بهش اخطار بدم که دیگه نزدیکه مرینت نشه😈😠😡 .《 R : برو الیا جونم و حسابشو برس 😈😚 . A : برای اولین بار در عمره ١٣ سالم با R موافقم 😂😄》 از زبان AR😈😇 :
آلیا با اعصبانیت😠 رفت سمته کاگامی و باداد گفت 😠💢💥📱:《R : عصبانیت میگیا قشنگ با عصبانیت اژدها😈 .A : و البته داده اژدها 😂》 همه اینا تغصیره توعه😠😡 اگه جرعت داری یکباره دیگه نزدیکه مرینت برو 😈😡😬فقط ببین چیکارت میکنم 😈😈.《AR: عالی گفتی آلیا جوون 😘😎》 کاگامی هم با یک چهره بی احساس😑 و کمی اخم گفت 😡🐲: اگه برم میخوای مثلا چیکار کنی 😏؟؟؟《R : وایستا میفهمی😏 . A : بلاها دارم برات 😎》 آلیا📱 : کاری میکنم که خودت با پایه خودت برگردی ژاپن😏 نه آبرویی برات میزارم 😎نه دوستی حتی آدرین 😌.《 AR: همه یک دو سه آلیا دمت گرم ...... آلیا دمت گرم 😌😌😌》 کاگامی🐲 : تو حتی جرعت این کارو نداری 😒و تازه مرینت ماله تو نیست😬 و منم دوستشم😇 .《 R : وات ؟!؟! . A : عجب دروغگویی هستیا اگه دوستت بود بهش اهمیت میدادی 😡😬😠》
《A : راستی بقیه بچه ها و کت نوار نشستن و از فیلم لذت میبرن 😂 . R : واسه منم جا نگه دارید بی معرفتا😂 》 آلیا📱 : اولا من نگفتم مرینت ماله منه 😡من فقط دارم از بهترین دوستم دربرابره یک هیولای بی احساس محافظت می کنم 😎😏دوما تو حتی معنی دوستیو نمیفهمی 😏😠😡😬.
نینو🐢 : با اینکه فیلمه خوبیه😂 ولی کافیه با به جون هم افتادن حاله مرینت که خوب نمیشه😐😡 . 《 A : نینو راست میگه😄 . R : نمیتونست ده دقیقه دیگه راست بگه😐😂 تازه داشت داستان جالب میشد 😂😂》 رز🐷 : بهتره بریم و مرینتو دلداریش بدیم 😊به جای اینکه به جون هم بیوفتیم .😐😄 لوکا🐍 : نه مرینت به یکم زمان نیاز داره . 😊😀 میلن 🐁: لوکا راست میگه ☺بهتره بزاریم مرینت یکم تنها باشه 😃. الکس🐰 : موافقم و بعد روز شنبه داخله مدرسه باهاش حرف میزنیم 😁. جولیکا 🐆: همه موافقین😐 ؟؟؟
همه (به جز آلیا و کت نوار 😐): آرههه😁😁 نینو 🐢: و تو چطور آلیا ؟؟؟ آلیا📱 : اه باشه موافقم😟 هرچند حسه خوبی نسبت بهش ندارم😧 . لوکا🐍 : خوبه پس فعلا خداحافظ بچها 👋😄. همه باهم خداحافظی کردن 😐و رفتن خونه هاشون😄 ، کت نوارم رفت پی کاره خودش😂 . 《 A : همچین گفتیم رفت پی کارش انگار باهاش دشمنی داریم😂 . R : راستی کاگامی چی شد😐 ؟؟ . A : خب اونم رفت خونشون دیگه 😑😕》 《R : متاسفانه بحث تموم شد هق هق 😩😭. A : حالا کجا بریم😐 ؟؟ . R : ام مرینت 😊. A : باشه بریم 😄》
از زبان مرینت😇 : وقتی کت نوار اون سوالو ازم پرسید😯 یاده آدرین و کاگامی افتادم😢 و با گریه دویدم سمته خونمون 😭😭《R : مرینت جان گریه نکن 😟ع.ش.ق.و.ع.ا.ش.ق.ی کلا دروغه 😞. A : تقریبا حق با رومیه 😑؛ مری جونم تو نباید خودتو ناراحته کاری که شده کنی 😦😢》
اونقدر داشتم با سرعت میدویدم 👣و گریه میکردم😭 که هواسم نبود کدوم طرفی میرم😳😢 و نزدیک بود یک ماشین بهم بزنه😥😲 ولی حتی بهش اهمیتی ندادم😟😧 وقتی رسیدم خونه یکم دستو صورتمو پاک کردم😩 تا مامانم نفهمه گریه کردم😳 .《R : آخه ا.ح.م.ق جون صورتت از بس گریه کردی هم باد کردی 😐😕و هم قرمز شده 😳از کجا انتظار داری نفهمه ؟!؟!؟😕 》
وقتی صورتمو پاک کردم 😑درو زدم ولی کسی جواب نداد 😕دوباره در زدم 😐و...... چند دقیقه ایی بود که فقط داشتم در میزدم 😕😞😖ولی کسی جواب نمیداد😖 دیگه داشتم نگران میشدم 😔😵پس با کلیدی که داخله کیفم بود درو باز کردم 🔐《A : چرا از اول با کیلید باز نکردی😡😕 اون دره ب.ی.ص.ا.ح.ب.و 😡😬》 رفتم داخله خونه و هر طرفو نگاه کردم اثری از پدر و مادرم نبود😨😕😐 با خودم گفتم 😐😐.......
با خودم گفتم😐 ...... حتما رفتن خرید😦 و بعد دوباره گفتم چه بهتر 😄اینطوری منم راحتر میتونم خودمو سرزنش کنم 😢و گریمو کنم 😭که یهو😮....... 《A : وای یعنی خیلی دوست دارم کات بکنم😛 ولی نمیشه😳 . R : بله نمیشه 😌چون دارم از فوضولی میمیرم 😂😂.》 که یهو 😮....... 《 A : برو بعدی بهت بگم 😉 》
《 A : پایانه پارته ٤ 😄....... شوخی کردم برو ادامه 😂....... اینو میدونستی ف.و.ش دادن کاره بدیه 😐》 یهو..... چشمم به یک نامه افتاد 👀👀✉《A : چیه مگه انتظاره چیو داشتی😐 ... فرشته 👼؟!؟! . R : حالا نامه از طرفه کیه ؟؟😕》 نامه رو برداشتم و بازش کردم روش نوشته بود برای مرینت از طرفه سابین😊 ؛ از طرفه مامانم بود 😕😑😲؟!؟!؟ 《R : مامانت داخله خونه باهات نامه بازی میکنه😕 ؟!؟! عجبا 😂😂》 بازش کردم و خوندمش 😐. 《A : برای خوندنه متنه نامه برو صفحه بعد👈😄》

《A : متنه نامه 👆》( نکته الان ساعت ٧ هست و البته ٥ شنبه هستش 😊) ( همچنان از زبان مری 😄《A : بله ولی برای پارته بعد 😂پس بای عزیزان 👋راستی اسلایده بعد چالش داریم 👈😉》

چالش ١ : چشم بسته بنویس چی هستی😂 《 مراکواری 👈 میراکولری 😉》 چالش ٢ : داخله نظرات بگو شخصیت موردعلاقت داخله میراکلس کیه😘 《 کت نوار 😍》 چالش ٣ : کدوم معجزه گرو دوست داری💗 《پلگ و سس》 و در آخر اگه میشه فالوم کن 😇و اگه داخله نظرات بگی فالوم کردی فالوت میکنم 😉

کامنت ها تا به ١٠ تا نرسه پارته بعدیو نمیزارم 😄
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بوددد
چالش 1 : میراکلوری وای درست نوشتممممم
چالش 2 : کت نوارررر♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️ و پلگگگگگگگ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
چالش 3 : انگشتر گربہ ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️پلگگگگگگگگگگگ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
معلومه مثله من کت نوار و خیلی دوست داری
عالی بود پارت بعد رو زود تر بزارررررررررر
ممنونم حتما
عالی بود
چالش 1:مبراکلرز👈میراکلری
چالش 2:دختر کفشدوزکی
چالش 3:تیکی و پلک
ممنون