اینم پارت ۷ شرمنده دیر شد تست چی همش غلط املایی میگیره
از ادامه پارت قبل هست
۲۰سال قبل از دید جفری :توی داد سرا بودیم قاضی وارد شد و همه از جامون بلند شدیم عجیب بود که فیلیپ انقدر ریلکس بود انگار مدرکی داشت بعد قاضی مدرک رو برسی کرد و گفت :سرپرستی مدلین رو به پدر واقعیش داده می شه ولی اخه چرا و بعد ادامه داد و سرپرستی اَکسِل الکساندر هم از اقای جفری الکساندر گرفته می شه .....
بعدش نمی دونم چی شد فقط بیهوش شدم زمان حال
رفتم سمتش و بقلش کردم و گفتم: مدلین و اشکم سرازیر شد و دوباره گفتم مَدِلین ....
ازدید الکسا :
بهم گفت مدلین چقدر دلم واسه اسمم تنگ شده بود محکم بقلش کردم دلم برای بابام تنگ شده بود بعد از بقلش اومدم بیرون و بهش اشاره دادم که اون پسره گیج شده
جفری:خب فکنم خیلی دلم برات تنگ شده بود یادم رفت که باید قبلش یه توضیحی بدم بیاین توی خونه هردوتامون پشت سرش رفتین توی خونه و روی میز نشستیم
ز دید جفری :خب فکر کنم یکم سوال براتون پیش اومده مدلین این اکسله برادرت البته شما از مادر یکی هستین و از پدر جدا وقتی سرپرستی تو رو از من گرفتن سرپرستی اون رو هم گرفتن من پنج سال ندیدمش توی اون پنج سال توی المان بودم و دنبالش می گشتم ...
بعد هم شنیدم که تو توی اتش سوزی مُردی برای همین المان موندم . اکسل با تعجب به مدلین نگاه می کرد ولی بعد ازش پرسید : تو خواهر منی مدلین حالش خوب بود انگار که براش عادی بود و گفت: خب اگه تو پسر جفری اره ،فکر کنم .
وقتی اینجوری حرف می زد یاد مادرش. می افتادم گفتم :خب تا با هم صحبت کنید من میرم یه اتاق برای مدلین اماده کنم از دید مدلین :گفتم :لازم نیست من باید برم خونه و اینکه اسمم الکسا هست .
گفت : اسم قشنگیه ولی اسم خودت یه چیز دیگه هست و درباره اون مورد بهتره با خونه تماس بگیری و بگی امشب می خوام پیش نا پدریم و برادرم بمونم چون امکان نداره که بزارم بری ?????
با یه حالت مسخره حرف می زد که اصلا درکش نمی کردم اخه چطور انقدر شاد بود خلاصه اون شب اونجا موندم بعد صبح زود براش یاداشت گذاشتم و رفتم
از دید رالنز:از خواب بیدار شدم و...
بازم معذرت میخوام دیر شد تست چی از وقتی که بِروز شد خیلی به تست هام ایراد میگیره
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود منم تازگی یه داستان به نام دوست ۱ نوشتم و تستچی جون قبول کرد لطفا توی قسمت جست و جو سرچ کنین دوست ۱ و بخوانین ممنون و دستت عاااااالی بود
میگم من داستان هاتو نخوندم ولی به نظر من ادامه نده چون بازید ها خیلی کمه و الکی وقت خودت رو هدر میدی بجاش یه داستان درباره میراکلس بنویس
خب درسته خیلی ها میراکلس میخوانم ولی زیادی تکراری شده
حرف تو هم درسته
وای عالی مرسی
خیلی عالی و قشنگ بود ☺️? امیدوارم همیشه موفق باشی و پارت های دیگر رو هم بنویسی زود?☺️
ممنون
حتما پارت های قبل رو هم بخون
بله پارت بعدی رو زود میزارم
حتما بخونید و انجام بدید پارت های اخرشه
ممنون از همراهیتون