امید وارم خوشتون بیاد و لطفا نظر بدید
کاگامی شرور شد همه رفتن و من و ادرین رفتیم تو ازمایشگاه و باهم تبدیل شدیم و ادرین گفت چه قدر قشنگ تبدیل شدی من گفتم ممنون و رفتیم که کاگامی رو شکست بدیم رفتیم رو یه پشت بوم و دنبال کاگامی بودیم که :
از زبان ادرین:
کاگامی بیشؤر لیدی باگ من رو زخمی کرد و من از پنجه برنده استفاده کردم و پروانه ای که شرور شده بود رو نابود کردم رفتم تو یک کوچه و دییدم
رفتم تغییر شکل دادم و با ناراحتی بسمت بیمارستان رفتم داشت از مرینت خون می رفت خونش داشت رو داستم می ریخت سریع خودمو رسوندم و دکتر را صدا زدم و بردنش به اورژانس دکتر اومد و گفت
گفت باید عمل بشه و باید به صندوق مراجعه کنید رفتم و پرداخت کردم.
سه ساعت بعد...........
دکتر گفت هنوز معلوم نیست زنده بمونه یا نه که من زدم زیر گریه دکتر گفت نیاز به همراه داره بعد من گفتم من می مونم بعد به الیا پیام دادم و بهش توضیح دادم ساعت 8 بود بابا و مرینت دیدم و
رفتم بغل بابا مرینت و زار زار گریه کردم و اونا هم گریه کردن مامان مرینت گفت برو ما پیشش می مونیم و گفتم نه من می مونم
فردا صبح صبح با صدای بوق صدای ضربان قلب بیدار شدم و پرستار رو صدا زدم و گفت:
امید وارم خوشتان اومده باشه و لطفا نظر بدید
واییییییی نهههههههه
خوب بود ولی خیلییییی کم می نویسی بعد هم قسمتیش رو از داستان کورش کپی کردی
بعد هم مگه میشه مرینت اینقدر ساده به ادرین بگه که من لیدی باگم
چرا نمینویسی؟
من دیگه نمی نویسم
چرا.من اینقد گشتم تا سایت تورو پیدا کنمنگو که نمینویسی
چرا نمینویسی؟
لطفا بنویس کم بنویس فقطبگو چی شد لطفا
خوب بود.