به مناسبت تولد ۱۸ سالگیم، بالاخره بیوگرافی کامل گذاشتممم.
وی دختری بود که در اول آبان ۱۳۸۷ در تهران متولد شد (تاریخ مقدس رو یادتون باش😔) او همراه برادر کوچکترش، با پنج سال اختلاف سن، و پدر و مادرش در زادگاهش زندگی میکرد.
مواردی که سبب حال خوبش بودند:🛐 خانواده، آرتینا (Maribug) میراکلس، سبز، قهوهای، قورباغه، گربه، اردک سفید، میمون، قهوه، شیرموز، آفتابگردون، شبدر چهاربرگ، کیک براونی، ✨🌱، انبه، قارچ، بادمجون، انگلیسی، فرانسوی، عربی، باران، جنگل، آهنگ، نینیکوچولوها تا ۲، ۳ سالگی، یوتیوب، پینترست، باقالیپلو با گوشت، لازانیا، کلوچه فومن، رقص و... وی عاشق مسافرت (ایران/خارج)، وقت گذروندن با دوستاش و خانوادش، کلاس زبان، قدم زدن تو طبیعت زیر بارون، غذا خوردن، آشپزی کردن، آهنگ گوش دادن، انیمیشن دیدن، یوتیوب دیدن، نقاشی و کاردستی، پست ساختن، داستان نوشتن، آرایش کردن و... بوده. با اینکه همیشه و همهجا از معلم شدن صحبت میکنه، اما رؤیای اینکه روزی چنل یوتیوب خودش رو بزنه تا ابد باهاش میمونه. مواردی که نفرت او را برمیانگیختند:🚮 هیتهای بیپایهواساس به هر فندومی، مسخره کردن قومیت، جنسیت، لهجه و رنگ پوست، بیتوجهی شدید، قضاوت آدمها از روی ظاهر، بیاحترامی به معلم/پدر و مادر، تقریباً ۹۰٪ همکلاسیهای دبیرستانش (داستانش طولانیاست).
وی در آذر سال ۱۴۰۰ توسط پستی اتفاقی در گوگل با تستچی آشنا شد. بعد از دیدن پستهای خلاقانهی کاربرا، از «چقد X رو میشناسی» گرفته تا تستهای بهشدت آسان و آبکی «چقد میراکلس رو میشناسی»، در اسفند همان سال تصمیم به ساخت اکانتی گرفت. (تا چقد میراکلس رو میشناسیهای سختتر بسازه.) در کنار پستهای چرتوپرت میراکلس، از موضوعات فرعی نیز پست میساخت. لازم به ذکر است که قدمت او قبل از ایجاد دستهی میراکلس است. (یکی از دلایل برگزیدن عنوان مامانبزرگ دسته میراکلس) از سال ۱۴۰۳ میتوان به نقطهی اوج ساغیباگ اشاره نمود. همهچیز با میراکلس در توییتر شروع شد. همهچیز از ترجمه و ادیت اولین پارت شروع شد و بعد از استقبال گستردهی کاربران، به خلق ایدههایی از موضوعات جدید منجر شد. در همان سال تصمیم به حذف برخی از پستهای متفرقه کرد و تمرکزش را تا به امروز فقط بر روی میراکلس گذاشته. اکانت دومش را در سال ۱۴۰۱ تأسیس کرد، اما بعد از ۲ سال تصمیم به ساخت پست در آن گرفت.
لازم به ذکر است که برنامههای کلانی، از جمله آگاهی عمومی میراکولرها، برای اکانت دومش داشت، اما قفس کنکور و دوازدهم او را اسیر خود ساخت. در کارنامهی فعالیت او میتوان به فنفیکشن «رقص روی یخ» از سال [سال را وارد کن] اشاره کرد که طولانیترین، ولی نه اولین داستان او بود. این اثر تا به امروز به اتمام نرسیده است. همچنین وی با تأسیس وبلاگ کمیک قصد ادامهی کمیک «چتلیدینواری» را داشت، اما باز هم کنکور مجال نداد. قبل از آن نیز چنل ویسگون داشت که بیایید اصلاً راجعبهش حرف نزنیم.
با ما همراه باشید تا به علایق عجیب غریبش بپردازیم. تقریباً هرچیز رندومی که به ذهنتان برسد، او به آن علاقهمند بوده؛ از جمله تمام یوتیوب فارسی. ۱- نیما تکیدو، ۲- میاپلیز، ۳- کومان، ۴- ساراحقیقت، ۵- اِی جِی کینگ و... البته این فهرست صرفاً بخشی از علاقهمندیهای گستردهی او بوده. از سری بازیهای موردعلاقهش میتوان به Minecraft، Roblox، The Sims، GTA و Counter-Strike. اشاره کرد. البته باید اشاره کرد که اینا فقط تجربیات شخصی بوده و دیدههایش فراتر از اینها بود.
پلی لیستش همچو بازار شامی بوده، متشکل از ستار، سجادشاهی، تیلور سوئیفت، Floymenor، چاووشی و... (از هر سبک هرنفری که به ذهنتون میرسه!) ورودش به دنیای کیپاپ با BTS شروع شد و بعدش Blackpink رو شناخت. بعد از اون، یه دوره حسابی درگیر Stray Kids شد و گروههای دیگری همچون BABYMONSTER، LE SSERAFIM، IVE، TXT و NewJeans هم وارد فهرستش شدن. و بله، هنوز هم مرید آنهاست.
۱۰ اثر محبوب ساغر بعد از میراکلس میراکلس جایگاه ویژهی خودش رو داره؛ اما اگه بخوام ۱۰ اثر محبوب دیگهم رو به ترتیب علاقه معرفی کنم، فهرستم اینه: ۱. Spy x Family ۲. باب اسفنجی ۳. دهنگشاد (Big Mouth) ۴. آنه شرلی ۵. بیستویک و بیستوپنجساله (Twenty-Five Twenty-One) ۶. اسپایدرمن (در هر نوعی!) ۷. تایتانها ۸. هندوانهی چشمکزن (Twinkling Watermelon) ۹. هتل هزبین / هلووا باس ۱۰. پیکی (PK)
خلاصه اگر روزی دیدید توی خیابون، پارک، زیربارون... یه دختر سبزهرو با موهای مشکی/قهوهای و عینک، داره برای خودش آهنگ گوش میده یا لبخونی میکنه، میرقصه بدون اینکه اضطراب اجتماعی داشته باشه، با گربهها حرف میزنه یا درختا رو بغل میکنه و به آسمون خیره میشه... بدونین که خودشه از تیمارستان فرار کرده زنگ بزنین ببرنش😔🎀✨
دوستدار مامانبزرگ ساغر 🫠🫀🌱
مامان بزرگ من سه یا چهار سال پیش نوه ات بودم خیلی دلم برات تنگ شده بود 🥲🥹( نمیدونستم تکیدو فن هم هستی مامان بزرگ 🥳 )
واییییییییییی اگه دیدمش میدوزدمش میبردمش خونمون
تولدت با تاخیر مبارکککککک مامانبزرگ
چرا زنگ بزنم؟ خودممیبرمش خونموننن🫠😭
مامان بزرگگگ خیلی دوست دارم پستات حرف ندارنننننن تولدت مبارکککک💘منم ابانی امممممم
مامانبزرگ منه هاااا😭💘
ساغر چرا پروفایلت تولدی نشد ثبت نکرده بودی ؟
وایسا ببینم نکنه ۳۰ مهر تولدی شد و من ندیدم
چرا تولدش رو نشون داد
پس من دیر دیدم باید ۳۰ مهر میدیدم وای
so cute🫠✨
تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارککک بیا آفتاب گردون نه چیز شمع هارو فوت کن تا صد سال زنده باشی 🫶🏻
همیشه تصور میکردم اگه ساغی باگ دختر عموم بود چقدر زندگیم بهتر بود