سلام این قسمت پنج خیلی باحاله
نرسیدم سوسکمار رو بگیرم و رفتم به حالت عادی برگشتم،از چشم گابریل اگراست(ارباب شرارت):سوسکمار با دوتا معجزه گر برگشت و من حالا قوی تر شده بود آکوما ازش گرفتم بعد رفتم به حالت عادی برگشتم حالا که با استفاده از تلبلت محافظ قبلی جعبه معجزه گر ها معجزه گر تاوس رو درست کرده بودم و حالا با استفاده از قدرت های خرگوش و آهو درصد موفقیت بالاخره رفته
از چشم مرینت:حالا هاک ماث خیلی قوی تر از قبل شده و شکست دادنش سخت تر شده☹☹ داشتم تو خیابان قدم میزدم که دیدم سوسکمار دوباره برگشته و داره خیلی سریع میره تبدیل به لیدی باگ شدم دیدم کت نوار هم اینجاست گفتم تو اینجا چیکار می کنی گفت من سفر ام به اینجاست تو چی؟ گفتم من تا فهمیدم با کوامی اسب آمدم گفت آهان
بعد داشتیم دنبالش می رفتیم که بهش رسیدیم به گربه گفت پنجه برنده ات رو فعال کن و بعد فعال کرد بهش گفتم بزن به کمر بندش فکر می کنم که آکوما اونجا باشه(چون که گاز از اونجا خارج شده بود) بعد گربه آمد بزنه ولی اون جا خالی داد خورد به ی زن که اونجا بود منم سریع گفتم چیکار کردی گفت گروه خوش شانسی ی سنگ بهم داد
سنگ رو با شتاب زدم به کمر بندش و اون شکست و آکوما اش رو گرفتم و بعد گفتم کفشدوزک معجزه آسا و اون زن زنده شد،بعد گربه گفت بیا بریم ی جای امن کارت دارم و رفتیم داخل فاضلاب گربه آمد جلو ام و گفت من لیاغت گربه بودن رو ندارم و بعد رفت ی گوش تبدیل شد به خودش انگشتان رو گذاشت برای من که تا دیدم دویدم و دیدم که آدرین اونجا،گفتم تو تمام این مدت آدرین بودی؟گفت آره،گفتم آهان،قیافه من??قیافه آدرین??
بعد بهش گفتم که من به تو نیاز دارم هم برای شکست شرور ها و هم برای دل خودم و لطفا نرو اونم گفت باشه و انگشتر اش رو بهش دادم گفت تو نمی خوای هویت ات رو بهم بگی گفتم نه فعلا نه گفت باشه و بوسیدمش اون یکی از بهترین بوسه هامون بود بعد رفتم داخل اتاق ای که داخل اون می موندیم و کلی خوشحال شدم و تازه آدرین عاشق من بوده تمام این مدت
دوباره عکس ها آدرین رو از تو سطل گوشیم در آوردم بیرون و رفتن تو گالری،بعد انقدر خسته بود که خوابم برد بیدار که شدم من و آدرین رو ی تخت بودیم سریع بلند شدم رفتم داخل دستشویی گفتم یعنی من کاری کردم یا خودش آمد وای نمی دونم،
آلیا هم بیدار شده بود آمد گفت تماس درخت ما سه تا ساعت ۳ نصفه شب آمدیم من می خواستم بخوام پیش نینو و گفتم آدرین پیش تو بخوابه و اون هم خواهش من رو قبول کرد پیش تو خوبید همین گفتم آخیش خیالم راحت شد چون من یکی دیگه رو دوست دارم(که در اصل خودش)
بعد آمده شدم آدرین نینو هم بیدار شده بودن آلیا آماده بود همه باهم رفتیم به کلاسمون اونجا من کنار آدرین نشستم اون عاشق لیدی باگ بود من عاشق کت نوار ولی آدرین همون کت نوار بود و منم همون لیدی باگ
ولی اون نمی دونست که عشق اش کنارش نشسته اما من می دونستم،ی موضوع دیگه هم فکر منو در گیر کرده بود اینکه می توانیم هام ماث رو شکست بدیم یا چون خیلی قوی تر از اونی که فکر کنی شده بود
خوب اینم از قسمت شش نظر یادتون نره فردا منتظرتون هستم راستی قسمت بعد هیجان انگیز تره
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
چرا بعدی رو نمیزاری
عاای لطفا قسمت بعد رو هرچه زود تر بزار