
خب خب بریم برای این پارت لایک و کامنت هم فراموش نشه😊💜💜
خب سواره ماشینا شدیم و رفتیم سمت باغی که قرار بود فیلم برداری بشه البته باغم که چه عرض کنم جنگل بود ولی خب خوبیش این بود که یه خونه ی بزرگ اونجا بود. م.ج : خب بچه ها برین برای کریم و عوض کردن لباسا که زود فیلم برداری رو شروع کنیم. یک ساعت بعد خب تقریبا همه اماده بودیم این صحنه توی رودخونه ایی که وسط جنگل بود گرفته میشد قرار بود رو هم دیگه اب بپاشیم . کارگردان : سه دو یک شروع تند تند رو هم دیگه اب پاشیدیم کارگردان : کات . عالی بود بریم برای بعدی از اب در اومدیم و گیریمورامون برامون پتو اوردن رزا : بابا سردت نیست * نه خوبم رزی : میشه ما هم اب بازی کنیم * اره وقتی کارمون تموم شد میتونیم دوتاشون : هوراااا م.ج : خب بچه ها بیاین برای صحنه بعدی
چند ساعت بعد بالاخره فیلم برداری امروز تموم شد الان تقریبا ساعت 7 شبه ولی هوا روشنه کوک : خب چیکار کنیم . قراره امشب اینجا باشیم چون فردا هم فیلمبرداری وی : بیاین بریم یکم شنا کنیم شوگا : موافقم بیاین مسابقه بدیم هما از حرفی که زد شوکه شدیم کوک : باور کنید این شوگا نیست این چرا انقدر عوض شده جین : منم باهات موافقم خیلی عوض شده اصلا مثل سابق نیست شوگا : چیهه نمیتونم یکم خوش بگذرونم کوک : نه نه منظورمون اون نبود اینجوری خیلیم خوبه یهو همه خیس شدیم دیدم هوپی و دخترا دارن باهم سمتمون اب میپاشن هوپی : بجای بحث کردن بیاین تو اب
* اومدیم شوگا : واستین حسابتونو الان میرسم منو خیس میکنین بعد شروع کرد به اب پاشیدن روی همه دخترا پشت من قایم شده بودن و می خندیدن و جیغ میزدن نامجون : خب بسه بیاین مسابقه شنا بدیم کوک: خب معلومه که من اول میشم وی : کی گفته من از همه بهترم جین : شروع شد دوباره ساکت شین الان مسابقه میدیم رزا : همه به جای خود سه دو یک رزی : بابا بابا هعی هعی رزا : عمو کوک بدووو تو میتونی کوک : دیدین من بردم رزا : افرین عمو بعد پرید تو اب و افتاد بغل کوک وی : منم دوم شدم به منم بغل بدین رزی : من بغلت میکنم وی : واییی تو چقدر مهربونییییی بعد محکم رزی رو بغل کرد * پس من چی مثلا من باباتونم بعد دوتاشون اومدن بغلم و افتادیم تو اب شوگا : خب بیاین والیبال بازی کنیم کوک : اوکی
نامجون : خب جیمین و شوگا و جین یه گروه وی و کوک و هوپی هم یه گروه منم داورم. خب سه دو یک شروع یک ساعت بعد نامجون : گروه شوگا اینا بردن شدن . ( یهو چشش افتاد به دخترا) واییی خدا اینا چقدر کیوتن جیمین بیا اینا خوابیدن وی : خدا دقیقا مثل فرشته هان * خب بسه بسه دخترای خودمن برین کنار وی : حسوددد شوگا : من رزا رو میارم تو رزی رو بیار * باشه مرسی رسیدیم به اون ویلا من رفتم تو اتاقی که برای من و دخترا و شوگا بود دخترا رو گذاشتم رو تخت و با شوگا رفتیم بیرون * هیونگ به نظرت لونا من و میبخشه شوگا : اره مطمئن باش اون خیلی دوست داره این کارم به خاطر این کرد که تو یکم به خودت بیای * امیدوارم اینجوری باشه ، من واقعا خیلی پشیمونم شوگا : همین خوبه چند روز دیگه هم لونا بر میگرده دوباره مثل یه خانواده میشین ولی باید ایندفعه حواست خیلی بهشون باشه * اره تصمیم گرفتم یه ماه استراحت بگیرم باهم بریم فرانسه یکم حال و هوامون عوض شه شوگا : اره خیلی خوب میشه ولی باید 4 ماه صبر کنی * چرا؟ شوگا : مگه نمیدونی از هفته ی بعد قراره تورمون شروع شه یادت رفته یه ماه برنامه ریختیم * اههههه راست میگی اصلا حواسم نبود
کوک : چی میگین شما دوتا تنهایی بیاین شام بخوریم * اومدیم بعد اینکه شامو خوردیم رفتیم تو اتاقا ها و خوابیدیم ساعت 4 صبح : از زبان راوی : رزا و رزی دوتاشونم از خواب بیدار شدن رزی : من خیلی گشنمه رزا : منم بیا بریم بیرون یه چیزی پیدا کنیم بخوریم رزی : بزار بابا رو بیدار کنیم بعد رزا : نههه بابا خستست بیا خودمون بریم رزی : باشه دوتاشون از اتاق در اومدن و رفتن طبقه پایین تا چیزی پیدا کنن ولی چیزی نبود اونجا با یه خانوم روبه رو شدن خانوم : بچه ها چیزی شده؟ رزا : بله گشنمونه چیزی هست بخوریم خانوم : اره بیاین بریم بیرون بهتون بستنی بدم دوتاشون : باشه ممنون
داستان از زبان وی: خوابم نمیومد از اتاق اومدم بیرون و تو حیاط داشتم دور میزدم که یهو....
یهو.......... نمی خوای بری خونتون😐
خب دیگه تموم شد ممنون که خوندین 😊💜 خیلی دوستون دارم لطفا نظرتون رو تو کامنتا بگین و همینطور اگه دوست دارین بعد از جیمین و دخترا بازم داستان بنویسم تو تست نظرسنجی یکی از موضوع هارو انتخاب کنید اگه کامنتا بجز کامنتای خودم به 30 تا نرسه بعد این داستان دیگه چیزی نمینویسم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی
پارت ۶ نیس
لطفا ادامه بده مخصوصا اینکه جای حساسشو کات کردی 😭🍇
تو تستچی فقط داستان تو رو دنبال میکنم 😆عالی 💞
ممنون حتما
واییی خیلیییی خوشحال شدم مرسییی😍😍💜
بدههههههه
حتما تو برسی
افرین دختر/پسر خوب🦥
ادامشششششش
نهههه
نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
چرااااااااا جایییییی حساس کات کردیییییییییییییی
عالییییی بببوووودددد
گفتم یکم کرم ریزی کنم 😊
ممنون 💜💜
تو بهترینی💪🍓🌺
ممنوننننننن😍
خیلی عالی مینویسی دختر👍👍👍👍👍👍💕🍓🍓🐰🐰💞💞🐰💕💕🐰💞🕊️🕊️
مرسی عزیزم💜💜
داستانت خیلی کیوت و باحال