سلام بچه ها الان که دارم این داستان رو نیندیشم تست تو نوبت برای یه پس من نمیدونم تا کجا نوشتن به بزرگی خودتون ببخشید دیگه.
خب تو این فکر بودم که خوابم برد با صدای زنگ گوشیم بیدلر شدم دیدم جاگد استون زنگ زده ( شماره مرینتو از قبل داشته چون پوستر هاشو براش طراحی میکرده)جواب دادم جاگد:سلام میرینت خوبی گفتم ممنون گفت میشه یه دقیقه بیای هتل بزرگ پاریس منم گفتم حتما رفتن اونجا بعدش وارد اتاقش که شدم گفت سلام مرینت سلام حلال مشکلات من منم گفتم ممنون هههه جگد گفت : مرینت و اقای گابریل نی خوایم یه فیلم کوتاه در باره دختر کشفدوزکی و کربه سیاه بسازیم من قراره اهنگ هاشو بزنم قراره اون پسرش ادرینو توی تقش گربه سیاه بگذاره منم تورو تو نقش کفش دوزک
اولش بهونه اوردم و لی جگد قبول نکرد و گفت مرینت رو ی من زمین ننداز تا احساساتم جریجه دلر یشه منم قبول کردم گفت عالیه امروز تو ی سالن B میبینمت بعد رفتم خونه تا حاضر شم
خب رفتم سالن Bجگد استون هم زمان بامن وارد شد کمی بعد خم ناتالی و ادرین بعد به من و ادرین گفتن برید حاضر شید بعد رفتیم رختکن و حاضر شدیم داشتیم جلوی سالن تنها بودیم بعد اومدیم سالن اصلی رخت کن و گریمور اومد و گریممون کرد البته خیلی کم چون خیلی شبیه بودیم بفد برنامه ریز اومد و گفت خب من گریمور رو میبرم شما هم ماسکاتون رو بزنید و بیایید
بعد من و ادرین روبه روی خم وایسادیم و به صورت ارام و با استرس ماسکامونو زدیم (عکس همین پارت)بعد که چشامونه باز کردیم قیافه دوتامون این بود????? من گفتم پیشی اونم گفت بانوی من
بعد گفتم ادرین میشه دستت رو ببینم اونم گفت باشه. خودش بود معجزه گر گفتم پلگ کو گفت اونجاست بعد گفت پلگ بیا بیرون پلگ رو دیدم و با ناراحتی گفت الان مثل اون کممبری م که زیر بالشت له شده( کنایه به فیلیکس)بعد اون گفت بانوی من واقعا تو هستی مرینت گفتم پیشی =ادرین بعد به تیکی گفتم بیاد بیرون پلگ و تیکی هم و دیدن و بقل کردم بعد پلگ کفت دلم برات تنگ شده بود حبه قند
بعد گفتم وقت این حرفا نیست نباید ما رو بااین لباسا ببینن ادرین گفت فکر کنم یه نقشه دارم. بعد گفت مرینت ما میگیم برای این نقش اول باید گرم کنیم بعد وسطای ورزش یهو دنده ات در میره و و میریم بعد دختر کشف دوزوی و کربه واقعی میان و اونا فیلم رو میسازن من گفتم نقشه ات عالیه ولی اگه گفتن تو بمون چی گفت من بدون بانوم هیچ کاری انجام نمیدم بعد رفت و نقشع رو عملی کردیم
بعد رفتیم و تبدیل شدیم ولی قبلش کلی. کممبر و ماکارون خریدیم واسه فیلم برداری بعد فیلم برداری رفتیم بالای برج نشستیم و گربه گفت نظرت چیه راجب اینکه هویت همو فهمیدیم گفتم من میخواستم کشف هویت کنیم چون برای پاریس هم من باید با یکی در ارتباط باشم هم یکی بامن بعدش گفت منم بدم نمیومد هویت بانمو بدونم بعد گفت مرینت راستی تو گفتی که فاشق یکی دیگه بودی اون کی بود گفت اون ادرین بود اون تو بودی پیشی بعد همزمان گفتیم یعنی ما این همه مدت عاشق هم بودیم و نمیدونستیم؟؟؟ بعد گفت از این به بعد باهمیم گفتم اره ولی تکلیف کاگامی چی میشه ادرین گفت من از اولم عاشق اون نبودم اونم عاشق من نبود عاشق لوکا بود ما به اصرار پدر مادر هامون باهم بودیم گفتم پس باید به همه ایند بگین که ما عاشق همیم اونم گفت پس فردا از نینو میخوام جاشو با تو عوض کنه ولی یه شرط داره گفتم چی کفت باید فردا جلوی همه بغلم کنی و ? م کنی من با اینکه سرخ شدم گفتم باوووشه.
فردا صبح شد و رفتم مدرسه بععععععععععععدددددددددددددشششششششششش
خب دوستان پارت بعدی رو فردا میگذارم برای دوستاتون به اشترکا بگذارید
کامنت ................
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
فالویی💖بفالو
بچه ها من نگرانم شاید حسنا کرونا گرفته باشه
واقعا گشنگ بود ولی زودتر بزار دیگه?????????
ادامه بده
سلام خوبی عالی بود این تست راستی???❤ یک سوال داشتم میخواستم بدونم که شماها این عکس های پارت ها را از کجا می آورید??؟؟
عاااااااااالی بود??????
خوب بود ولی ای کاش سریع هویتشون فاش نمی کردی
برای ادامش کنجکاوم بعدی رو بیشتر بنویس
داستان منم بخونید اسمش نیش عقرب هستش
ممنون
من اولین نفرم عالی