دنیای هری پاتر در کتابها پر از شخصیتهای مختلفیه که هرکدوم بخشی از داستان رو شکل میدن؛ اما همهی اونها فرصت حضور در فیلمها رو پیدا نکردن. بعضی شخصیتها بهطور کامل حذف شدن و بعضی دیگه فقط به دلیل محدودیت زمان و تغییرات داستانی کنار گذاشته شدن. توی این پست قراره با ۹ شخصیت و گروهی آشنا بشیم که در کتابها حضور داشتن، اما در فیلمها دیده نشدن. ✨
پیوز | Peeves پیوز، شبح بازیگوش و دردسرساز هاگوارتز، شاید یکی از آزاردهندهترین شخصیتهای دنیای هری پاتر به نظر برسد، اما در کتابها بخش مهمی از فضای هاگوارتز را تشکیل میدهد. او از شیطنت و اذیتکردن دانشآموزان لذت میبرد و تقریباً همیشه آماده بود تا برای آنها دردسر درست کند. پیوز گاهی روی سر دانشآموزان بادکنک آبی میانداخت، وسایل مختلفی را به سمتشان پرت میکرد یا با کارهایش نظم مدرسه را به هم میزد. حتی بعضی وقتها هم کارهای دانشآموزان را به معلمان گزارش میکرد و باعث دردسر بیشتری برای آنها میشد. با وجود اینکه پیوز در داستانهای کتاب حضور پررنگی دارد، در فیلمهای هری پاتر دیده نمیشود. برای قسمت اول فیلم، بازیگری به نام **ریکی بیو** برای بازی در نقش پیوز انتخاب شده بود و حتی صحنههایی از حضور او فیلمبرداری شد، اما در نهایت تمام صحنههای مربوط به این شخصیت از نسخه نهایی فیلم حذف شدند. بعد از آن هم پیوز دیگر به فیلمها برنگشت و یکی از شخصیتهای معروف کتاب باقی ماند که طرفداران هیچوقت نسخه سینمایی آن را ندیدند.
پروفسور بینز | Professor Binns پروفسور بینز تأثیر زیادی در روند اصلی داستان نداشت، اما یکی از شخصیتهای جالب هاگوارتز بود. او یک شبح بود که تا زمانی که حافظهی جادوگران یاری میکرد، معلم درس تاریخ جادو در هاگوارتز بود. اغلب گفته میشود که پروفسور بینز حتی نمیدانسته مرده و همچنان به تدریس ادامه میداده است! با این حال، برخلاف ظاهر جالب این ماجرا، او به یکی از کسلکنندهترین معلمهای هاگوارتز معروف بود. با وجود این، حضور یک شبح در نقش معلم باعث میشد فضای هاگوارتز جادوییتر و متفاوتتر به نظر برسد و به همین دلیل، حذف او از فیلمها برای طرفداران کتاب کمی ناراحتکننده بود. یکی از دلایل احتمالی حذف بینز میتواند هزینهی ساخت یک شخصیت شبح با جلوههای ویژه باشد؛ هرچند چند شبح دیگر در فیلمها حضور داشتند. با این حال، بینز اهمیت کمتری نسبت به بسیاری از شخصیتهای دیگر داشت و حذفش تأثیر زیادی روی داستان اصلی نمیگذاشت.
لودو بگمن | Ludo Bagman لودو بگمن یکی از شخصیتهایی بود که در کتاب **هری پاتر و جام آتش** حضور داشت، اما در فیلم جایی نداشت. او که قبلاً یک بازیکن حرفهای کوییدیچ بود، بعدها به وزارت سحر و جادو پیوست. بگمن به قمار علاقهی زیادی داشت و همین عادت، او را با مشکلات مالی و جنهای بانک گرینگوتز درگیر کرده بود. رفتارهای مشکوک او و ارتباطش با جنها باعث شد هری برای مدتی به او شک کند و احتمال بدهد که شاید بگمن در ماجرای وارد شدن نام هری به جام آتش نقشی داشته باشد. اما داستان آنطور که به نظر میرسید نبود. بگمن در واقع هیچ ارتباطی با انتخاب هری نداشت و فقط روی پیروزی او در مسابقات شرطبندی کرده بود. او امیدوار بود با برنده شدن این شرط، پول کافی برای پرداخت بدهیهایش به دست بیاورد. ماجرای بگمن با فرد و جرج هم یکی دیگر از بخشهای جالب داستان او بود؛ جایی که معاملهی آنها به ضرر دوقلوهای ویزلی تمام شد و میتوانست روی آیندهی کسبوکارشان تأثیر بگذارد در نهایت، بگمن یکی از شخصیتهایی بود که حذفش باعث شد بخشهایی از داستان فرعی «جام آتش» به فیلم راه پیدا نکنه. حضور او میتوانست لایهی بیشتری به ماجرای مسابقات و اتفاقات اطراف جام آتش اضافه کند.
آگوستا لانگباتم | Augusta Longbottom آگوستا یکی دیگر از شخصیتهایی است که با وجود اینکه چندین بار نامش در داستان برده میشود، خودش را در فیلمهای هری پاتر نمیبینیم. البته در **هری پاتر و زندانی آزکابان**، به لطف صحبتهای نویل و لباسهای خاصی که مادربزرگش میپوشد، تصویر جالبی از ظاهر او در ذهنمان شکل میگیرد. این بخش بامزه در کتابها هم وجود داشت. تا آن زمان، خوانندگان اطلاعات زیادی دربارهی مادربزرگ نویل نداشتند، اما با ادامهی داستان کمکم مشخص شد که رابطهی او با نویل چه تأثیری روی شخصیت این پسر داشته است. آگوستا همیشه به پسرش افتخار میکرد؛ پسری که از نظر او موفق و قدرتمند بود، در حالی که نویل در مقایسه با او چندان رضایتبخش به نظر نمیرسید. همین مقایسهها باعث شده بود نویل اعتمادبهنفس کمی داشته باشد و خودش را دستکم بگیرد. البته نویل بهمرور توانست بر این احساسات غلبه کند و در نهایت به یکی از شجاعترین شخصیتهای داستان تبدیل شد. حضور آگوستا در فیلمها میتوانست بخش بیشتری از گذشته و فشارهایی را که نویل تحمل میکرد نشان دهد. همچنین میتوانست روند رشد شخصیت نویل را برای مخاطبان ملموستر و قابلدرکتر کند.
چارلی ویزلی | Charlie Weasley بارها در داستان هری پاتر به نام چارلی ویزلی اشاره میشود، اما تنها یکبار و آن هم در عکس خانوادگی ویزلیها او را میبینیم. با اینکه چارلی در کتابها حضور چندان پررنگی ندارد، اما همین حضورهای محدود هم باعث شدند شخصیتی دوستداشتنی و بهیادماندنی باشد. چارلی در دوران تحصیلش در هاگوارتز، جستجوگر تیم گریفیندور بود و تقریباً در هر کاری که انجام میداد، استعداد زیادی از خودش نشان میداد. شاید چارلی نقش مستقیمی در اتفاقات اصلی داستان نداشته باشد، اما موفقیتهای او روی شخصیت رون تأثیر زیادی گذاشته بود. بیل، بزرگترین پسر خانواده و بعد از او چارلی، هر دو فرزندان موفقی بودند. آنها در دوران مدرسه از دانشآموزان برجسته به حساب میآمدند و بعد از فارغالتحصیلی نیز در مسیر شغلی خود موفق شدند. همین موضوع باعث میشد رون همیشه احساس فشار کند و نگران باشد که نتواند به اندازهی برادرهایش موفق باشد و باعث سرافکندگی خانواده شود. این احساس ناامنی رون در فیلمها چندان بهطور کامل نشان داده نشد، اما حضور دوبارهی چارلی در سریال میتواند به پرداخت بهتر شخصیت رون کمک کند.
وینکی | Winky با اینکه بسیاری از شخصیتهایی که از فیلمهای هری پاتر حذف شدند، تأثیر چندانی روی روند اصلی داستان نداشتند، اما وینکی با آنها متفاوت بود. حضور او در داستان اهمیت زیادی داشت و حذفش باعث شد بخشی از روایت **هری پاتر و جام آتش** از بین برود. وینکی جن خانگی خانوادهی کراوچ بود، اما بعد از ماجرایی که در آن بارتی کراوچ جونیور بهطور اشتباهی عصایی را به او سپرد، شرایط برایش تغییر کرد و در نهایت به یک جن آزاد تبدیل شد. وینکی در واقع نقطهی مقابل دابی بود. دابی همیشه آرزو داشت از خانوادهای که با او رفتار خوبی نداشتند آزاد شود، اما وینکی بعد از آزادی اصلاً احساس خوبی نداشت. او دچار افسردگی شد و بیشتر وقت خود را با نوشیدن **نوشیدنی کرهای** میگذراند. این موضوع که جنهای خانگی لزوماً آزادی را نمیخواهند، مدتهاست مورد بحث و انتقاد قرار گرفته و سازندگان سریال باید هنگام به تصویر کشیدن داستان وینکی با دقت و حساسیت بیشتری عمل کنند.
خانواده گانت | Gaunt Family خانوادهی گانت سالها پیش از ورود هری به هاگوارتز از بین رفته بودند، اما تأثیر آنها بر داستان هری پاتر غیرقابلانکار است. آنها از نوادگان سالازار اسلیترین بودند و بیش از هر چیزی به خالصبودن خون جادویی خود اهمیت میدادند. خانهی گانتها محیطی سرد، آشفته و بدون محبت بود و مروپ گانت، دختر این خانواده، بعدها به مادر لرد ولدمورت تبدیل شد؛ هرچند زندگی او آنقدر طولانی نبود که بتواند محبت و خانوادهای واقعی برای پسرش فراهم کند. هری در جریان درسهایی که در **هری پاتر و شاهزادهی دورگه** با دامبلدور داشت، اطلاعات زیادی دربارهی گذشتهی خانوادهی گانت به دست آورد. بخشهایی از این جلسات خصوصی و سفر آنها به خاطرات داخل قدح اندیشه در فیلم هم نمایش داده شد، اما داستان مربوط به خود خانوادهی گانت تا حد زیادی کنار گذاشته شد. دانستن اینکه مروپ در خانوادهاش مورد آزار قرار میگرفت و بعدها با استفاده از جادو یک ماگل را تحت تأثیر قرار داد، میتوانست به درک بهتر گذشتهی ولدمورت و ریشههای شخصیت او کمک کند. فیلمها بخش مهمی از این پیشزمینه را حذف کردند؛ بخشی که سریال میتواند فرصت خوبی برای پرداختن دوباره به آن داشته باشد.
آندرومدا تانکس | Andromeda Tonks هری در کتابهای هری پاتر فقط یکبار با آندرومدا تانکس روبهرو شد و در همان دیدار، او را با بلاتریکس لسترنج اشتباه گرفت و برای لحظهای قصد حمله به او را داشت. در مجموع، آندرومدا نقش پررنگی در اتفاقات اصلی داستان نداشت. او مادر نیفادورا تانکس بود و پس از مرگ دخترش، از تدی لوپین مراقبت کرد. به همین دلیل، احتمالاً هری که پدرخواندهی تدی است، در سالهای بعد ارتباط نزدیکتری با آندرومدا پیدا میکرد. اما چیزی که آندرومدا را به شخصیتی جالب تبدیل میکند، گذشتهی خانوادگی اوست. او در خاندان بلک به دنیا آمده بود و خواهر بلاتریکس لسترنج و نارسیسا مالفوی محسوب میشد. خانوادهی بلک به تعصب شدیدشان نسبت به خلوص خون جادویی معروف بودند، اما تعداد کمی از اعضای این خانواده تصمیم گرفتند برخلاف باورهای خانوادگیشان زندگی کنند؛ سیریوس بلک یکی از شناختهشدهترین آنها بود و آندرومدا نیز مسیر مشابهی را انتخاب کرد. متأسفانه کتابها جزئیات زیادی دربارهی دلیل جداشدن آندرومدا از خانواده و رابطهاش با خواهرانش ارائه نمیدهند. اگر در سریال فرصت بیشتری برای پرداختن به او وجود داشته باشد، میتوان داستان گذشتهی او را گستردهتر کرد و به بعضی از سؤالهایی که دربارهی این شخصیت بیپاسخ ماندهاند، پاسخ داد.
تدی لوپین | Teddy Lupin تدی لوپین در **هری پاتر و یادگاران مرگ** به دنیا آمد و به همین دلیل فرصت زیادی نداشت تا در داستان نقش یک شخصیت اصلی را داشته باشد. در بخش پایانی کتاب از او یاد میشود؛ جایی که هری توضیح میدهد تدی تقریباً هر روز به خانهی خانوادهی پاترها سر میزند و آنها او را عضوی از خانوادهی خودشان میدانند. این موضوع باعث میشود یاد ریموس لوپین و تانکس همچنان در میان آنها زنده بماند، اما اهمیت تدی فقط به این موضوع محدود نمیشود. به دنیا آمدن تدی یکی از اتفاقات مهم **هری پاتر و یادگاران مرگ** بود، چون باعث شد ریموس با ترسها و نگرانیهای زیادی دربارهی پدر شدن روبهرو شود. او که یک گرگینه بود، از اینکه نتواند پدر خوبی باشد میترسید و برای مدتی از تانکس فاصله گرفت و بیشتر همراه هری شد. این تصمیم هری را بسیار ناراحت و عصبانی کرد؛ چون او باور داشت والدین نباید فرزندانشان را رها کنند، مگر اینکه واقعاً راه دیگری نداشته باشند. اگر تدی در سریال حضور داشته باشد، میتوان این بخش از داستان و چالشهای اخلاقی مربوط به آن را با جزئیات بیشتری نشان داد.
چون کسی نگفتن من میگم
فرصت؟
خسته نباشید
نخست؟
عالی بود،خسته نباشی.
پروفسور بینز و پیوز رو به دلیل کمبود بودجه و وقت حذف کردن.
ریگولوس💔💔
واییی😭
همه ی اینا تو کتابا بود ولی نو فیلم نبود
اره دفیقا
عالی بود خسته نباشی
فدای شما
خیلی ممنون و واقعا حق 👌🏻
من تا تو این پست ندیدم اصلا از بگمن یا وینکی خبر نداشتم چون فصل سه و چهار رو مجبور شدم فیلمشونو ببینم و از اینا حتی یه اشارهی کوچک هم نکرده بودند ...
عالی بود👌🏻
فداتشم قلبمنی
منم همینطورر
همیشه اول فیلمو بینید بعد کتابو چون بعد خوندن کتاب برین فیلم ببینین کل فیلم اینجورین که این نبود
چارلی ویزلی تو سریال بود اگه اشتباه نکنم!
نمیدونم وای من خیلی وقت پیش فیلمشو دیده بودن و کتابسو خونده بودم یاذم نمونده دقیق ولی این تپ سایت دیجی کالا هم بود یه مقاله راجبش چت جی پی تیم گفتش پاسه همین گذاشتم
به خاطر همین وقتی سینمایی رو دیدم خورد تو ذوقم چون اول کتابو خونده بودم
البته بگم من وقتی یه فیلم از رو کتاب ساخته میشه دلم میخواد اون فیلم شخصیت هارو خیلی خیلی شبیه کتاب دربیاره تا حد امکان و فیلمنامه خیلی شبیه کتاب باشه
بله بله دقیقا