یه داستان جدید و قشنگ که سبکش اکشن هست البته ممکنه سبکش یکم تو فصل اول روز مره باشه ممنون از همراهیتون?????❤
از خواب بیدار شدم حس عجیبی داشتم این حس می تونه بخاطر یک اتفاق باشه که...
یعنی اون حس چیه ?تازه اطلاعات داشت به مغزم میرسید که هم خونم صدام زد الکسیس نخواب انقدر خواب الو ☺. صدای پاش رو میشنیدم که داره به سمت اتاقم میاد و بعد یه ضربه به در زد و در رو باز کرد یه دفعه??
که یه دفعه جیغ کشید احساس کردم بجای جیغ اژیر کشید? و بعد پرید رو تخت .من گفتم :اخ پام انابل از رو پام پاشو پام شکست?.انیا با یه چهره عصبانی به سمتم برگشت? و...
وبعد از روی پام پاشد و گفت :الکسیس میبینی چقدر خوشحالم با این حساب به روی خودت نمیاری؟ ? من گفتم اره دارم میبینم که چطور از خوشحالی جیغ بنفش میکشی?(برای کسایی که نمی دونن جیغ بنفش جیه این یه جیغ باصدای خیلی بلند هست)
بعد کمی مکث پرسیدم خب چرا جیغ می کشی گفت :من و تو میریم نیویورک قیاف من?قیافه انیا? بعد گفت من از طرف تو و خودم یه تست بازیگری دادم اما چون تو نویسنده خوبی هستی من یکی از داستانات رو براشون ارسال کردم ? الان تو هم به عنوان فیلم نامه نویس قبول شدی?
خب انگار اون حس همین بود واقعان دلم در همین فکرد بودم که تلفن زنگ خوردمی خواست انیارو خفه کنم حتی ازم نپرسید دوست دارم بیام ؟ بیخیال انیا دیگه
که تلفنم زنگ خورد بعد چند ثانیه به خودم اومدم و به اسمش نگاه کردم و گفتم:::اوففففففف _چرا ؟نکنه جانیه وای پسر خیلی خوبیه چرا جوابش رو نمی دی _بیخیالش اولا پسر نچسبیه دوما من....
وسط حرفم پرید? اره تو از پسرا خوشت نمیاد حداقل بده من حرف بزنم باهاش ?تلفن رو دادم بهش :بیا تو خیرش رو ببر این خط هم مال تو من شماره جدید میگیرم و بعد قطع شد? من بعد صبحونه رفتم ورزش داشتم به کار انیا فکر می کردم که اگه فیلم نامه بنویسم خیلی خوب میشه توی افکارم غرق شده بودم که...?
پارت اول تموم شود ممنون از همراهی تو سعی می کنم پارت بعدی رو امروز یا فر دا بزارم??
این داستان چطور بود نظر بدین لطفا
عالی بود دوست عزیز
سلام خيلى عالى بود
فقط يه چيزى ، چرا نتيجه ى تست برام نمياد وگرنه كه عالى بود
سلامممممممم ،داستانت عالی بوددددد خوشم اومد ولی بیشتر بنویس منم باید بیشتر بنویسم چون بهم پیشنهاد دادنننننن تو هم بیشتر بنویسسس?♥️