هلو گایز 👋🏻 اینم داستان جدیدمه
خب این داستان که این داستان عاشقانه دراکو و هرماینی هست😁 حالا بزن بریم واسه شروع داستان راستی هم اینو ادامه میدم هم قبلی
قبل شروع بگم داستان از سال چهارم شروع میشه که هری و هرماینی و رون از قطار پیاده میشن💖💚 هرماینی : از قطار پیاده شدم دیدم دراکو از جلومون رد شد ولی برعکس همیشه تیکه ننداخت و اضیت نکرد اون دست یک دختری رو گرفته بود و با هم رد شدن🥺 و منو دید و رفت اون لحظه حس بدی داشتم اما نمیدونستم چه حسی بود هری : هرماینی حالت خوبه؟ هرماینی به چی زل زدی __ هرماینی : ا ... ر...ه من خو..بم ( با بغض میگه ) __ رون : چی شده چرا چیزی به ما نمیگی __ هرماینی با داد میگه: چرا باید همه چیز رو به شما بگم اینو میگه و با ناراحتی از هری و رون جدا میشه
شب میشه و میرن بخوابن هرماینی با خودش میگه : من چرا با هری و رون اینطوری حرف زدم به نظر هری خیلی ناراحت شد ___ هرماینی صبح میره پیش هری و میگه : هری ببهشید اینطوری باهات حرف زدم دیشب حال خوبی نداشتم __ هری : باشه مهم نیست ولی راست میگی شاید لازم نباشه همیشه همه چیز رو به هم بگیم البته منظورم تو نیستی ولی رون.... __ هرماینی: رون چی چیزی شده که با رون نیستی __ هری : رون درک نمیکنه
هرماینی و هری به کلاس معجون ها که با اسلایدرینه میرن __ هری: اه چرا با اسلایدرین دوباره حوصله مالفوی رو ندارم بعد یکم فکر میکنه میگه : ولی به نظر اینبار به یک دختره سرگرمه خوبه حداقل نمیاد رو مخ ما مگه نه ؟ __ هرماینی : به دروغ میگه عالیه و بعد پروفسور اسنیپ میاد و سوال از هرماینی میپرسه و هرماینی جواب میده دراکو : دیدم از گرنجر سوال پرسید وقتی نگاهش کردم دیگه ازش بدم نمیومد احساس میکردم تا الان اشتباه میکردم بهش میگفتم گند زاده شاید بهتر باشه باهاش دوست باشم بعد که یکم فکر کردم دیدم نمیشه باهاش دوست باشم من باید فقط به چیزی که خانوادم میگن گوش کنم😪
هرماینی و هری باهم تنها بودن هرماینی که خیلی ناراحته سرشو روی شونه هری میزاره __ هری احساس میکنه هرماینی رو خیلی بیشتر از قبلش دوست داره بعد چند روز هرماینی به کتابخونه میره و بازم دراکو رو میبینه از زبان دراکو : دیدم گیرینجر داره بهم نگاه میکنه ولی تا نگاهش کردم سریع سرش رو به اونور کرد خواست بره بابت بد رفتاری هاش از هرمابنی معزرت بخواد ولی بازم بخاطر خانودش با ناراحتی رفت
راستی اتفاق هایی که تو هری پاتر و جام اتش بود توی این داستان هم میوفته ولی من ننوشتم تا اینجا فقط دامبلدور گفت که از مدرسه های دیگه به هاگوارتز اومدن و درباره جام و اینا حرف زده
چند روز گذشت تا به جشن یول بال رسید..... دراکو : به جشن یول بال رسیده بودیم باید از یک نفر در خواست میکردم تا با من به برقصه پانسی کنارم نشسته بود خواستم بهش بگم که باهام به جشن یول بال بیاد ولی انگار دیگه ازش خوشم نمیومد و بعد از پیش پانسی رفتم تا اینکه توی پله ها هرماینی رو دیدم که داره با ناراحتی از پله ها پایین میره دلم براش سوخت اومد و داشت از کنارم رد میشد حتا نگاهی بهم نکرد وای من بهش سلام کردم هرماینی : دیرم دراکو بهش سلام کرد ولی جوابش رو ندادم چون میفهمید دارم اشک میریزم دراکو : دیدم جوابم رو نداد خیلی ناراحت شدم و بهش گفتم : میشه به حرفم گوش کنی و بعد هرماینی وایساد منم بهش گفتم ....
نتیجه 1
تامام😁 مرسی از ناظری که این داستان رو برسی میکنه😘 چالش : اگه میتونستی دوتا از شخصیت های هری پاترو که با هم دوست نیستنو دوست کنی اونا کیا بودن؟ من خودم هرماینی رو با دراکو دوست میکنم💖💚
نتیجه 2
تامام😁 مرسی از ناظری که این داستان رو برسی میکنه😘 چالش : اگه میتونستی دوتا از شخصیت های هری پاترو که با هم دوست نیستنو دوست کنی اونا کیا بودن؟ من خودم هرماینی رو با دراکو دوست میکنم💖💚
نتیجه 3
تامام😁 مرسی از ناظری که این داستان رو برسی میکنه😘 چالش : اگه میتونستی دوتا از شخصیت های هری پاترو که با هم دوست نیستنو دوست کنی اونا کیا بودن؟ من خودم هرماینی رو با دراکو دوست میکنم💖💚
نتیجه 4
تامام😁 مرسی از ناظری که این داستان رو برسی میکنه😘 چالش : اگه میتونستی دوتا از شخصیت های هری پاترو که با هم دوست نیستنو دوست کنی اونا کیا بودن؟ من خودم هرماینی رو با دراکو دوست میکنم💖💚
خیلی خوب بود
ج چ : هرماینی و دراکو قطعا
عالی.چ:هری و ریدل
عالی
چالش
دراکو و هرمیون
رون و دراکو 😁
هری و دراکو 😊
ولدمورت با هری🤯
خیلیی قشنگ بود
چالش:هرمیون .دراکو
چالش هرماینی و دراکو 😍
خیلی خوب بود 😇 منتظر پارت بعدی هستم 😍
پارت بعدب هم تو برسیه😇
باز هم ادامه بده خیلی عالی بود
چ : دراکو و هرماینی -لونا و هرماینی
نظر لطفته عزیزم 😘❤
عالی بود ❤
ج چ : هرماینی و دراکو
مرسی 🥰
قشنگ بود ادامه بده ❤
چالش : هرماینی و دراکو ❤💚
مرسی حتما ادامه میدم
خیلی قشنگه من میرم دنبالش میکنم
🥺❤
عالی بود
عاجی اون یکی داستان رو ادامه میدی؟
چالش : هرماینی و دراکو
بله قللی هم ادامه میدم