
به نظرتون زود تر تمومش کنم یا پارتای بیشتری بنویسم؟

من: مامان؟ مامان: جانم؟ من: یچیزی میدونستی؟ مامان: ن چیو؟ من: من قراره خواهر شوهر بشم کوکی و جیمین با دو تا دختر قرار میزارن لیسا و رزی ماشالا یه تیکه ماهن حرف ندارن خوشگلن معربونن اخلاقشون خوبه درهر صورت میتونن اینارو ادم کنن مامان: سانا راست میگه؟ جیمین: به جون سانا که میخوام سر به تنش نباشه دخترای خوبین عمو: پس یه عروسی افتادیم و همه دست زدن به جز برج زهر مار بابا: پس منم برم راجع بشهون تحقیق کنم جونگ کوک: خواهرن من: اووو دوقلو؟ جیمین؛: اره

من: اخ اخ شماهم دوقلویین همسانن یا ناهمسان؟ جونگ کوک: اه به ایناش چیکار داری؟ ناهمسانن من: ا خو زن داداشامن به به پس عین همین از قدیم گفتن خدا خوب درو دیوارو با همدیگه جور کرده بابا: اون درو تختست نه دیوار من: مهم اینه به هم بیان من برم بخابم شب بخیر به تهیونگم محل ندادم کثافت عین چی شسته با اخممم رفتم بخوابم فردا کلاس دارم با این خره هیییی خاک تو سرم این گفت از گلاس برم بیرون دیگه هم نرم که

اوووفف بلند شدم باید اروم برم کسی بیدار نشه در زدم تهیونگ: بله؟ من: بیداری؟ تهیونگ: ن روحم داره جواب میده چی شده؟ من: میشه بریم تو حیاط کارت دارم تهیونگ: باشه بریم رفتم شا سرم کردمو رفتم تو حیاط رو تاب نشستم تا بیاد صدای پاش اومد سرمو بالا اووردم تهیونگ: چی شده؟ من: میشه من بیام سر کلاس؟ تهیونگ: گفتم نه من: خواهش میکنم هر کاری بخوای میکنم یکم فکر کرد یهو شیطون شد ته ته: هر کار؟ من: اره

تهیونگ: پس نباید هیچ وقت سر کلاس من تقلب گنی نمره هاتو از۱۶حساب میکنم و به کسی هم نگو من پسر عموتم من: چییییی؟ از۱۶؟اوف باشه تهیونگ: شب خوش شبت پر کابوسای رنگی بیشور اوفف رفتم خابیدم ا من کجام؟ چرا ملت با بیل افتادن دنبالم؟ چرا بهم میخندن؟ من؟ شلوار کردی؟ چیییییی؟ و از خاب بیدار شدم اه خاب بود و خندیدم که دیدم جفت برادر گرامی وارد شدن و عین چی منو نگاه میکنن جیمین: ماااامااااان بیااااامامان زود اومد: چی شده؟ جونگ کوک: دخترتو نگا عین اسکلا داره میخنده مامتن: خاک به سرم سانا چی شده؟ من: هیچی بابا خاب دیدم

من: خب قربون جفت دستان بلورینتون برین بیرون لباسامو عوض کنم مامان رفت من: شما دوتا نمیرین؟ جیمین: نه خواهر جان راحت باش من: د برین گمشین دیگه تا با ارنجم نیومدم تو حلقتون جونگ کوک: بیا بریم باز میاد میکشتمون رفتن بلند شدم به ارایش ریز کردم لباسم پوشیدم باز دیر نکنم رفتم پایین من: سلااام عمو سلام دخترم زنعمو: سلام سانا جون خوبی؟ من: ممنون کلا همه جواب دادن به جز اق ته ته نشستم صبحونه خوردمو رفتم

رسیدم رفتم تو کلاس خوبه هنو نرسیده رفتم کنار سوزی نشستم سوزی: سلاام خانم خبر نمیگریا من: سلام سوزی ببخشید وقت نشد سوزی: حالا ذیگه وقت نشد قبلا که ۲۴ساعتی بم زنگ میزدی من: عموم اینا از خارج اومدن واسه همین راستی هفته دیگه تولدمه ها سوزی: اره بذیم خرید بعد کلاس؟ من: بریم منم خرید دارم سوزی: باشه هیی استاد جیگره اومد دیدم تهیونگو میگه هیچی نگفتم نشستم به گوش کردن

اسلاید زیاد ورداشتم شرمنده💜😐

عکس هایی که گذاشتم سوزی و سانا بود😐🍭♥
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عزیزانم تا یه مدت نمیتونم تو این اکانت فعالیت کنم💜چون گوشیم گم شده و این گوشی مامانمه😐💜و پارت بعدو تو این اکانتم گذاشتم
واییی عالی بود خسته نباشی❤😻
فقد یکم بیشتر بنویس😂❤
مرسیی اره میدونم خیلی کمه اما الان پارتای بعدو مینویسم بیشتر میکنم
ج چ : نه وانس نیستم و با شیپ کردن شون هم مخالفم ولی آرمی ام و بایسم تهیونگه و بایس رکرم کوک