ببخشید من یک مدت نبودم اخه اینترنت نداشتم و یه دلیل دیگه اش هم اینه که نظرات کمه اینم به خاطر تولدمه گذاشتم
اول از همه بالا رو بخونین خب بدیم دیگه 💙💙💙💙 حالت تهوع به او دست داد ...پرنسسی که تابوتش اورا پس زده بود ...سوسکی که داخل کدوتنبل قایم شده بود او هرگز سوفی را انتخاب نکرده بود هر بار آگاتا را انتخاب کرده بود
آگاتا:تو کم ترین چیزی درباره اون نمیدونی و نمیشناسیش اون دشمن تو هم نیست و هنوز هم دوست منه تدروس:احتمالا تو از من آدم بهتری هستی چون من اون چیزی که در درونش میبینی رو نمی بینم تنها چیزی که تو وجودش میبینم یه ساحره حقه بازه آگاتا:پس دقیق تر نگاه کن تدروس برگشت و نگاهش کرد:شاید باید به یه نفر دیگه نگاه کنم
تدروس شمشیر اش را بیرون کشید و سوفی عقب رفت اما به جای ضربه زدن به سوفی روی یک زانو ماند و به طرف سالن چرخید شمشیر را به طرف جمعیت گرفتم و گفت(آگاتا از آن طرف جنگل ها )و شمشیر را روی زمین گذاشت (دعوت من را به ضیافت قبول میکنی ) در سکوت محض آگاتا سعی کرد نفس بکشد بعد صورت پر تعجب و درد سوفی را دید با نگاه به چشم های تورفته و ترسان دوستش لحظه ای در تاریکی و شک فرو رفت اما یک نفر او را از آن حال بیرون آورد ؛پسری که زانو زده بود و همان جوری نگاهش میکرد که از توی بدن جن توی تابوت و توی کدوتنبل به او نگاه کرده بود (قبول میکنم)
اول از همه بگم مال کتاب دوم زیاد نداره ولی طولانی آن دو صفحه ای مینویسه ام تدروس پشت سرش زمزمه میکرد انگار داشت با خودت حرف میزد:( من خیلی دوسش داشتم سعی کردم کاری کنم آرزوش بر آورده بشه سعی کردم همون طور که یه شاهزاده باید این کار رو بکنه داستان رو درست کنم ساخته رو بکشم و به شاهدخت برسم افسانه ها این جوری آن اون هم همین رو میخواست )
بغضش ترکید .( ولی اگر میشد برای همیشه با آگاتا بمونم حاضر بودم به سوفی رحم کنم ما به هم می رسیدیم و پایان رو به دست می آوردیم ولی اون تقلب کرد آگاتا تقلب کرد تمام مدت میدونست سوفی زیر میزه .......... ولی بهم دروغ گفت )
دوستان من دوتا تست دیگه میخوام بزارم نزدیک تولدمه حوصله دارم یکی جملات احساسی آگاتا هست یکی دیگه هم صحنه آخر کتاب دوم هست که اسمش رو قراره بزارم سرنوشت کتاب دوم
یه قسمت هم هست که توی جنگل بی انتها بودن برای ازمون توی جلد دوم که سوفی به شکل فیلیپ داشت با تدروس حرف میزد که بذاره سوفی و آگاتا برن و بعد آگاتا پیداش میشه و با سوفی بحث میکنه بعد تدروس میفهمه که آگاتا واقعا عاشقشم و اون مکالمه . از صفحه ۴۴۶ فصل ۲۴ شرور های بی نقاب
خیلی عالی بود
برای طرفدارای کتاب مدرسه افسانه ای (خوب های بد بد های خوب)یه خبر ویژه داریم🥳🥳💖
توی تستچی یه مدرسه فوق العاده تأسیس شده به نام مدرسه خوبی و شرارت🤍🖤
که همش از روی خود کتابه😍❤
🌺در اکانت کاربر Queen🌺
پس زودباش توی مدرسه ثبتنام کن و وارد دنیای جادویی خوبی و شرارت شو❤💜🍭
توی مدرسه خوبی و شرارت می بینمتون😉💙🖤🦋
من شیپ سوفی و تدروس رو بیشتر میدوست
منم😔
واس دقیقا اصن مح سوفی لاورم باید اسممو گذاشت سوفی لاور اعظم🤣 از بص دوستش دارم بعضی موقع ها تصور میکنم دارم باهاش میحرفم
عععععر من نیززز:")
زیبا بود