اینم پارت دو
از زبان مرینت مامانم صدام کرد منم رفتم یکم لبخند ?زدو میگفت که اخر هفته باید کمکشون کنم ولی من ماحرای پکنیکو گفتم اونم گفت باشه
بعد دوباره اومدمو دیدم ماریا دوباره با فیلیکس دعواش شده فیلکس توجه نمیکردو میخندید و هرس ماریا رو در میاورد بعد فیلیکس گفت که ماریا وقطی قر میزنه خیلی نازه ماریا هم از بس هرسش گرفته بود پاهاشو مهکم به زمین میکوبید
از زبان راوی
خلاصه داستان همه پک نیک میرنو خسته بر میگردن فیلکس میگه خب خانم کوچولو بریم خونه ماریا هم میگه منو خانم کوچولو صدا نکن بعد میگه میشه من نرم عالیا گفت منو نینو میخوایم بریم سینما ماریا هم ?چون دختر خوبی بود گفت نخ شما باهم باشید مرینتم با ادرین رفتم خونه ادرین
مرینت تو راه گفت که ادرینمن از بابات میترسم ادرین خندش گرفتو گفت چرا مرینتم گفت اخه خیلی جدیه بعد رسیدن ادرین مرینتو معرفی کر ادامه از زبان مرینت ادرین منو معرفی کرد و گابریلم گفت خانم دوپن چنگ شما خیلی با استعدادید تو همکلاسی ادرینی بعد ادرین سریع گفت پدر مرینت بیشتر از یه دوسته اون...
اون دوست دخترمه همه تو شک بودن منم که این گوجه قرمز بودم گابریلم خوشحال شد گفت این ❤عالیع قیافه من دیدنی بود رفتیم تو اتاق ادرین
نشستیم رو تخت ادرین که ادرین پاشد رفت تبقه بالا اتاقش بعد یه موزیک ملایم گذاشتو دستمو گرفت تا باهاش برقسم داشتیم میرقسیدیم که
ناتالی اومد گفت ببخشید مزاهم شدم از زبان ادرین ناتالی بهترین لحظمه خراب کرد اه گفتم ناتالی کاری داشتی گقتش که پدرت باهات کار داره خانم مرینت شماهم برید رفتسمو بابام یه لباس دستش بود خیل قشنگ بود به مرینت گفت بشین و یه من اشاره کرد که برم بیرون منم رفتم
تست چطور بود
بعدی رو کی بزارم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
قشنگ بود ادامه بده حتی اگه طرفدار هات کم باشن.
ممنون بابت نظرات ولی من زیاد طرف دار ندارم و نظرم اینه که زیاد ادامه ندم نظر شما ها چی واقعا بگیداستانام چطورن
خوش به حالت تو انقد طرفدار داری من چون پارت یک داستانم بد بود هیچکس داستانمو دنبال نکرد اسمش مدرسه ی جدید پارت یکش خیلی بد شد اما از اون به بعد هیجانی شد اما دیگه کسی دنبال نکرد?
پارت ۳ رو گذاشتم منتظرمتعید بشه
عالی لطفا بعدی رو زود بزار
سلام دوستان منو که میشناسید من نویسندم بگید که تست چطور بود پارت ۳ رو زود میزارم