سلام بچها برگشتیم با فصل ۲ داستان مورد علاقه شما میا هستم یادتونه?
تو بودی که چاقو زدی تو شیکم من خدایا من همچین کاری رو نکردم آلیا گفت:چرا تو بودی تو بهم گفتی ساکت باشم به هیچکی نگم تقصیر تو بود حالا از خونه من گمشو بیرون? با گریه از خونش دور شدم داشتم میرفتم که
پرت شدم رو ادرین ، ادرین یهو بیهوش خدایا نفس نمیکشید چیکار کنم بهش تنفس مصنوعی بدم تا اومدم بهش تنفس مصنوعی بدم بهوش اومد دستم رو کشید و منو بوسید ? خدایا انقدر خجالت زده بودم که نمیدونستم چیکار کنم??انگار که بیشتر عاشقش شده بودم و مطمعن بودم اون عاشق منه، دستم رو گذاشتم رو سینش و فشار دارم پرت شد اونور لبام سرخ شده بود
ادرین اومد سمتم دستم رو گرفت گفت واقعا ببخشید من خشکم زده بود گفتم ام تت پپ ممننن من چچه چ چطوری ککجا ششب آدرین لبخنر زد گفت اروم باش از این به بعد ما با همیم?تو عشق زندگی منی مرینت بعد منو بغل کرد
?خدایا من ادرین قراره باهم باشیم هوراااااااااا ادرین چطرش رو به من داد و رفتیم دم در خونمون داشتم خداحافظی کردیم اون رفت یهو دستم رو کردم تو جیبم چیییی خدایا کیلیدم نیست زنگ در خونه رو زدم ولی کسی خونه نبود دویدم رفتم سمت پارک روی صندلی نشستم خوابم برد چشام رو باز کردم دیدم تو خونم
یعنی خونه کی میتونه باشه یهو دست گرم یکی رو احساس کردم رومو برگردوندم و دیدم ادرینه گفتم ادرین من اینجا چیکار میکنم گفت من دیشب برگشتم ازت یکم شیرینی بگیرم دیدم تو پارک خوابی.مرینت=اینجا کجاست ؟ آدرین=این خونه ای هست که بابام برای وقتی که مرد برام گرفته ، مرینت=اها ؛ بعد منو بغل کرد هعی چه حس خوبی ? مرینت=ادرین، آدرین =بله ، مرینت=باید یک چیزی رو بهت بگم . بگو؟ و بعد تمام ماجرا رو براش تعریف کردم
ادرین گفت واقعا و خیلی تعجب کرده بود ): ادرین گفت مرینت من به تو مثل چشام اعتماد دارم تو که اینکارو نکردی گفتم نه اصلا چرا باید دوست صمیم رو ازیت کنم
به ادرین گفتم من امروز نمیتونم بیام دبیرستان ادرین گفت باشه.رفتم خونه صندوق پست پر بود نامه رو برداشتم رفتم تو اتاقم شروع کردم به خوندن نامه
توی نامه نوشته بود سلام مرینت دوپنچنگ
نامه رو کامل باز کردم نامه زیادی نبود خیلی کم بود خب ادامش
خب بچها ? بقیه داستان رو تو فصل بعد ببینین
بچها این ادامه داستان شروع زندگی جدید مرینت هست اسمش یکم تغیر کرده
فعلا بای
کامنت بزارین میخونم حتما
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
زود بزار زود و لطفا داستانات رو طولانی تر کن از نظر متن
جیگل زوووود پارت بعدی کنکجکاو شدم???
اه اه خداااا اخه چقدر تقلید تو هم که اومدی از داستان اون یکی ادمه نقلید کردی(اسمشو یادم نمی یاد ولی داستانشو خوندم ) اها یادم اومد اسم داستانش مرینت تنها بود تو فقط اومدی اسم داستانو عوض کردی بقیه ی داستانت نقلیده ????????????لطفااااا نظرمو به کسی که داستان مرینت تنها رو نوشته برسونید
منم اولش فکر کردم همون نویسنده بود ولی نویسنده فرق داره ?
برو بابا
دقیقا مرینت تنها رو منم خوندم درست مثل همونه وقت یه جاهایی هاش رو حذف کرده واقعا که ???????
ببین این همون داستان مرینت تنهاس ادامش با این اسمه گلم البته فکر کنم
ممنون از حمایتتون❤
نه دوستان اشتباه نکنید. داستان من فقط در چنل خودم گذاشته میشه که اسمشمH❤l❤a هست که بگم این داستان کپی هست