سلام گایز ممنون ک تا الان دنبالم میکنید و داستانم و میخونید و از آبجیای عزیزم هم ممنونم ک تا الان انرژی مثبت بهم میدادن از همتون ممنونم آبجیای عزیزم از دور میبو سمتون الان بریم و قسمت ششم داستان رو با من و تستچی همراه باشید الان ساعت ۱ شب هست و ۳/۱۰ هست
و ۲ ساعت با هم حرفو بازیو... اینا کردیم نگای ساعت کردم دیدم یک رب ب ۶ هست(یک ربع ساعت قبل از ۶)ناراحت شدم و از بچه ها خدافظی کردم ک یهو ی ماشین جلوم وایساد شیشه هاش دودی بود نتونستم طرف رو ک تو ماشین بود روببینم برای همین ترسیدم ک طرف شیشه ی ماشین رو داد پایین دیدم مارتین هستش گفت : منطزر چ هستی آجی سوارشو گفتم: هیچی داداش و سوار شدم (ماشین مارتین شبیه ماشین آدرین اینا هست) گفتم : داداش لباسامو آوردی؟ گفت: آره آجی گفتم : ممنون داداش ... ولی خونه چ میشه داداشم گفت: خونه رو ... همینجوری نگهش میداریم باشه داداش کلید رو ک داری ن گفت: آره ....ایناهاشش و کلید رو از جیبش در آورد و داد ب من من هم گفتم: داداش نظرت چیه ب ی خونواده ی نیازمند بدیمش گفت: فکر خوبیه ولی باید اول لباس های مامان بابا رو از اونجا برداریم بعد این کار رو انجام بدیم گفتم باشه داداش
و رفتیم تو هوا پیما البته جت شخصی برادرم بود رفتیم داخل چون سفر طول میکشید من روی شونه ی داداشم خابم برد از زبان مارتین یک ماه قبل ): داشتم با گروهم روی آهنگ جدیدمون کار میکردیم ک یهو گوشیم زنگ خورد بهش توجه نکردم و ب کارم ادامه دادم ک جک( یکی از اعضای گروه)گفت: مارتین بهتر نیس جواب بدی اینبار ک گوشیم زنگ خورد باز هم اهمیت ندادم ولی شاد هم جک راست گفته باشه شاید مامان بابام باشن الان یک هفته زنگ نزدن و بلوبری( لقبی ک مارتین ب مرینت داده) هم همینطور رفتم ک گوشیم رو بردارم دیدم قط کردن گوشیم رو باز کردم دیدم بلوبری هستش براش زنگ زدم خوشحال بودم ک بلاخره یکی ازشون زنگ زد(منظورش خونوادش هست)گفت وگو ی بین مری و مارتین): الو سلام داداشی حالت خوبه _الو سلام مری خودارو شکر تو خوبی آبجی _آره داداش _کاری داشتی آبجی از مامان بابا چ خبر _داداش خودتو پاریس برسون امروز (همین جوری ک حرف میزد صداش میلرزید و انگار بغض تو گلوش گیر کرده بود نزدیک بود گریه کنه) گفتم مرینتچی شده مرینت مرینت هی میگفتم الو الو الو ک ی دختر برام همه چیز رو توضیح دادگفتم باشه ممنون بعد دختره گفت خاهش خدافظ من هم خیلی ناراحت بودم و برای بچه ها موضوع رو توضیح دادم...
رفتیم ب کلاب میرفتیم تا از اینا🥃🥂🍻🍺🍹🍸بخوریم من هم از اینا🥃 خیلی خوردم و م.س.ت شدم وقتی بیدار شدم دیدم روی تختم هسم بدنم و سرم دردم میکرد( ازبس خوردی ۵ شیشه بس نبود ۲۰ تا خوردی و منتظری چیزت نشه میدونیم قدرت م.س.ت نشدنت زیاده ولی ن در این حد مارتین : نویسنده خفه مشی تا کار بدستت ندادم بنده ( نویسنده): حالا تو کار دست من میدی یا من کار دست تو میدم ها مارتین: هه حتما من بنده: هه ببینیم و تعریف کنیم یکی رفت و مرینت رو کشت الان خوبه هه جواب بده ن مارتین: غلط کردم ببخشيد ببخشيد ببخشيدببخشيد بنده :آلان شد ی چیزی )ببخشید برید صفحه ی بعد ادامه ی داستان
ادامه : ب زور بلند شدم ی دفه حالم بهم خورد رفتم تو سرویسبهداشتی و با.لا آوردم وقتی حالم بهتر شد ی دو سه تا دس لباس توی ساکم گذاشتم و ب بچه ها ( منظوش اعضای گروه هس) خبر دادم دارم پاریس میرم و رفتم و سوار جت شدم صب رسیدم خونه زنگ در رو زدم مرینت با لباس خابش اومد و در رو باز کرد وقتی دید من هستم پرید بغلم و گریه کرد من هم بغلش کردم و دلداریش دادم و بعد رفتیم داخل صبونه خردیم مرینت میخاست بره مدرسه ک گفتم میرسونمت اونم گفت باشه روسوندمش و رفتم دنبال کارام و بقیشو ک می دونید
زمان حال از زبانمرینت): رسیدیم چین از جت پیاده شدیم و داشتیم ب پیاده راه میرسیدیم ک مارتین ی ماسک مشکی و کلاه مشکی پوشید من هم فهمیدم ک تا طرفداراش دنبالش نکنن و ی دفه ی ماشین جلوم ظاهر شد و...
لایک و کامنت یادتون نره ممنون ک داستانم رو خوندید
توهین نمیکنم ولی اصلا خوب نیست هیچ چیزی بین کت نوار و لیدی باگ نیست اصلا فکر نکنم مرینت لیدی باگ باشه تو داستانت . آدرینم که ول کرد رفت چین . پدر و مادرشم که مردن . خیلی چرت شد😕
عالی عالی عالی❤❤
عالی
ممنون
عالی میشه یکم عاشقانش کنی
در آخر حتما عاشقانش میکنم نگران نباش
عالی بود اجی پارت بعد رو زود بزار
ممنون آجی
الان تو برسی هس
مشتاقانه منتظر پارت بعدی هستم لطفاً زودتر پارت بعدی رو بذار آجی
ممنون آجی
الان تو برسی هس
فوق العاده
بببعععدددبیببببببببیییییی
ممنون حتما
سلام منم روح نویسنده اگر میتونی تست هایی را که من میفرستم را برسی کن
انتخاب سخت -کمیک فراموشی-طنز میراکلس
اینارو برسی کن لطفا
سلام روح نویسنده
ولی من ناظر نیستم ک اینارو برسی کنم
متاسفم
عالیه، قسمت بعدی رو زود بزار
ممنون حتما
بعدی را بزار ولی این چ باگیه؟20 ساعت از گذاشتن داستانت گذشته با من 10 تا لایک خورده ولی یکی کامنت 0_0
ممنون چشم
ولا خومم نمیدونم سیچه