عشق حقیقی مرینت و آدرین 3
که یهو آدرین گفت من یه فکری دارم گفتم چی؟ گفت معجزه گر روباه رو بده منم از جعبه معجزه گر ها درش آوردم و بهش دادم نقشه رو در گوشم گفت گفتم آره خودشه منم یه بار از همین روش استفاده کردم
آلیا : مرینت بهم زنگ زد گفت کجایی گفتم با نینو تو پارک نشستیم چطور؟ گفت هیچی همین جوری بعد قطع کرد یه دفعه دیدم مرینت و آدرین رو یکی از صندلی های پارک نشستن و همین طور لیدی باگ و کت نوار هم دارن با یه ابر شرور رو پشت بوم یکی از خونه ها مبارزه میکنن نینو گفت دیدی گفتم گفتم خب حتما من اشتباه کردم
گفت حتماً؟ نه قطعاً بعدش هم مرینت و آدرین که در حال حرف زدن بودن و اصلا حواسشون به ما نبود از پارک بیرون رفتن (دوستان تمام تصاویری که دیدن توهم بود با استفاده از معجزه گر روباه که مرینت و آدرین انجام دادن)
مری: عالیه حالا هویتمون از قبل بیشتر مخفی میمونه به لطف تو آدری: خواهش میکنم درس میدیم راستی گفتی از روش برای چی استفاده کردی؟ مری. ااااااا هیچی فقط یه بار که میخواستم هویتم لو نره اینکار رو کردم (قسمت نبرد با کوامی باستر) راستی بابات اجازه داد بیای؟ آدری. اگه بود که حتماً اجازه نمیداد مری. یعنی چی اگه بود؟ آدری. یعنی اینکه بابام با ناتالی برای یه سفر رفتن
بابام و ناتالی برای دو هفته رفتن به چین و نیستن. گفت یعنی الان دو هفته هست که تنهایی؟ گفتم نه امروز رفتن مری. پس چرا پیش ما نمیمونی؟ آدری. نمیتونم چون محافظم به پدرم خبر میده و این جوری بد بختم مری : اههههه چه حیف که نمیشه 😞 که یهو...................................
خیلی ممنون ممنون که خوندید من سر حرفم هستم و هر روز میزارم فقط ببخشید این یه هفته امتحان داشتم و نشد بزارم واقعا عذر میخواهم از این به بعد هر روز میزارم 🙏
عالیییی عااالللللیییی عاااااالللللللللللییییییییییییی😍😍😍😍😍👏👏👏👏👏
لطفا با قدرت ادامه بده نذار هیچ چیز مانعت بشه حتی بازدید های کم😊
همینجوری با قدرت ادامه گلم😘😘😘😘😘❤❤❤❤❤❤❤💕💕💕
عاشق و خودت و داستانتم😊😊😊😊😊😊😍😍😍😍😍
خییییییییییییییلی محشری❤❤❤❤😍😍😍😍😍😍😍😍😍😻😻😻😻😻😻💝💝💝💝💝💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💙💙💙💙💙💙💙💛💛💛💛💛💛💛💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💞💞💞💞😜😜😜😜😜😜😜
ممـــــــــــــــــنون😍😘
خواهش نمیکنم😐😅
شوخی کردم بابا خواهش میکنم😐😐😅
خوب مینویسی اداما بده