سلام به تمام دوستداران آبشار جاذبه . من بیپر ۲ هستم. خیلی متاسفم داستانم تموم شد . اما (« داستان فصل سوم آبشار جاذبه سری ۲ ») قرار نوشته بشه . پس پایان نویسندگی و داستانم نیست و اینکه این داستان تعداد قسمت هاش زیاده و هیجانیه و مثل داستان قبلیم قابل پیش بینی نیستش . برای ساختش لطفا نظر بدید . دوستون دارم بای بای
میبل : جان ؟ ،، چی گفتی ؟ . دیپر : من نمی خوام بمیرم اون موقع اشتباه بزرگی کردم ( جناب نویسنده چرا باید من بمیرم ) من نمی خوام بمیرم . بیل : مادر مطمنی راه دیگه وجود نداره ؟ . مادر بیل : نه ،، اگه داشت من باید زود تر انجامش میدادم .
میبل : این انصاف نیست تازه داداشم رو به دست آوردم ،، نمی خوام ،، نمی خوام . بیل: بازم تقصیر منه ،، چرا طمع باید اینقدر بد بخت باشه ؟ . مادربیل : خودت باید یادت باشه گفتی هر اتفاقی بیوفته گردنه تو هستش ،، پس حرف های الکی نزن . بیل : داری راست میگی . میبل : عمو فورد تو حتما باید بدونی چه جوری باید قضیه درست کنیم ؟ . فورد : متاسفم میبل اما مادر بیل راست میگه باید دیپر داخل و بمیره . میبل : نه،، نه ،، باید یه راه دیگه باشه ،، نمی خوام .
اوضاع داشت همین طوری بدتر میشد باید زود تصمیم می گرفتند دیپر باید بره داخل پارادوکس یا نه ،، ناگهان بیل یه فکری به سرش میزنه . بیل : اگه بتونیم دو تا پارادوکس درست کنیم تا هم دیگر رو خنثی کنن چی ؟. فورد : شاید بشه اما چطوری ؟. بیل : چون من می تونم با احساسات منفیم پارادوکس درست کنم . میبل : واقعا ،، پس لطفا دیپر نجات بده . بیل سعی می کنه یک پارادوکس درست کنه که بتونه اونو خنثی کنه .
اما نمیشه پارادوکس دیپر خیلی قوی بود و هر لحظه قوی تر میشد . استن : چرا زودتر ازدواج نکردم ؟ ،، یکی به من بگه ،، چرا با پولام عشق و حال نکردم ؟ ،، الان باید بمیرم من که خیلی جوونم ( استن فعلا ساکت شو داستان رو خراب می کنی ) چرا ؟،، چرا ؟.
مادر بیل : همینی که گفتم دیپ..... بیل : نه ،، نمیزارم بازم از پیشم بره . مادر بیل : بیل بفهم تو به این پسر وابسته شدی ،، فراموشش بکن . بیل : نه ،، من مثل تو نیستم . دیپر : خب راه حل دیگه ای نداریم باید قبول کنم . بیل : نه دیپر ( با حالت گریه ) این کار رو نکن ،، مثل دفعه بعد ،، لطفا ،، لطفا .
یک دفعه بیل یک فکری به سرش میزنه و میره یک جایی داخل کلبه . بیل : کجاست ؟ ،، کجاست ؟،، آها ،، پیداش کردم . بیل میره بیرون . فورد : نگو اون متر زمانه . مادر بیل : بیل هر کاری بکنی بازم اوضاع همون میشه . بیل : حداقل سعیم رو می کنم چون من شیطان زرد رنگم ،، می خواهم اوضاع رو از ریشه حل کنم . مادربیل : اینکار رو نکن اشتباهه ...
آبشار جاذبه دو ماه قبل بیل برمیگرده به زمان عقب به دوماه قبل . بیل : برگشتم باید جلوی مادرم بگیرم . مادر بیل : بیل پسر عزیز... بیل ادامه حرف مادرش رو قطع می کنه . مادر بیل : پسرم خوشحالم میبینمت . بیل : مادر ( با حالت جدیت ) میشه از اینجا بری . مادر بیل : بیل چی داری میگی من اومدم که..... بیل : نمی خوام نجاتم بدی ،، چون با چشمای خودم آینده رو دیدم ،، لطفا . مادر بیل : بیل ،، چه اتفاقی افتاده؟ ،، تو که اینجوری نبودی ؟. بیل : من می خوام برای اولین و آخرین بگم که من هیچ وقت سایفر بدی باشم ،، میترسیدم بگم چون تو ویل رو فراموش کردی نمی خواستم منم مثل اون بشم.
مادر بیل : اوه ،، بیل من همیشه می دونستم پس اگه می گفتی هیچ وقت فراموشت نمی کردم . بیل : واقعا میدونستی و فراموشم نمی کردی ؟ . مادر بیل : آره ،، من باید برم چون تو به من گفتی برم ولی باید یه روز برگردی خونه داداشات منتظرت هستن . بیل : باشه . دو ماه بعد . دیپر : سلام بیل ،، منو زود فراموش کردی ناسلامتی دوسم داشتی .
دیپر با بیل دست میده و انو آزاد میکنه . بیل : چی ،، تو از کجا میدونی ؟. دیپر : معلومه از خاطراتت ،، دیشب نتونستم به خاطر خاطراتت بخوام . بیل : آهان ( با حالت خجالت ) دوباره ،، باید بیشتر مراقب باشم . دیپر : حالا این هارو ول کن ،، دلم برات تنگ شده بود . بیل : واقعا ؟. دیپر : آره . دیپر میره بغل بیل و بهش میگه : دوست دارم بیل . بیل : منم دوست دارم درخت کاج سمج ،، دیپر . دیپر : همرام نمیای ؟. بیل : نه باید به مادرم سر بزنم و برادرام . بعدا میام پیشت . دیپر : باشه ،، خداحافظ بیل . بیل : خداحافظ دیپر . پایان
خیلی ممنونم تا اینجای داستانم بودید منتظر (« داستان فصل سوم آبشار جاذبه سری دوم ») باشید فقط اینکه چند روز وقت میبره اما سریع میام پیشتون. دوستون دارم بای بای
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
میتونم ازت یه خواهش کنم؟ یه پارت دیگه از این بزاری ؟ میدونم درس و مدرسه هست ولی ... یکی از معدود چیز هایی که میتونه منو به معنی واقعی کلمه خوشحال کنه یه پارت دیگه از اینه . من از اول میخوندم اینو و الان وقتی فهمیدم یک ساله چیزی ننوشته ناراحت شدم راستش پس اگه بنویسی یه لطف بزرگی به من میکنی 🥺🤧
بیپر 2 تو دختری؟؟؟؟؟وااای نمیدونستم:)
بیپر ۲ تلاش کردم ولی نشد.نمی تونم داستانت رو بخونم.
هنوز هم نمی تونم.
بیپر ۲ خاموش روشن کردم نشد.
ب من شمارم رو میدم اونجا واست میفرستم باشه
یه مشکلی پیدا کردم فقط می تونم صفحه اول رو بخونم.
خیلی تلاش کردم که داستان رو بخونم.
منم می خواستم داستان تورو بخونم همین مشکل داشتم اگه بیرون بیای یا خاموش روشن کن گوشیت رو خوب میشه
سلام من می خواستم بپرسم منم درباره آبشار جاذبه بنویسم یا نه.?
نمی دونم هر جور سلیقته
اره،بنظرم بنویس تا ابشار جاذبه از لیدی باگ بیشتر شه ???
فقط برام یک سوال پیش اومد چرا بازدید پا ت آخر کم بود یعنی اینقدر غم ناک تموم شد
آها تشکر
ارع-_-
منم تست بلك پينك و بى تى اس 2 كه ساختم نصفه شب منتشر شد صب كه شد اگهيش تموم شد-_-
الان هفتاد بازديد فقط -_-
خیلی باحاله خیلییییییییییییییی
بله من تبلیغش کردم.