پارت پنجم هم رسید خواهش می کنم حتما نظر بدید و از من حمایت کنین لطفان بگین تا پارت ۱۰ بنویسم یا ۱۵
دوستان یه شخصیت جدید وارد داستان شده لطفا در نظرات تون بگید که تا پارت ۱۰داستان رو تموم کنم یا نه
پنج سال پیش از دید الکسا :توی رستوران نشسته بودم بعد از پرداخت صورت حساب کارگاه رفتم تا گوشی اَکسِل رو هک کنم. بعد پنج دقیقه یکی اومد توی کارگاه و گفت :ببین خانم من باید تو رو بکشم یعنی مجبورم خو رو بکشم من:چرا ؟ اون:چون من به پول نیاز دارم و هر کی تو رو بکشه پول گیرش میاد...وسط حرفش پریدم:فقط همین چقدر پول ؟ اون:واقعا می دی؟ من:نه ولی بهت یاد میدم که چطور جورش کنی اون: یعنی با اون روش میشه صد هزار دلار در اورد _اره _چه کاری هست حالا .... بعد کمی حرف زدن با هم اشنا شدیم اون:من ماهر الکساندر هستم من:منم الکسا هستم
زمان حال از دید ماهر رئیس لکیشن فرستاد و سریع رفتم اونجا توی یه کافیشاپ بو بعد از این که سوار تاکسی من شد(خودش تاکسی داره )بعد بهم ادرس داد منم پیچیدم توی یه کوچه که تهش به کار گاه من ختم میشد پیادش کردم و به زور بردمش توی کارگاه و بستمش به سندلی
گفتم :خب اجنبی زبون نفهم یه چند تا سوال ازت می پرسم بعد می تونی بری هر جا می خوای (همه رو به زبان المانی گفت) خب سوال اینه که یعنی خب سوال نیست یه جور نقشه است کل نقشه خونه لئو ها رو بکش اگه نکشی من می دونم با تو . انگار نفهمی ده بود دستم رو بردم رو کمرم که ژست بگیرم گفت:باشه باشه لطفا من رو نکش می کشَم ولی ازت یه کاغذ بزرگ می خوام .
وای چقدر ای ساده بود من فقط همین جوری دستمو بردم سمت کمرم وای چقدر خندم گرفته بود خلاصه تو یه ساعت همه رو کشید منم کامل کل نقشه رو برای رئیس فرستادم وبعد اون رو دادم به کسایی که بهشون طلب داشت خب اینا رو خود رئیس بهم یاد داده دیگه...
از چشم الکسا :دقیقا یه ساعت بعد تموم نقشه رو داد درست حدس زدم یه اتاق مخفی اونجا بود و بعد توی نقشه راه ورود به اتاق هم نشون داده بود ولی باید یه نقشه حساب شده می کشیدم خب باید به یه بهونه ای میرفتم توی اتاق رالنز تا کسی شک نکنه اما چه بهونه ای ? تلفنم زنگ خورد اوف بازم جانی بود جواب دادم :بله جانی _الکسا می سه با هم حرف بزنیم _باشه لکیشن میفرستم بعد براش لکیشن فرستادم اومد با جان:سلام الکس من:سلام چیه چی کارم داری ....
از دید سایوا :همون طور که جان و الکسا باهم حرف می زدن گفتم فهمیدم الکسا.هردو تا شون به من نگاه کردن من ادامه دادم:می تونیم از جانی استفاده کنیم یه بهونه ساده دوست دختر سابق رالنز توی مهمونیه رالنزم اگه با تو حرف بزنه اون عصبانی می شه و حرصش رو سر تو خالی می کنه به غیر از اون جانی هم می شه دوست پسر سابق تو و بین پسرا دعوا می شه تو توی این شلوغی میری اتاق رالنز و اون رو میدوزدی
الکسا :اره عالیه جان:چی من چی بشم الکسا داستان رو برای جان تعریف کرد و جان به من گفت :تو خیلی احمقی اخه کی برای هک یه سازمان این همه پول می گیره رو به الکسا وایسادم و گفتم :اره الکسا کی می گیره ? بعد جان گفت :الکسا تو این کار رو قبلا کردی? الکسا :خب اره من قبلا هکر بودم چیه مگه?
از ادامه زمان حال از دید الکسا:رالنز پرسید کین این دختر خوشگل رو معرفی نمی کنی قبل از این که کین چیزی بگه گفتم من املی ساندر هیتم و رالنز گفت منم رالنز لئو هستم ادامه از دید سیوا؛ نقشه داشت درست پیش میرفت دوست دختر سابقه رالنز (الیشیا)اومد و شروع کرد به دادو هوار و از اون ور جان اومد این وسط الکسا رفت توی بخشه اصلی نقشه....
شرمنده کم بود حتما نظر بدید متشکرم از همتون
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
حتما نظر بدید ممنون از همراهیتون
عالی
عالی عالی عالی
بعدی الان نوشتم در حال برسی هست
لطفابا نظراتتون از من حمایت کنید
اگه جاییش هم بد بود بگین تا بهتر بنویسم
ممنون از همراهی تون
عالییی تا ۳۰???