درود بر کاربر های زیبای تستچی🌀
. آیین آش بارانخواهی؛ وقتی مردم برای باریدن باران دور هم جمع میشدند 🌧️🍲 آش بارانخواهی یکی از رسمهای سنتی و مرتبط با باورهای کشاورزی در برخی مناطق ایران بوده است. در گذشته، زندگی بسیاری از مردم به کشاورزی و دامداری وابستگی زیادی داشت. بارش باران برای رشد گندم، جو، سبزیجات و دیگر محصولات ضروری بود و کمبود آب میتوانست زندگی خانوادهها را با مشکلات جدی روبهرو کند. به همین دلیل، در زمان خشکسالی، مردم بعضی مناطق مراسمی گروهی برگزار میکردند و از خداوند طلب باران و برکت میکردند. یکی از شکلهای این مراسم، تهیهی آش بهصورت جمعی بود. مردم محل دور هم جمع میشدند و هر خانواده، متناسب با توانایی خود، مقداری از مواد اولیهی غذا را فراهم میکرد. این مواد ممکن بود شامل حبوبات، سبزی، آرد، غلات یا دیگر خوراکیهای موجود در منطقه باشد. سپس آش را در ظرفی بزرگ میپختند و میان شرکتکنندگان یا دیگر اهالی تقسیم میکردند. ترکیب مواد غذایی و شیوهی پخت آش در مناطق مختلف متفاوت بود و نمیتوان برای تمام این مراسم یک دستور پخت ثابت در نظر گرفت. در برخی روایتهای محلی، هنگام آمادهکردن آش، افراد دعا میخواندند یا شعرهایی دربارهی باران و سرسبزی زمین اجرا میکردند. گاهی کودکان و نوجوانان نیز در مراسم شرکت میکردند و در جمعآوری مواد غذایی یا رساندن پیام درخواست باران به خانههای دیگر نقش داشتند. شکل دقیق این فعالیتها به سنتهای هر منطقه بستگی داشت. آش در فرهنگ ایرانی تنها یک غذای روزمره نیست؛ در بسیاری از مناسبتها، پختن و تقسیمکردن آن معنای اجتماعی ویژهای دارد. تهیهی آش نذری، آشهای مخصوص جشنها و غذاهایی که برای دورهمیهای محلی آماده میشوند، همگی نشان میدهند که غذا میتواند مردم را کنار یکدیگر جمع کند. در آیین بارانخواهی نیز همین ویژگی اهمیت داشت: مردم با همکاری یکدیگر غذا تهیه میکردند و امید خود را برای بهترشدن شرایط با دیگران شریک میشدند. این مراسم علاوه بر جنبهی مذهبی یا نمادین، به تقویت همبستگی اجتماعی نیز کمک میکرد. در دوران خشکسالی، مشکلاتی مانند کمبود آب و کاهش محصول ممکن بود بسیاری از خانوادهها را همزمان تحت تأثیر قرار دهد. گردهمآمدن مردم، تقسیم خوراکی و همکاری در یک فعالیت مشترک میتوانست احساس همدلی را افزایش دهد و به افراد یادآوری کند که در شرایط دشوار تنها نیستند. از سوی دیگر، چنین آیینهایی با دانش و تجربهی مردم دربارهی طبیعت ارتباط داشتند. کشاورزان تغییرات آبوهوا، وضعیت خاک، زمان کاشت و میزان بارندگی را با دقت دنبال میکردند. در کنار این تجربههای عملی، باورها و مراسم جمعی نیز بخشی از شیوهی مواجههی آنها با خشکسالی بود. البته عنوان «آش بارانخواهی» به یک مراسم کاملاً یکسان و سراسری اشاره نمیکند. رسمهای مربوط به درخواست باران در مناطق مختلف ایران نامها و روشهای متفاوتی داشتهاند و در همهی آنها نیز لزوماً آش پخته نمیشده است. بنابراین، برای توصیف دقیق یک نمونهی محلی باید نام منطقه و روایت مربوط به آن مشخص باشد. در مجموع، آش بارانخواهی نمونهای از سنتهایی است که در آنها یک غذای ساده به نمادی از اتحاد و امید تبدیل میشود. این آیین یادآور اهمیت آب در زندگی ایرانیان و نقش همکاری اجتماعی در روبهروشدن با دشواریهای طبیعی است.
آیین کوسهبرنشین؛ نمایش شادی در سرمای زمستان ❄️ کوسهبرنشین یکی از آیینهای نمایشی و سنتی ایران است که در برخی مناطق، بهویژه در بخشهایی از نواحی مرکزی و غربی کشور، برگزار میشده است. این مراسم با زندگی کشاورزی مردم و انتظار آنها برای پایان زمستان و رسیدن فصل بهار ارتباط داشته است. در گذشته که امکانات پیشبینی هواشناسی مانند امروز وجود نداشت، تغییر فصلها و وضعیت آبوهوا اهمیت فراوانی در زندگی مردم داشت. کشاورزان برای کشت محصولات، دامداران برای نگهداری از حیوانات و خانوادهها برای تأمین خوراک خود به شرایط طبیعی وابسته بودند. به همین دلیل، مردم با برگزاری آیینهای فصلی، آمدن روزهای گرمتر و فراوانی نعمت را جشن میگرفتند. در شکلهایی از این مراسم، فردی با لباسهای عجیب و ظاهری متفاوت انتخاب میشد که نقش شخصیت اصلی نمایش را بر عهده داشت. او ممکن بود لباسهایی از پوست حیوانات یا پوششهای سنتی بپوشد و صورت خود را با وسایل ساده تغییر دهد. همراهان او نیز در گروههای کوچک به راه میافتادند و با خواندن شعرهای محلی، اجرای حرکات نمایشی و شوخی با مردم، فضای شادی در روستا ایجاد میکردند. در برخی روایتها، شخصیت اصلی مراسم به شکل مردی سالخورده، چوپان یا فردی با ظاهری غیرمعمول نمایش داده میشد. همراهان او گاهی ساز میزدند، آواز میخواندند یا صحنههای خندهدار اجرا میکردند. اهالی روستا نیز ممکن بود با دادن خوراکی، آرد یا دیگر مواد غذایی از گروه پذیرایی کنند. جزئیات این رفتارها بسته به منطقه و روایت محلی متفاوت بوده است. یکی از جنبههای جالب کوسهبرنشین، پیوند آن با باورهای قدیمی دربارهی تغییر فصل و باروری زمین است. در جوامع کشاورزی، پایان زمستان تنها به معنای بهترشدن هوا نبود؛ بلکه امید به رشد گیاهان، برداشت محصول و تأمین غذای خانوادهها را نیز به همراه داشت. بنابراین، این مراسم میتوانست راهی برای بیان امید جمعی به رسیدن بهاری پربرکت باشد. از سوی دیگر، کوسهبرنشین نوعی نمایش مردمی نیز به شمار میرفت. در روزگاری که سرگرمیهای امروزی وجود نداشتند، چنین مراسمی فرصتی برای گردهمآمدن مردم، خندیدن، شنیدن شعر و موسیقی و تقویت روابط اجتماعی فراهم میکرد. شرکتکنندگان با استفاده از لباسهای خاص، شخصیتپردازی و شوخیهای نمایشی، داستانی زنده و سرگرمکننده برای اهالی میساختند. البته کوسهبرنشین در تمام مناطق ایران به یک شکل اجرا نمیشده و نام، زمان برگزاری و جزئیات آن میتوانسته متفاوت باشد. همچنین نباید همهی روایتهای مربوط به این مراسم را دقیقاً یکسان دانست؛ زیرا بسیاری از اطلاعات آن از حافظهی مردم محلی و روایتهای شفاهی به دست آمدهاند. در مجموع، کوسهبرنشین نمونهای از آیینهایی است که در آنها شادی، نمایش، باورهای فصلی و همکاری اجتماعی در کنار یکدیگر قرار میگرفتند. آشنایی با این رسم نشان میدهد که مردم گذشته چگونه با استفاده از موسیقی، لباسهای نمایشی و شوخیهای جمعی، روزهای سرد سال را به فرصتی برای شادی و امید تبدیل میکردند.
آیین چراغ برات؛ یادبود درگذشتگان در خراسان 🕯️ چراغ برات یکی از آیینهای سنتی و مذهبی شناختهشده در بخشهایی از خراسان است که با یادکردن از درگذشتگان ارتباط دارد. این مراسم در بسیاری از روایتهای محلی در روزهای میانی ماه شعبان، بهویژه نزدیک نیمهی شعبان، برگزار میشود؛ هرچند زمان و شیوهی اجرای آن ممکن است در شهرها و روستاهای مختلف تفاوت داشته باشد. در گذشته، مردم برای گرامیداشت یاد عزیزانی که از دنیا رفته بودند، به آرامستانها میرفتند، برای آنها دعا میخواندند و بر سر مزارشان حاضر میشدند. روشنکردن چراغ یا شمع، خواندن قرآن، خیراتکردن خوراکی و پخشکردن غذا میان مردم از جمله رفتارهایی است که در برخی روایتهای مربوط به این آیین دیده میشود. نوع کارهایی که خانوادهها انجام میدهند، به باورهای مذهبی و سنتهای محلی آنها بستگی دارد. یکی از ویژگیهای جالب چراغ برات، حضور خانوادهها در کنار یکدیگر است. در چنین روزهایی، اعضای خانواده ممکن است همراه هم به آرامستان بروند و خاطرات عزیزان ازدسترفتهی خود را به یاد بیاورند. بزرگترها نیز گاهی دربارهی کسانی که دیگر در میان خانواده نیستند، برای کودکان و نوجوانان داستان تعریف میکنند. به این ترتیب، یاد افراد گذشته در حافظهی خانوادگی و جمعی باقی میماند. در بعضی مناطق، خانوادهها برای خیراتکردن شیرینی، نان، خرما یا غذا آماده میکنند و آن را میان همسایهها، آشنایان یا افراد نیازمند تقسیم میکنند. این کار افزون بر جنبهی مذهبی، معنای اجتماعی هم دارد؛ زیرا خانوادهها از طریق بخشیدن خوراکی و کمک به دیگران، یاد درگذشتگان را با کار خیر همراه میکنند. نام «چراغ برات» نیز از نظر فرهنگی جالب توجه است. واژهی «چراغ» یادآور روشنایی است و در بسیاری از فرهنگها، نور نمادی از امید، یادآوری و معنویت به شمار میرود. واژهی «برات» نیز در کاربردهای تاریخی و مذهبی معانی مختلفی داشته است. بااینحال، دربارهی ریشهی دقیق نام این آیین و شکلگیری آن نباید بدون شواهد تاریخی کافی با قطعیت نظر داد. چراغ برات همچنین نمونهای از پیوند سنتهای مذهبی با فرهنگ محلی است. اگرچه باورهای دینی در شکلگیری این مراسم اهمیت دارند، جزئیات آن از زندگی اجتماعی مردم نیز تأثیر پذیرفتهاند. برای مثال، نوع غذاهای خیراتی، شیوهی گردهمآمدن خانوادهها و آداب حضور در آرامستان ممکن است از منطقهای به منطقهی دیگر متفاوت باشد. این مراسم از نظر اجتماعی نیز اهمیت دارد؛ زیرا فرصتی برای دیدار خویشاوندان، زنده نگهداشتن خاطرات خانوادگی و توجه به افرادی فراهم میکند که ممکن است به کمک نیاز داشته باشند. در بسیاری از جوامع، آیینهای یادبود به مردم کمک میکنند با خاطرهی عزیزان خود ارتباط برقرار کنند و احساس تعلق به خانواده و جامعه را حفظ کنند. البته چراغ برات در همهی مناطق ایران برگزار نمیشود و حتی در میان شهرها و روستاهای خراسان نیز ممکن است شیوههای متفاوتی داشته باشد. بنابراین، بهتر است آن را آیینی منطقهای بدانیم که در بعضی جوامع محلی جایگاه ویژهای پیدا کرده است. در مجموع، چراغ برات نمونهای از سنتهایی است که یاد درگذشتگان، دعا، خیرات و همبستگی اجتماعی را در کنار یکدیگر قرار میدهند. این آیین نشان میدهد که چگونه مردم با انجام کارهای نمادین و گردهمآمدن در مناسبتهای خاص، خاطرهی عزیزان خود را زنده نگه میدارند و ارزشهایی مانند مهربانی و کمک به دیگران را به نسلهای بعد منتقل میکنند.
عید مردگان؛ آیینی برای یادکردن از درگذشتگان در شمال ایران 🌿🕊️ عید مردگان نامی است که برای برخی آیینهای محلی مربوط به یادبود درگذشتگان در بخشهایی از شمال ایران به کار میرود. این رسمها بهویژه در بعضی مناطق گیلان و مازندران، با تفاوتهایی در زمان و شیوهی برگزاری، دیده شدهاند. در این آیینها، مردم با حضور در آرامستانها، دیدار با خویشاوندان و انجام کارهای خیر، یاد عزیزانی را که از دنیا رفتهاند زنده نگه میدارند. در برخی مناطق، مراسم یادبود در روزی مشخص از تقویم محلی برگزار میشود و مردم از روستاها یا آبادیهای اطراف برای شرکت در آن گرد هم میآیند. خانوادهها ممکن است به آرامستان بروند، مزار بستگان خود را مرتب کنند، گل ببرند و برای درگذشتگان دعا بخوانند. این گردهمایی فرصتی است تا افرادی که بهدلیل مشغلههای روزمره کمتر یکدیگر را میبینند، دوباره کنار هم قرار بگیرند. یکی از جنبههای مهم این آیینها، تهیه و تقسیم خوراکی است. در بعضی روایتهای محلی، خانوادهها غذا، نان یا شیرینی آماده میکنند و میان حاضران یا افراد نیازمند پخش میکنند. گاهی نیز غذاهای محلی منطقه برای پذیرایی از مهمانان آماده میشود. نوع خوراکیها و شیوهی پذیرایی به سنتهای هر منطقه و امکانات خانوادهها بستگی دارد؛ بنابراین نمیتوان یک غذای مشخص را به همهی مراسم عید مردگان نسبت داد. این مراسم تنها دربارهی سوگواری نیست، بلکه با حفظ خاطرهی خانوادگی و ارتباط میان نسلها نیز ارتباط دارد. بزرگترها ممکن است هنگام گردهمایی دربارهی پدربزرگها، مادربزرگها و دیگر اعضای خانواده که دیگر در میان آنها نیستند، خاطره تعریف کنند. کودکان و نوجوانان نیز از همین راه با تاریخ خانواده، نام افراد گذشته و داستانهای زندگی آنها آشنا میشوند. در جوامع روستایی، چنین مناسبتهایی گاهی نقش مهمی در تقویت روابط اجتماعی دارند. مردم با دیدار یکدیگر، احوالپرسی، تقسیم خوراکی و کمک به خانوادههایی که شرایط دشوارتری دارند، پیوندهای میان خود را حفظ میکنند. به همین دلیل، مراسم یادبود میتواند همزمان جنبهای خانوادگی، مذهبی و اجتماعی داشته باشد. شمال ایران نیز بهدلیل تنوع فرهنگی و تاریخی خود، مجموعهای از آیینهای محلی گوناگون دارد. سنتهای گیلان و مازندران در همهی شهرها و روستاها یکسان نیستند و ممکن است حتی در دو منطقهی نزدیک به هم تفاوتهایی داشته باشند. به همین دلیل، عنوان «عید مردگان» را باید با توجه به محل برگزاری و روایت محلی آن بررسی کرد؛ زیرا این نام لزوماً به یک مراسم واحد با آداب ثابت اشاره نمیکند. از دیدگاه فرهنگی، آیینهای یادبود نشان میدهند که ارتباط انسانها با عزیزان ازدسترفته فقط به خاطرات شخصی محدود نمیشود، بلکه میتواند در قالب مراسم جمعی نیز ادامه پیدا کند. حضور در آرامستان، تعریفکردن خاطرات و انجام کارهای خیر به مردم فرصت میدهد گذشتهی خود را به یاد بیاورند و پیوندشان را با خانواده و جامعه حفظ کنند. در مجموع، عید مردگان را میتوان نمونهای از آیینهای محلی دانست که یادبود درگذشتگان را با گردهمایی خانوادگی، مهماننوازی و همبستگی اجتماعی پیوند میدهند. این رسمها بخشی از میراث ناملموس جوامع محلی ایران هستند و شناخت آنها به درک بهتر تنوع فرهنگی کشور کمک میکند.
آیین قاشقزنی؛ صدای قاشقها پشت در خانهها 🥄🌙 قاشقزنی یکی از رسمهای قدیمی و جالب ایرانی است که بیشتر با شب چهارشنبهسوری، یعنی آخرین سهشنبهشب سال، شناخته میشود. این آیین در گذشته در بعضی شهرها و روستاهای ایران رواج داشته و هنوز هم نام آن برای بسیاری از مردم آشناست. قاشقزنی از آن دسته رسمهایی است که در آن شادی، بازی، خوراکیهای سنتی و ارتباط میان همسایهها در کنار یکدیگر قرار میگیرند. در شکل سنتی این مراسم، افراد، بهویژه جوانان و کودکان، پارچه یا چادری روی سر و صورت خود میانداختند تا چهرهشان بهراحتی شناخته نشود. سپس یک کاسه یا ظرف در دست میگرفتند و با قاشق به آن ضربه میزدند. صدای برخورد قاشق با ظرف، صاحبخانه را متوجه حضور آنها میکرد. قاشقزنان معمولاً بدون آنکه وارد خانه شوند، پشت در میایستادند و منتظر میماندند تا صاحبخانه برایشان چیزی بیاورد. اهالی خانه نیز با شنیدن صدای قاشقها، در را باز میکردند و مقداری خوراکی در ظرف آنها میگذاشتند. این خوراکیها میتوانست شامل آجیل، شیرینی، شکلات، میوه یا مواد غذایی دیگری باشد. در گذشته، بسته به منطقه و امکانات خانوادهها، گاهی حبوبات یا مواد اولیهی تهیهی غذا نیز هدیه داده میشد. یکی از بخشهای جذاب قاشقزنی، ناشناسماندن شرکتکنندگان بود. چون افراد صورت خود را میپوشاندند، صاحبخانه ممکن بود نداند چه کسی پشت در ایستاده است. همین موضوع به مراسم حالوهوایی رازآلود و سرگرمکننده میداد. گاهی اعضای خانواده حدس میزدند فرد پشت در چه کسی است و همین حدسزدنها به بخشی از خاطرهی شیرین آن شب تبدیل میشد. قاشقزنی را میتوان نمونهای از سنتهای مشارکتی دانست؛ یعنی رسمهایی که برای زندهماندن به همراهی مردم نیاز دارند. اگر صاحبخانهها در را باز نمیکردند یا خوراکی نمیدادند، بخش مهمی از مراسم از بین میرفت. بنابراین، اجرای این آیین به نوعی همکاری میان افراد محله وابسته بود. خانوادهها با هدیهدادن خوراکی، شادی شب عید را با دیگران تقسیم میکردند و کودکان و جوانان نیز فرصت پیدا میکردند در یک فعالیت گروهی شرکت کنند. این رسم همچنین با فضای نمادین چهارشنبهسوری ارتباط دارد. چهارشنبهسوری در فرهنگ ایرانی با استقبال از نوروز، پایان سال و آرزوی شروعی تازه همراه است. بسیاری از مراسم این شب، از روشنکردن آتش تا بازیها و آیینهای محلی، بهانهای برای دورهمبودن و شادیکردن بودهاند. قاشقزنی نیز در بعضی مناطق بخشی از همین فضای جشن و همدلی محسوب میشده است. البته شیوهی اجرای قاشقزنی در تمام مناطق ایران یکسان نبوده است. در برخی جاها این رسم بیشتر مخصوص کودکان و نوجوانان بوده و در برخی دیگر افراد بزرگسال هم در آن شرکت میکردهاند. نوع خوراکیهایی که هدیه داده میشد نیز به شرایط اقتصادی، محصولات محلی و سنتهای هر منطقه بستگی داشته است. امروزه ممکن است قاشقزنی در بسیاری از شهرها کمتر از گذشته اجرا شود، اما هنوز هم در معرفی سنتهای چهارشنبهسوری از آن یاد میشود. بعضی خانوادهها و گروههای فرهنگی نیز برای آشناکردن نسل جدید با رسمهای قدیمی، شکل نمادینی از آن را اجرا میکنند. در مجموع، قاشقزنی تنها مراسمی برای گرفتن خوراکی نبود، بلکه بخشی از فرهنگ شادی و همسایهداری در ایران به شمار میرفت. این آیین نشان میدهد که چگونه یک کاسه، یک قاشق و چند خوراکی ساده میتوانستند بهانهای برای خنده، ارتباط و ساختن خاطرات مشترک باشند.
آیین آش بارانخواهی؛ وقتی مردم برای باریدن باران دور هم جمع میشدند 🌧️🍲 آش بارانخواهی یکی از رسمهای سنتی و مرتبط با باورهای کشاورزی در برخی مناطق ایران بوده است. در گذشته، زندگی بسیاری از مردم به کشاورزی و دامداری وابستگی زیادی داشت. بارش باران برای رشد گندم، جو، سبزیجات و دیگر محصولات ضروری بود و کمبود آب میتوانست زندگی خانوادهها را با مشکلات جدی روبهرو کند. به همین دلیل، در زمان خشکسالی، مردم بعضی مناطق مراسمی گروهی برگزار میکردند و از خداوند طلب باران و برکت میکردند. یکی از شکلهای این مراسم، تهیهی آش بهصورت جمعی بود. مردم محل دور هم جمع میشدند و هر خانواده، متناسب با توانایی خود، مقداری از مواد اولیهی غذا را فراهم میکرد. این مواد ممکن بود شامل حبوبات، سبزی، آرد، غلات یا دیگر خوراکیهای موجود در منطقه باشد. سپس آش را در ظرفی بزرگ میپختند و میان شرکتکنندگان یا دیگر اهالی تقسیم میکردند. ترکیب مواد غذایی و شیوهی پخت آش در مناطق مختلف متفاوت بود و نمیتوان برای تمام این مراسم یک دستور پخت ثابت در نظر گرفت. در برخی روایتهای محلی، هنگام آمادهکردن آش، افراد دعا میخواندند یا شعرهایی دربارهی باران و سرسبزی زمین اجرا میکردند. گاهی کودکان و نوجوانان نیز در مراسم شرکت میکردند و در جمعآوری مواد غذایی یا رساندن پیام درخواست باران به خانههای دیگر نقش داشتند. شکل دقیق این فعالیتها به سنتهای هر منطقه بستگی داشت. آش در فرهنگ ایرانی تنها یک غذای روزمره نیست؛ در بسیاری از مناسبتها، پختن و تقسیمکردن آن معنای اجتماعی ویژهای دارد. تهیهی آش نذری، آشهای مخصوص جشنها و غذاهایی که برای دورهمیهای محلی آماده میشوند، همگی نشان میدهند که غذا میتواند مردم را کنار یکدیگر جمع کند. در آیین بارانخواهی نیز همین ویژگی اهمیت داشت: مردم با همکاری یکدیگر غذا تهیه میکردند و امید خود را برای بهترشدن شرایط با دیگران شریک میشدند. این مراسم علاوه بر جنبهی مذهبی یا نمادین، به تقویت همبستگی اجتماعی نیز کمک میکرد. در دوران خشکسالی، مشکلاتی مانند کمبود آب و کاهش محصول ممکن بود بسیاری از خانوادهها را همزمان تحت تأثیر قرار دهد. گردهمآمدن مردم، تقسیم خوراکی و همکاری در یک فعالیت مشترک میتوانست احساس همدلی را افزایش دهد و به افراد یادآوری کند که در شرایط دشوار تنها نیستند. از سوی دیگر، چنین آیینهایی با دانش و تجربهی مردم دربارهی طبیعت ارتباط داشتند. کشاورزان تغییرات آبوهوا، وضعیت خاک، زمان کاشت و میزان بارندگی را با دقت دنبال میکردند. در کنار این تجربههای عملی، باورها و مراسم جمعی نیز بخشی از شیوهی مواجههی آنها با خشکسالی بود. البته عنوان «آش بارانخواهی» به یک مراسم کاملاً یکسان و سراسری اشاره نمیکند. رسمهای مربوط به درخواست باران در مناطق مختلف ایران نامها و روشهای متفاوتی داشتهاند و در همهی آنها نیز لزوماً آش پخته نمیشده است. بنابراین، برای توصیف دقیق یک نمونهی محلی باید نام منطقه و روایت مربوط به آن مشخص باشد. در مجموع، آش بارانخواهی نمونهای از سنتهایی است که در آنها یک غذای ساده به نمادی از اتحاد و امید تبدیل میشود. این آیین یادآور اهمیت آب در زندگی ایرانیان و نقش همکاری اجتماعی در روبهروشدن با دشواریهای طبیعی است.
فرصت نیل نیلیی
شاهکار😭😭😭😭🛐🛐🛐🛐
خودتو میگی؟🛐💞😼
وای ذوققق😭😭😭😭🛐🛐🛐🛐
سازنده پست:🛐🛐🛐🛐🛐
خود پست:🛐🛐🛐🛐🛐
تا کی باید منتظر ویژه شدن این شاهکارها باشیم؟؟؟
ممد هنوز ویژه نکرده💔😍
ای بابا ممد🗣🗣
زیبا بودددد 🛐🛐
باید ویژه شهههه
درخواست میدممم 🌚
🌀::سنت های ایران¿!(²) به لیست سفری به تاریخ افزوده شد.
توسط 🍎
ـــ
مرسییی
جوری که سنت های ایران قابل پرستشن 🛐🛐🛐
🛐🛐🛐🛐