خب تو هوای گرم اردیبهشت 🏖️ یه رمان یخی 🏔️میچسبه👍❤️
🏔️🏖️اول بالا رو. بخون😐😂👍
دارم اینو مینویسم آهنگ (گونای آکسو ) رو گوش میدم😍💖💕🏩
انچه گذشت... مکس.. اقای دموکلس این امکان نداره که شما تونسته باشید کلاس ها رو به دو قسمت مساوی تقسیم کرده باشین و از هم جداکرده باشید.... مدیر همینطوره ولی تاقبل از اینکه ماریا داد (دانش اموز جدید ایرانی) به کلاسمون اضافه بشه....... مرینت... خوبه که با آدرین و آلیا توی یک کلاسیم ولی کلوئی و لایلا هم هستن..... اوه یه ابر شرور جدید.... اگه با پنجه برنده بهش دست بزنی خودتم نابود میشی...
(یه چیزی قبل از ادامه پارت یک بگم اینه که دست راست و سروگردن هیولا فقط جادویی بود همونجور که تو پارت یک گفته شده) لیدی باگ :حتما باید یه راه دیگه ای هم باشه🙁 کت نوار: بانوی من بهتره که یه گاهی به جلوت بندازی هیولا داره میاد طرف ما😨 راوی: هیولا به طرف اونها میره و محکم دستشو میکوبه به ساختمون تا لیدی و کت از روش بیوفتن😨 اما اونا باصلاح هاشون (یویو و چوب دستی) سریع فرار میکنن و یه طرف دیگه میرن هیولا دست بردار نبود تا اینکه بالاخره گیر افتادن و دست هیولا به طرف اونها اومد🙊و لیدی باگ و کت نوار به صورت غریضی به سلاح هاشون حالت دفاع گرفتند (دیدید میچرخونشون و مثل سپر براشون عمل میکنه اونجوری 🤗) و هیولا با دست جادوییش نتونست به اونا صدمه بزنه😮(مثل اینکه جادوش رو صلاح هاشون اثر نداشت ) و یک فرصت خیلی کوچیک برای فرار به دست اوردن فرصتشون کوتاه بود چون هیولا میتونست از یه طرف دیگه حمله کنه و اونا سریع پنهان شدن لیدی باگ:این امکان نداره اون شکست ناپذیره🙊 کت نوار:نه امکان نداره حتما یه نقطه ضعف هایی هم داره😦 لیدی :اینجوری نمیشه باید کمک بگیریم من میرم تا....
راوی: به اینجا که رسید احساس سردی کردن هردوشون تو پاییز بود اما هوا هنوز حال و هوای تابستونی رو داشت برای این هم یکم عجیب بود لیدی آیس(آیس گرل): از بالا به طرفشون خم شد و یهو گفت=خب نقشه چیه😮 لیدی باگ ترسید و بدون اینکه بفهمه یویو شو به طرفش پرتاب کرد ولی اون عکس العمل سریع داد و یویو رو تو دستش گرفت و یه قشر خیلی نازک از یخ با دستش اطراف یویو انداخت لیدی و کت پاشدن و گفتن : تو کی هستی؟ لیدی آیس (آیسی گرل): سلام... خب راستش اولین بارمه که دارم تبدیل ابر قهرمان میشم برای همین بین دوتا گزینه موندم🤭 کت:خب بگو ببینم تو خوبی یا بد!؟ لیدی قبل از اینکه جوابشو بشنوه کت رو یکم کشید اونور تر و از دختر جدید یکم دور شدن لیدی: گربه سیاه میدونم که نباید قضاوت کنم اما جریان ولپینا رو یادته اونم خودشو یه ابر قهرمان جا زد🙁 باید حسابی حواسمون باشه ممکنه ابر شرور واقعی اون باشه و اون هیولا سنتی مانستره کت:تو از کجا انقدر مطمئنی. استاد فو خودش بهم گفته بود که جعبه های معجزه گر زیادی تو دنیا وجود داره که گم شدن. و یاداور معجزه گر آزادی در نیویورک شد لیدی : میدونم ولی من فقط میگم که نباید انقدر سریع اطمینان کنیم اگه تو نستیم اکوما یا پر یا هرچیزو گیر بندازیم مطمئن میشیم که اون ابر شرور نیست و معجزه گرش واقعیه.
راوی: و هردوشون به طرف دختره جدید میرن👣 -لیدی باگ :خب، معجزه گرت چیه؟ +تو گوشواره هامه (شبیه دونه های برف بودن گوشواره هاش) -کت :سلاحت چیه🤔؟ + به گویی که مثل یویو لیدی باگ دور کمرشه اشاره میکنه🙄(البته یویو نبود ) _لیدی: حیوون کوامیت چیع +قاقم برفی(قاقم سفید) _کت :یکم از توانایی هات بگو +خب من مثل شما توانایی فیزیکیم زیاد افزایش پیدا نمیکنه اما به جاش پرواز میتونم بکنم یعنی اگه خودم اراده کنم به سبکی دونه های برف میشم راستش مثل ملکه برفی توی نیویورک هم میتونم یخ درست کنم با دستام و فقط یکبار میتونم از قدرت ویژه ام استفاده کنم و بعد گویم بهم یه انرژی میده که میتونم یکی از سازه های یخیمو زنده کنم و با امر من فقط کار میکنه و...... به همینجا که رسید لیدی باگ گفت کافیه😦 هیولا شهر رو نابود کرد بقیه شو بعدا بگو (اینم بگم همه این معرفی ها 2 دقیقه بیشتر طول نکشید😊 مهض اطلاعتون گفتم🤭)
عاجی مشی مبینا جو
اره عاجی شیم💞❤️😘
خیلی خیلی عالی بود😍😍
ممنون ❤️🖤😍
عزیزم اجی شیم؟ 😍😘
من مبینا 14
خودتو معرفی کن لطفا😍😘❤️🖤
راستی شما هم سریعتر پارت بعد داستانتو بنویس خیلی مشتاقم❤️❤️❤️❤️
اره گلم،از خدامه😍😍😘😘
مریمم 15سالمه یه میراکولر و اوتاکو😁😁
چشم امروز و فردا قراره یه پارت بدم
عالی بود😉😉
و جواب سوالتت رو توی تستچی که پرسیدی دادم
مغسی هانی🙂❤️
محشر معرکه عالیی اصلا همه چی بود😍😍😍😍😍
ممنون
حرف نداری😍
💖💖💖💖💖💖💖💖
کارت مثل همیشه حرف نداره
😍❤️💓😍💕😘