سلام دوستان ❤ من آرمی نیستم ولی این تست رو به عشق تمام آرمی ها و BTS ساختم ❤
فقط یه تصادف باعث شد من پدر مادرمو از دست بدم ... یه تصادف وحشتناک ، ک فقط من ازش جون سالم بدر بردم . اون شب ... هوا خیلی سرد بود ... پدرم بخاطره کار های اداریه شرکت خیلی عصبی بود و تند میرفت مادرم چند بار بهش گفت ک آروم برو ... ولی پدرم هیچ توجی نکرد ... تا اینکه کنترل ماشین از دست بابام در رفت و ماشین به یه درخت خورد و بخاطره اینکه مامانمُ بابام جلو بودن .... مُردن 💔
بعد از اون اتفاق من حالم خیلی بد بود ، روز ها تلخ بود و شب ها تلخ تر . ولی یه شب دیگه نتونستم تحمل کنم ... آخرین صدایی ک تو ظلمات شب به گوشم میخورد ، صدای لالایی های مادرم بود ک تو بچگی برام میخوند 💔 برای آخرین بار گوشیمو برداشتم تا عکس پدر مادرمو ببینم . یه عکس خانوادگی مون توجه مو جلب کرد .. چه جای دلنشینی بود ... وقتی اون عکس رو گرفتیم من 11 سالم بود ... خیلی از اون موقع میگذره 💔
بغضم ترکید ... از خونه زدم بیرون ... با گریه رفتم سمت پل عابر پیاده ... هیچکس اونجا نبود ... دیگه خسته شده بودم ... داشتم ثانیه های عمرِ زندگیه لعنتی مو تموم میکردم ک یه دفه ... دوتا دست شونه هامو گرفت و کشید سمت خودش ... با عصبانیت و گریه به پشتم نگاه کردم ... ولی تعجب کردم ... هفت تا پسر پشت سرم بودن ... اول ترسیدم ولی بعد یکی از اونا گفت :《 داشتی چیکار میکردی ؟! 》
هیچی نگفتم و با تمام سرعتم دویدم سمت خونم ... چهرشون برام آشنا بود .... ولی یادم نمیومد کی بودن ... شب خوابیدم و وقتی صبح از خواب بیدار شدم یه جرقه تو ذهنم زد یادم اومد اون هفت تا پسر بزرگترین فندوم دنیا رو دارن !
کم کم غضیه برام جالب شد ... تصمیم گرفتم تو نت دربارشون تحقیق کنم ... بعد از مرگ پدر مادرم این اولین باری بود ک با ذوق و شوق یه کاری رو انجام میدادم ! وقتی زندگی نامه ی تک تکشون رو خوندم ... جذبشون شدم ... الان 2 سال از دیدن اون پسرا رو پل عابره پیاده میگذره و من جزو بزرگترین فندوم هستم و به اون پسرا افتخار میکنم .... ❤ آره .. درسته ، من زندگیمو به اون پسرا مدیونم ❤
خوب دوستان تموم شد❤ من صفر تا صد این داستان تک پارت رو خودم نوشتم❤ چالشم داریم❤
عالیییییی بود عزیزم ممنون🙂🙂🙂
عالیییییی بود ممنون عزیزم
عالی بود
یکی دیگه بنویس
چشم ❤
مرسی ک نظر دادی❤