
سلام ببخشید دیر اومدم تستچی رد میکرد داستانمو خب چه خبرا و لطفا از داستانای دیگه دارم مینویسم حمایت کنید تنکص لاوم🥺✨❤️

از زبان لونا:باورم نمیشد کی بود 😳😳 اون اون داداشم بود(خب همونجور که دیدین داداشش بود😐و اون اومده نیویورک تا لونا رو ببینه و درسش تموم شده )پریدم بغلش محکم بغلش کردم طوری که فک کنم بدبخت داشت له میشد (نکته:اونجولی که گفتم فق بینیشو عمل کرده بود گفتم که بدونین😐)از زبان کوران:دیدم لونا یک پسرو بغل کرد 😳🖤😠رفتم پیششون لونا رو اوردم تو بغل خودم(جوری که لونا پشتش به کورانه هنو ندیدش)لونا میخواست چیزی بگه که منو دید حرف تو دهنش ماسید بش گفتم نمخوای معرفی کنی لونا گفت:عا چرا چرا کوران ایشون داداشم هست و تیم ایشون کوران دوست پسرم هست(توجه توجه میگین چرا کوران اینطور کرد مگه تیمو ندیده خب اون فقط صداشو شنید خودشو ندید )یکم به پسرع توجه کردم عه اینکه 😳🖤
اونکه تمه خودمونه(بل بل دوست قدیمیش و همینطور جیمین بی تی اسه تیمه فق اسمش تغییر کرده)ایندفعه من پریدم بغلش چشا لونا مثه قورباغه شده بود کخخ😂💔اونم منو بغل کرد و گفت: چه خبر پسر کجا بودی من گفتم:من کجا بودم تو انگار شما تو عوض کرده بودی گفت:عااا حواسم نبود ببخشید رفیق گفتم :اشکال مداره مهم الانه گفت پس تو شاهزاده لوسی نه؟😂 +چی #(مال تیم)لقبی که لونا بت داده (یک نگاه یه لونا کردم و یک نگاه به تیم کردم چشمک زدم فهمید میخوام چکارکنم )پس گفتم+خب دیگه چیزی نگفته #چرا اتفاقا میگفت دختر بازه احمقه بی ادبه زشت لوش وننر +خب باشه لونا خانوم دیگه به من زنگ نزن چون دوست دخترام ناراحت میشن بای (لونا بدبخت داشت سکته میکرد اومد دنبال من گفت بزار توضیح میدم +نمیخواد بدی برو خونتون ) (رفتن خونه)از زبان لونا:
رفتم خوونه جولیو دیدم دوییدم بغلش کردم(نمد گفتم یانه اینا باهم تشتی کردن و جولی تصمیم گرفت ادم خوبی بشه میگسن کِی خب همون موقع که داشت لباس عوض میکرد فلش بک به موقع رفتن::از زبان لونا::داشتم لباس عوض میکردم یکی در زد گفتم بفرمایید اومد داخل جولی بود گفتم چیزی شده☺️☺️ گفت خی چیزه لونا من معذرت میخوام که این همه مدت اذیتت کردم گفتم چیزی شده گفت من از همون اول کورانو دوست نداشتم مادر پدرم مجبورم میکردند گفتم اشکالی نداره پس الان دوستیم نه گفت اره 😀😃 گفتم میخوای بیای پارک گفت نه نمیخوام خلوتتون را خراب کنم گفتم هرجور مایلی. پایان فلش بک::
جولی گفت چیزی شده گفتم کوران گفت از اینجا برم گفت اخه چرا گفتم چون (همه قضیه را تعریف کرد)گفت نگران نباش کوران به خاطر همچین چیزه چرتی ولت نمیکنه گفتم ممنون تو خیلی خوبی گفت خواهش میکنم حالا بیا بریم بالا گفتم باشه
از زبان کوران ::(اوفف حالا برم بش بگم شوخی بود بسشه🤭🤭)رفتم پیشه لیلی خانوم گفتم لونا کجاست گفت پیش جوای خانوم دارن فیلم نگاه میکنن گفتم چیییی😳(نمدونه دوست شدن😐) فتم بالا دیدم دارن باهم میخندن با خودم گفتم(حتما اشتی کردن🌚😉)رفتم داخل گفتم لونا یک لحظه میای گفت باشه🥺✨❤️ اومد بش گفتم یک چیز بگم ایا قول میدی قاطی نکنی گفت باید بفهم چیه گفتم خب ام چیزه من الکی خواستم نقش بازی کنم که تو بری خونتون و من با تو قهرم گفت چیییی😠😠😠😠😠و اومد دنبالم منم تا تونستم فرار کردمدور خوونه
میدوئیدیم و لیلی خاانوم و جولی هم به ما میخندیدن اخر من رفتم اینور مبل اونم اونور رو بهم گفت اگه نیای یکی نزنمت من میرم خونمون(کاری که من همیشه به پسرا فامیلی میکنم میزنم پس کلشون😐کلا بچه فضولیم)منم چون دوستش داشتم رفتم اومد نزدیک یکی زد که مغزم اومد تو دهنم 😬🥴😱گفت تا تو باشی که برا من فیلم بازی نکنی من گفتم عجب زن ذلیلی هستم من 😐اونم گفت همین که هست ناراحتی برم با استفان(اسم اون پسره چی بود همون که دوسته لونا بود یادم نی اسمشو) یهوو رگ غیرتم بر خورد گفتم تو غلط میکنی😐گفت خب حالا توهم😐خلاصه دعواشون تموم شد و کوران الان خانواده لونا اینارو دعوت کرده
بریم شب::از زبان لونا ::امشب خانواده ام دارن میان پس من رفتم یکم حموم کردم رفتم یک بلرسوت صورتی پوشیدم (میخواد با جولی ست کنه 😐😐😐)رفتم بیرون کوران اومد کنارم گفت یک چیزی یادت رفتم گفتم چی اشاره به لپش کرد و گفت این🥺😱✨رفتم جلو و لپش را ب و س ی د م (حالا شما میخواین یک جای دیگه هم بزارین😐✨)گفت اخیش انرژی گرفتم خندیدم و گفتم لوس
رفتیم پایین دیدم در میزنن رفتم باز کردم خانواده ام بودن هوووراااا💃🏻😻رفتم تک تکشون را بغل کردم بابا نبود مثه همیشه 😔🖤 اون دوتا(اشاره به خواهراش)نمد چرا قرمز میشدن و خجالت میکشیدن فک کنم جز چیزایی که تعریف کردن کاره دیگه ای هم کردن(بل بل اینا با سانسور تعریف کرده بودن)موقع شام شد لیلی خانوم هم اومد مامان من هم اعتراضی نکرد چون میدونست کار منه جسیکا هم داشت با جولی حرف میزد بقیه هم میخوردن(😐😐)
یک چیزی ذهنمو درگیر کرد چرا جولی و تیم تا همو میدین سرخ میشن وای وای امکان نداره اونا عاشق شدن وایییی💃🏻💃🏻✨✨✨💃🏻(بعد از شام)به تیم گفتم یک لحظه میای کوران با چشمو ابرو گفت کجا منم با چش ابرو گفتم بعدا میگم اونم سر تکون داد رفتم به تیم گفتم داداشی زود تند سریع تعریف کن گفت چ چیو ب باید توضیح بدم گفتم جولیو دیگه🤭😉چشممو دور دیدی گفت امم خب چیزه اممم گفتم ای بابا فهمیدم حالا بیا برو بش اعتراف کن گفت یعنی اون منو دوست داره گفتم اره داره حالا بیا برووو باشه از زبان تیمم :::رفتم به جولی گفتم ببخشید میشه یک لحظه بیایندتو حیاط گفت:کاشه یعنی نه چیزه داشه اممم نه نه یعنی باشه (یادی کنیم از مرینت )رفتیم تو حیاط بهش گفتم
خب این پارت هم تموم شد جای حساس هم قطع نکردم و لطفا لایک کنید کامنت بزارید تا من انرژی بگیرم تنکص لاوم بای✨😐❤️
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بالاخره امد هوراااا ممنون منو بگو که فکر میکردم یک کسی یه که لونا رو دوست داره دمت گرم عالی بود
مرسییی عشقممم
عالی بود 😘👍🏻
پارت بعد رو بزار 🙏🏻
مممنون❤️
عالی بود👌😘
مرسیییی🍫🥰