خب سلام دوستان،این یه داستان جدید بعد از فروزنه.اگه فروزن رو ندیدین حتما ببینین چون خیلی باحال شده و این هم یه داستان جداگانست.خب داستان از یه دختر ۱۸ ساله به اسم کارمنه که خونوادش رو وقتی ۴ سالش بود از دست داده ولی چون پولدار بودن کل داریی پدرش برا اون مونده.به مدرسه نمیرفت و معلم خصوصی به خونش میومد و امروز هم اولین روز دانشگاهشه.خصوصیات ظاهری کارمن:موهای قهوه ای بلند،چشم قهوه ای،قد متوسط،پوست روشن.خب،بزن بریم!?
اولین روز دانشگاهم بود،دیرم شده بود و خیلی هول شده بودم.لیلا،خدمتکارم (لیلا،نه لِیلا)داشت وسایل هامو آماده میکرد منم تند تند داشتم صبحانمو میخوردم. رفتم اتاقم که طبقه بالا بود کیفم را بردارم که لیلا گفت: بانوی جوان! ماشینتون آماده است -ممنون لیلا! بعد از لیلا خداحافظی کردم و تشکر کردم و رفتم داخل ماشین و به سمت دانشگاه حرکت کردیم...
به دانشگاه رسیدم و با راننده خداحافظی کردم و رفتم داخل حیاط مدرسه.اونجا خیلی قشنگ بود و گوشه های حیاط درخت های صورتیرنگ کاشته بودن و رفتم دفتر و شماره کلاس رو پرسیدم (طبقه بالا اتاق سوم از سمت راست) رفتم اونجا دیدم پسرا سمت چپ و دخترا سمت راست بودند.رفتم و روی یکی از میز های خالی نشستم.یه دختر با موهای قهوه ای کوتاه و چشم های قهوه ای اومد و کنارم نشست.(راستی بگم داستان از زبان کارمنه?) گفتم:سلام...اسمم کارمنه.خیلی وقته با آدما به غیر از اعضای خونه حرف نزدم?? -اوه!سلام.اسمم سالی هستش،خیلی خوشحالم که آشنا شدیم... -خب...اممممم... بعد باهم گفتیم:میای دوستی؟! بعد هردو خندیدیم??? -سالی. -بله؟ -میگم،تا حالا... که استاد اومد و همه بلند شدیم و استاد گفت:سلام و صبح بخیر به همگی.خودمو معرفی میکنم.اسمم...
همینطور که داشت خودشو معرفی میکرد چشمم به ردیف پسر ها افتاد که دیدم یکی از پسرها داشت همین طوری بهم زل میزد. همین که دید دارم نگاهش می کنم چشممو اونور کردم که نفهمه
سالی گفت:اسمم سالیه و بعد نشست و منم فهمیدم که باید خودمونو باید معرفی میکریم که گفتم:سلام.اسمم کارمنه...و بعد نشستم و منتظر موندم تا ببینم اسم اون پسره چیه و بالاخره نوبتش رسید و گفت:اسمم لوییزه و بعد نشست.معلم درس رو میداد ولی من فکرم به لوییز بود.زنگ خورد...
سالی گفت:بیا بریم!...من تو فکر بودم و هی اون لحظه ی معرفی لوییز یادم میومد.بهعد سالی گفت:الوووو!کارمن!از زمین به کارمن!کجایی!؟...-ب...بله...-زود باش دختر زنگ خورد...-باش تو از جلو برو من چند تا برگه و غذام رو برمیدارم میام.-باش...وقتی رفت،چند تا برگه و غذامو گرفتم و از کلاس امودم بیرون که...
همینکه اومدم بیرون،لوییز جلوم سبز شد و تمام وسایلم ریخت.-هی! -ببخشید کارمن.بذار کمکت کنم....وسایلامو بر میداشت و اون وسط یه برگه مونده بود خواستم برش دارم همونوقت لوییز هم دستش افتاد رو من.?سرخ شدک شبیه گوجه که نگو??? همیدگرو همینجوری داشتیم نگاه میکردیم که سالی اومد و گفت:دختر کجا موووووو...اوه...بعد برگه رو برداشتم و گفتم:ممنون لوییز و تا جایی که تونستم دویدم و رفتم وسط حیاط...
سالی دنبالم اومدو گفت:واااای دختر!تو چقد خوش شانسی!از اولین روز؟!...-ن...نه...نه نه نه!اصلا اونچیزی که فکر میکنی نیست...-بله ...خوبشم هست???بعد نشستیم و سالی دید که دارم لوییز رو میکشم...-دیدی دختر!تو واقعا عا...-هیس!داری چیکار میکنی؟!...بعد همونوقت لوییز امود و گفت:کا...کارمن...خواستم بگم که بابت اتفاق توی سالن متاسفم...?-نه...مشکلی نیست.من حواسم نبود...
بعد لوییز دستشو تکون داد و رفت...-وااای دختر!تو واقعا دوستش داری! خواستم دهنشو با دستم ببندم که از رو صندلیه،ترق!...افتادیم و لوییز هم برگشت و مارو دید و اومد تا کمک کنه??دستشو بلند کرد و گفت:حالت خوبه؟...-من خوبم.ممنو خودم بلند میشم??بلند شدم و گرد و غبار لباسم رو پاک کردم و لوییز گفت:خب...پس...-آره...خداحافظ?بعد اون داشت میرفت که سالی صدام زد گفت:کارمن...الووو!باز کجایی!...-لویییییز..?????
خندید و گفت:آره...اون...و بعد دوباره خندید??-نهنهنه!اون چیزی که فکر میکنی نیست!اسمش یادم نیومد ناخودآاگاه اسمش یادم اومد گفتم دیگه?-آرهآره فهمیدم??بعد نشستیم و چند دقیقه بعد دیدم سالی داره میره گفتم سالی کجا؟-زنگ خورد نشنیدی؟(تو فکر بودم)-آها،چرا شنیدم?و کل روز به غیر از درس به لوییز فکر میکردم...
خب دوستان اینم پایان قسمت اول.راستی بگم این داستان دو فصل داره و هردو فصل حدود ۱۰،۱۵ قسمته و امیدوارم خوشتون بیاد ازش.این یکی کوتاه بود چون قسمت اوله.حتما حتما نظر بدین و داستان های FROZEN رو اگه ندیدین بگین.ممنون از اهمیت شما...خدانگهدار?
داستان فوق العاده عالی هست😁😁💯
خیلی عالی بود
ببخشید ای چه ربطی به فروزن داشت ؟؟؟؟
عالی بود . لازم نیست تا ابد منتظر بمونی بابا??????
داستانت خوب بود:)
ولی بجای معلم از استاد استف کنی بهتره:)
دوستان سلام.ماه کامل دو اومده له زودی سه و چهار همزمان میاد.نظرات تو ماه کامل دو فراموش نشه?
ماه کامل ۲ تو راهه...منتظر نظراتتون هرروز و هر شب میمونم...?