این رمان درمود این هست که یک دختر به اسم پارک سوا هست که خواهر جیمین هست و مادر و پدرش سرکوفت بردارش رو بهش میزدن و میگفتن باید خواننده بشی و مثل بردارت معروف بشی و سوا یک بیماری داره LOA از خودم ساختم توی این بیماری انسان اعتماد بنفس نداره و خیلی زود رنج هست و با یک اتفاق کوچیک دست به خودکشی میزنه
اسم شما سوا هست و لاغر هستید و موهای شما قهوه ای هست و ارمی هستید و ۱۹ سال سن دارید بالا رو حتما بخون که هیچی نمیفهمی از زبان سوا توی اتاقم نشستم و دارم اهنگ گوش میدم که یهو یکی از در میاد داخل من اول فکر کردم مامانم هست و توجهی نکردم یهو یکی هندسفریم رو از گوشیم در میاره میبینم داداشم هست میپرم بغل و سلام میکنم جیمین: سلام اجی قشنگم خوبی؟ سوا: سلام داداشی ممنون تو خوبی خیلی دلم برات تنگ شده بود (جیمین خوشش میاد سوا داداشی صداش میزنه) با برادرم میریم پیش مامان و بابا که یکم شیرینی بخوریم و حرف بزنیم بعد میریم روی کاناپه میشینیم و حرف می زدیم جیمین: من میخوام سوا رو ببرم پیش خودم سوا بزرگ شده و دیگه میخوام پیش من باشه و اگر دوست داشت کمکش میکنم ایدل بشه
پدر: معلومه که دوست داره مگه نه سوا؟(با اخم نگاش میکرد) سوا:... جیمین:سوا؟ سوا: بله جیمین:میخوای با من بیای سئول؟ سوا: اگر مامان و بابا بزارن خیلی دوست دارم بیام. من نمیخوام خواننده بشم من میخوام دنسر بشم پدر سوا خیلی اعصبانی بود پدر:تو باید ایدل بشی مگه دست خودت هست و سوا رو پرت میکنه و شونش اسیب میبینه 😥 الان سوا و پدر مادرش توی بوسان زندگی میکنن جیمین میره سمت سوا و میگه حالت خوبه اجیی؟ بعد میره سمت بابا و یک سیلی بهش میزنه و میگه خواهر من هر کاری دوست داشته باشه میکنه با چه حقی خواهر منو میزنییی؟ الان حتی اگر سوا خودش نخواد نمی زارم یک لحظه اینجا بمونه بیا بریم سوا دیگه از این به بعد پیش خودم زندگی میکنی برو یک لباس قشنگ بپوش نمیخواد هیچی بجز گوشیت بیاری سوا هیچی نمیگه
پدرم هیچی نمیگه و میره توی اتاق و من یهو غش میکنم گفته بودم که سوا یک بیماری داری توی این بیماری اگر زیاد ناراحت بشه حالش بد میشه و از هوش میره تاحالا براش قرصی اخراع نشده جیمین: سوا سوا چت شد و بغلم میکنه و میزارم توی ماشین و میبرم بیمارستان بهم سرم وصل میکنن داداشم اینقدر نگرانم بود که داشت گریه میکرد بعد پرستار به برادرم گفت: خواهر شما نباید بخواطر بیماریش خیلس ناراحت بشه وگرنه اتفاق بدی براش می اوفته شما باید خیلی مراقبش باشید جیمین چشم خانم پرستار حال خواهرم چطوره؟ پرستار:بهوش اومده و میتونید ببریدش فقط وقتی داشتم لباس بیمارستان رو تنش میکردم دیدم که شونش خیلی بد کبود شده و من نمیدوستم باید چیکار کنم فقط یکم زدعفونیش کردم جیمین: وای حواسم نبود داداشم از در میاد داخل میگه سوا حالت خوبه ببخشید حواسم نبود نمیدونستم شونت اسیب دیده درد میکنه؟ (داداشیم خیلی روم حساسه) سوا: خوبم یکم درد میکنه
جیمین: میخوام بغلت کنم سوا: نه دستم اسیب دیده میتونم راه برم😂😂 (نویسنده: خاک بر سرت ارزوت باشه بغل کنه) جیمین؛: باشه
میریم سوار ماشین میشیم ماشین داداشم راننده شخصی داره بعد میریم سوار جت شخصی داداشم میشیم😂😂بعد توی راه من خوابم میبره و وقتی میرسیم خونه داداشم من خوابم برده جیمین دلش نمیاد بیدارم کنه بغلم میکنه و میبرم توی خونش بعد میشینه روی مبل بعد منم خوابم دیگه منو میزاره توی بغلش و نازم میکنه نگام میکنه😂😂
توی این پارت خیلی زیاد نوشتم دستم داره میترکه اجی عزیزم لطفا لایک کن و فالوم کن اگر فالو هم نشن بیست تا پارت بعد رو نمیزارم و لایک هام باید بشن بیست تا باید ببینم بقیه دارن رمانم رو میخونن
فالو=فالو لایک=لایک میگم منظورتون چیه میگید اجی میشی اجو میشی منظورتون چیه
از خواب پا میشم میبینم داداشم بالا سرم هست میگم داداش؟ جیمین: جونم خوب خوابیدی سوا اره 😂 چه خونه قشنگس داری جیمین: خواهش میکنم همش مال خودت هست سوا: واقعا جیمین: اگر بخوای به نامت میکنم سوا نه ممنون داداش😂 جیمین: میگم میخوای اتاقت رو ببینی عزیزم؟ سوا:🥺اتاق؟ برای من اتاق درست کردییی😍😍😍 جیمین:اره بیا نشونت بدم سوا: وایی خیلی ممنون داداشی اتاقم اینطوری بود که هم چیزای بی تی اس داشت هم چیزای دخترونه خیلی هم بزرگ و باکلاس بود من دیدمش بعد پریدم بغل داداشم بوسش کردم و گفتم واییی داداشی خیلی ممنونم وایی دستت درد نکنه داداشم سرخ میشه میگه لیاقتت خییلییی بیشتر از ایناست😍💋 سوا: توی دلم میگم من لیاقت یک طویله هم ندارم (عوارض بیماریش) میرم همه جاش رو نگا میکنم عکسای خودم و داداشم هم روس دیوار بود خیلی دوسشون داشتم
خب عزیزم این پارت تموم شد کامنت بزارید و چالش دارم براتون💕💕💕💕
چالش: من چند سال دارم حدس بزن گلی چالش دوم: بایست کیه و وقتی ببینیش چیکار میکنی؟ دوست داری بوی فرندزت باشه
بایست جیمینه❤ وقتی بینمش بهش پیشنهاد دوستی میدم و بعد میبرمش خونه م.
اجی شدن یعنی بیا دوست بشیم همین
لطفا جواب بده
میشه آجی بشی
من هنوز منتظرم پارت بعد بذاریا
لطفا ادامه بده امانت عالیه ولی وقت اون قسمت که جیمین پدرشو زد جالب نبود چون تو کره از بچگی یاد گرفتن به بزرگتر احترام بذارن حتی اگه مقصر اون باشه و اگه نسبت به این قانون بی تفاوت باشی جرم سنگینی دارع
خواهش میکنم ادامه بدههه
من هنوز منتظرما😖😕
ولی فکر کنم پیشنهاد دوست شدن رو بهت میده😕
و اینکه درمورد آجی شدن خودم چیز زیادی ازش نمیدونم