ببخشید دیر شد بخواطر درس و امتحان خیلی دیر شد امیدوارم دوست داشته باشید
گفتم این خون هم چیز بدی نیست خوشمزه بود? عمه گفت اره میدونم ? و یک دفعه یکی در باز کرد مامانم بود گفت اون خون چی هست؟ منم سریع گفتم اون نوشابه هست ? مامانم گفت باشه راستی چرا رفتید دوباره سریع گفتم عمه از بوی خون بدش میاد برای همین رفت منم برد? مامانم گفت خب باشه راستی بیاید پایین شام حاضر هست? گفتم ایول باشه میایم بعد که مامانم رفت در بست عمه گقت کپی مامانت شدی
گفتم از چه لحاظ؟ گفت مامانم دروغوی خوبی بود? گفتم کاشکی میشد انهارو یک بار دیگه بنهارو عمه گفت امممممممممممم بنظرم بهار بریم پایین. ? گفتم باشه بریم وقتی رفتیم پایین مامانم ماکارونی درست کرده بود? بعد که خوردیم یکم حرف عمه اجازه گرفت دوباره منو ببر? خونه وقتی میخواستیم بریم 10 بود و12 رسیدیم? دوساعت توی راه از ماشین پیاده شدم وقتی اومدم به سمت اتاقم برم عمه گفت صبرکن
گفتم بله گقت که حالا باید یاد بگیری مثل همه تند بدوی ? گقتم عمه من توی مدرسه سریع ترینم عمه گقت توی مدرسه انسان ها اره ولی توی مدرسه خون آشام ها مثل لاک پشت هستی? گفتم خب باشه فردا تمرین شروع کن دستم کشید و منو برد توی حیاط گقت باید توی ۵ دقیقه ۸ درو حدق بزنی گفتم واتتتتتتتت اصلا میدونی اینجا چقدر بزرگ هست? گقت بدو سریع تر گقتم باشه باشه
۲ دور زدم که یک دفعه عمه گقت وقت تمام دوباره و همش تکرار میکرد حدقل۲۰ بار گفت وقت تمان دوباره بزن وقت تمام دوبار وقت تمام دوباره ? دیگه نا نداشتم اومدم بشینم گقت اینجا جای تنبل ها نیست ? و دوباره میدویدم میدویدم خودم متوجه نشدم هرچی عمه میگفت وایسا متوجه نمیشدم و میدویدم گه یک دفعه عمه اومد جلوم گقت وایسا ببینم منم وایسادم گفت افرین ? بلاخره تونستی توی ۵ دقیقه ۸ تا در بزنی گفتم واقعا گفت اره حتی تو ۱۰ دور زدی?
گفتم ایول و یک دفعه از خستگی خوابیدم فردا که بیدار شدم ۹ بود دست صورتم شستم و به حیاط از پشت پنجره اتاقم نگاه میکردم گقتم واقعا من بیشتر ۸ بار دور زدم و بعد رفتم پایین دیدم عمه با یه لباس ورزشی منتظرم هست گفت بلاخره اومدی خب بیا این یکی لباس ماله تو هست خاکستری بود و یکم صورتی گفتم مرسی عمه توی دلم گفتم خدایا من از صورتی متنفرم عمه گفت واقعا نمیدونستم عیبی نداره فعلا بپوش تا بعد گقتم تو تو حرفم قطع کرد گفت یک خون اشام میتونه افکار بقیه بخونه البته انسان ولی چون تو هجوز بلد نیستی افکارتو مخفی کنی برای همین من راحت تونستم افکارتو بخونم
وقتی رسیدیم گفتم اینجا کجاست گفت جایزه. گفتم جایزه ما که حتی نزدیک اب نبودیم پس چطوری یک دفعه حرفم قطع کرد گقت تو یه خون اشام هستی و یه خون اشام میتونه توی ۳ ساعت به ۴ تا کشور بره گفتن واتتتتت گفت هنوز تو یه خون اشام ۴ ساله هستی این تار هارو بلد نیستی ولی امروز خوب بود گفتم چطوری خستم نیست گفت ولی خیلی تشنه هستی? گفتم اره
گفت بیا اینجا خون داریم وقتی یکم نزدیک تر شدیم یه قطر بود و خون اشام های زیادی بودن حرف میزدن کار میکردن و حتی میجنگیدن منم از جا های شلوغ زیاد خوشم نمیاد برای همین رفتم سمت ساحل وقتی داشتم میرفتم دیدم که
ببخسید خیلی طول کشید بخواطر اینکه نصفشو نتونستم بنویسم اینجا قطع میکن
تا قسمت7 خداحافظ
دختر خون اشام7
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
این بار دیگه تکرار نمیسه و زود میزارم
عالییییییییی بود
عالی بود بعدی رو زود تر بزار ???
نیش عقرب پارت ۷ رسید حتما بخونید و حمایت کنید
چشم