????????????
صبر کن ببینم چرا باید خوشحال باشم وقتی در خونمون شکسته و چاسو و لوسی توشن یا نباشن وسایل ان خونه اتیقس سریع رفتم پایین پام به پام گیر کرد با مخ بله دیگه با سر رفتیم رو زمین اما زمینش که قدر نرم بود چشمهام رو باز کردم افتاده بودم روی جاسو گفتم واییییییییییی ببخشید گفت چه خبره چرا عجله داری کل ماجرا رو تعریف کردم انم یه خنده ریزکی زد گفت خیلت راحت راحت گفتم در چه لحاظ گفت وقتی خواب بودی رفتم پیششون اونا در رو خریده بودند داشتن جاش میدادن گفتم افهههههه گفت ها گفتم ترکیبی از اخی و افرین جاسو هنگ کرده بود گفتم بسه دیگه دانشگاه دیر میشه ها گفت اره اره راستی امدم بلندت کنم دیدم بلند شدی و گفتم بسههههههههه?بریم
راه افتادیم چاسو و لوسی زود تر رسیده بودن دور دو نفر جمع شده بودن رفتیم جلو دیدیم یه دختر پسر جدید به مدرسمون امده بودند به پسر که نگاه کردم امد طرفم گفت به به خوشگل خانم اصبانی شدم اول یه دونه خوابوندم تو گوشش و بعد دستش رو از پشت پیچوندم کشیدم عقب بعد از یک دقیقه ولش کردم گفتم مراق حرف زدنت باش رفتم بایه خنده ی شیطانی گفت اگه نخوام چی خواستم برم شل پلش کنم که جاسو دستم رو گرفت گفت ارزششو نداره
اول حسابی عصبانی شدم و دوباره جاسو ارومم کرد گفتم اخه جاسو گفت اخه اگر نداره گفتم راست میگی اما گفت نمی خواهی باهاش کنار بیای خواهرش که عین لوسی هست تو هم فکر کن عین چاسو هستش گفتم اون کله پوک از چاسو هم بد تره و رفتم سر جام سایو هی تو گوشم ور میزد که دیگه زنگ خوارد به زور گفتم اشنایی با شما باعث افتخار منه و دستم رو اوردم جلو امد جلو انقدری که فقط پنج سانت صورتمون با هم فاصله داشت هی میمد نزدیک تر به ۳ سانت که رسید پام رو کبوندم تو دلش و پرتش کردم ان ور جاسو بعد جور نگاهم میکرد گفتم چیه انتظار داشتی همین جوری میمونم گفت اره گفتم داری میری رو نروما گفت بابا شوخی کردم گفتم خدا نکشدت که یهو
یه دست روی شونم حس کردم برگشتم دیدم بازم سایو هست اروم اروم داره بلند میشه یه دونه با دستم زدم رو رگ دستش و رفتم بلند داد زدم اگه میخوای سالم بمونی با دخترا سر نکش اون موقع گفتی اگه نخوام چی حالا دیدی اگه نخوای چی میشه
لوسی امد طرفم گفت دختر اروم باش چت شده هان ان کلارا ی با نمک چی شد گفتم اینجاس اما اونا ی که لیاقت با نمک نبودنم رو ندارن اینجوری میشه و نگاه کردم به سایو داشت از دماغش خون میمد و اول قیافمو خوشحال نشون دادم اما بعدش رفتم تو دست شویی و گریه کردم با خودم گفتم ممکنه که بخاطر ان کله شلقمی اخراج بشم بعد از پنج دقیقه به خودم امدم گفتم
نه خیر یه دختر رئیسی بهش نشون بدم که دیگه از خواهر خودشم به ترسه رفتم بیرون گفتم چاسو میشه ی دقیقه بیای امد وقتی نشست بقلم بقلش کردم و گفتم کمک گفت چی گفتی یا امام تا حالا نگفته بودی کمک حالا برای چی داد زدم ان کله شلقمی که یهو سایو جلوم زاهر شد گفت چه مرگته گفتم هیچی فقط یه بنده خدای یه تختش کمکه به دخترای عاقل حسودیش میشه ?? باور نمی کنم که ارین امد گفت منضورت لوسی دیگه گفتم نه ارین گفت کی گفتم به تو و خندیدم ارین گفت من دختر نادون گفتم اره دیگه دخترا اینجوری از پسرا محافظت میکنن و یه تیکه دیگه هم بهش گفتم سایو گفت دختر خانم گفتم چته گفت خفه گفتم همچنین رفتم
چاسو کف کرده بود دهنش تا زمین باز شده بود ????? گفتم وات گفت مات گفتم اهان ماتت برده چه جوری کله هاشون رو تو سس نعنا کردم که لوسی گفت بسه دیگه کلارا با سایو دست بده و اشتی کن گفتم چییییییییییییی گفت همینی که شنیدی اگه نکنی به مدیر میگم به زور دستم رو بردم طرف سایو سایو گفت بازم میخوای بزنی تو دلم گفتم اگه مجبورشم اره لوسی گفت کلارااااااااا??????????????????????گفتم بله گفت بسه گفتم چی گفت خودت میدونی به سایو قل دادم نزنم تو دلش و سه بار تکید کردم فقط دلت خوب فقط دلت گفت باشه و دست دادیم وقتی دست سفت دستش رو تو دست له کردم و رفتم گفتم من برم دستم رو بشورم
سایو گفت که این طور که زنگ خوارد خوشحال از دانشگاه رفتم بیرون کی یهو با صورت افتادم زمین سایو پاشو سفت زد به پام انتظار داشت بخوره اما جاخالی دادم و با ان یکی پام زدم تو دلش وقتی رفتم تو حالت با نمک بودن دیدم یه روزه همه جاشو کبود کرد اما خودم یه کبودی کوچولو هم ندارم
دستم رو دراز کردم گفتم باشو تنبل خان?دستم رو رد کرد دوباره دستم رو دراز کردم دستم رو گرفت وقتی باشد بغلش کردم گفتم ببخشید گفت خوبی گفتم اره منو ببخش گفت منم کار هوی بدی کردم نباید این کارارو میکردم گفتم زود عصبانی میشم پس سعی کن عصبانیم نکنی????و ادرس خونمون دادم گفت برای چی گفتم و قتی امدی می فهمی که یهو
امید وارم خوشتون امده باشه من ساعت ۱۱:۵۰ دقیقه ی صبح اینو گذاشتم چهار شنبه حالا نمیدونم کی بیاد لطفا نظر بدهو بگو چی میشه بای
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (5)