
سلام دوستان پارت دوم هست قلب پایینم رنگ کن دلم میشکنه اگه رنگ نکنی

لیدی:من کت اول هم را ب.و.س.ی.د.ی.م وبعد از هم جدا شدیم و من گفتم کت نهههههههه چرا اینکارو کردیم ولی کت رفته بود بریم خونه گابریل گابریل: ناتالی مهمونی ساعت چند هست ناتالی:ساعت ۴ قربان ساعت چهار ادری : عجب مهمونی است خیلی بیکلاسه شهردار:هنوز اولشه عمسر عزیزم بقیشو بریم ببینیم ادری: کلارا اههه همش اسمت یادم میره اها کلویی تو میمونی یا میری خونه کلارا (منم قاطی کردم): میمونم مگه مهمونی اونم با ادرین میشه نموند ادری: خب باشه ادرین نیست کلویی:وایییییییی نههههه من میرم خونه ادری:باشه کلارا یعنی کلویی

ساعت هفت ونیم گابریل : ناتالی برو و مخفیانه کلویی بیار اینجا ناتالی: چشم قربان من رفتم در خونه گلویی و بهش گفتم که ادرین کار مهمی باهات داره کلویی:واییییییییییی الان میام ناتالی: بعد کلویی بردم خونه و داخل اتاق ادرین بردمش و گفتم ادرین حمام است وایستا تا بیاد کلویی: باشه وقتی ناتالی رفت گفتم عجب اتاق بزرگی از زمان بچگی تا الان چه چیز های جالبی گذاشته تو اتاقش رفتم و با اونا عکس گرفتم ساعت هشت گابریل: بالاخره همه رفتن ناتالی اون نامه هم که داده بودم گذاشتی ناتالی:بله قربان گابریل: بریم محل کارم در لباس شرارت ناتالی:چشم قربان گابریل من و ناتالی رفتیم تو محل کارم

شهردار: ادری تو فهمیدی کلویی کجا رفته ادری:نه وای اونجارو نگاه کن یک نامه شهردار:فورا نامه راباز کردم و زدم تو سرم وگفتم کلویی را دزدیدن ادری : وای نه چقد پول میخوان برای نجات کلارا شهردار:تا ساعت نه وقت داده اند وگرنه کلویی را میکشن الان همه جا تعطیله ساعت هشت ونیم هست ادری : چکار کنیم بریم بگردیم شاید پولی چیزی داشته باشیم که کلویی را نجات بدهیم شهردار: باشه

ساعت نه و پنج دقیقه ادری : وای نه دخترمونو کشتن عهههههههههههههه (داره گریه میکنه) شهردار :وای نههههههه گابریل : نورو و دوسو اماده بووووووووووووم ناتالی من به تو چون شادو ماث هستم قدرت بیشتر از قدرت قبلیت میدم ناتالی :ممنون قربان بیا بگیر قدرت فوق قرمز شادو ماث قرمز: عالی شد الان اون دوتا خیلی قوی تر میشن برین اموک و اکومای من و قلب اون هارو الوده کنین عکس قدرت جدید بالا هست

لیدی: وای نههه چه قدرت قوی هست که داره روم فشار میاره ولی باید قوی تر باشم و جلو تر برم کت:عهههههه عجب قدرت خفنی هیجانم بیششتر شد بزن بریم لیدی :اخر به راه من بم بست بود و کنار من یک در بود کت: کنار من یک در بود و من با پنجه برنده اون درو شکستم ولیدی را دیدم و باهم رفتیم از راه من لیدی:بعد کت نوار اومد ودرو شکست واز راه اون رفتیم تا به یک جای عجیب شدیم شادو فایت(بازی شادوفایت۲) : بعد از شکست تایتان احساس قدرت میکردم که دیدم دونفر دارن بهم نزدیک میشن سریع با شمشیر های هرمات (استاد دوم) رفتم به طرف اونا...........
شرمنده جای حساس تموم کردم نظرات به ده برسه پارت بعدو میزارم انصافن قلبم رنگ کن قلبمو شاد کن انچه خواهید خوند: شادوفایت:من بهتون اموزش خواهم داد شادوماث قرمز : عالیه این از کت حالا لیدی باگ نظرم بده عزیز دلم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
راستی یک تستم توی سرگرمی نوشتم هنوز تو بررسی هست اگه پیدا نکردید رو پروفایلم بزنید و اسمش قشنگترین منظره های جهانه
از الان منتظریم.
مممکن از لطفتون
پارت بعد ۵ روز دیگه میاد
اینه
عالی بود 🤩🤩
از داستانT.Y.Sخیلی قشنگ تر بود😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒😒
قشنگ بود☺️
آجیل میشی؟🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤
بله ممنون که نظر دادی
نظرات خیلی کمه هااا
عالییییییییییییییی هرچقد بگم کمه 😻
ممنون از لطف تون
نظرا به ۹ برسه پارت بعدو میزارم
چی بگم؟
من یه نظر دادم.یعنی این ایده اینقدر کامل بود که توی داستان استفاده شد؟حس هنگ کردن دارم.
ولی خیلی بی نظیر بود.
ممنون