درود اگوری پگور🍥
مرسی که این پست رو انتخاب کردی اگوری پگوری☕ این ولاگ به دلیل کمی حواس پرتی دیر ادیت شده برای همین دیر هم منتشر میشه، و برای این موضوع متاسفم🙏🏻
ساعت هفت صبح بیدار شدیم و چند دقیقه ای به تخت خیره بودیم که ببینم امروز را قراره چگونه بگذریم👆🏻 (افسانه ها میگویند دقایق اول داشتیم هویت خود را تشخیص میدادیم) کمی نرمش کردیم و بلند شدیم تا زندگی را استارت بزنیم📞
رفتیم صبحونه خوردیم ولی از اونجایی ما صبحا شبیه خرس گرسنه هستیم، باز شیر کاکائو درست کردیم و با کلوچه خوردیم تا گشنگی را رفع کنه🐻👆🏻 (شیر توت فرنگی بعد از اینکه توی بلاگ همه رو مجبور میکرد بجای شیر کاکائو، شیر توت فرنگی بخورید: ) (طی این مسیر اضافه کنم، از اونجایی که خیلی وقت بود ولاگ درست نکردم فراموش کردیم باید عکس بیشتری بندازیم و الان کمی عکس کم اوردیم🤙🏻)
تا ساعت ۱۱ دیگه کارهامون که شامل کوزت بودن هم میشه (🧹) رو انجام دادیم و رفتیم تستچی🧚🏻♀️ اولش رفته بودیم چارسو گردی ولی خیلی خوش نگذشت برای همین رفتیم دسته اطلاعات عمومی یه چیزی بهمون اضافه بشه👍🏻 داشتم مطالب گوناگونی میخوندیم که دو تا از کاربرهای فرشته همزمان پیام دادن و مطالب دیگه فراموش شد- همینجور که داشتیم حرف میزدیم دقیق یادم نیست ولی فکر کنم ساعت ۱۱ نیم اینا خبرنامه جدید اومد و منم ذوق ذوقی شدم🧚🏻♀️ البته نرفتیم بلاگ ولی یه ذره روح بودیم
بعد تستچی من و کاربر آنیا که پروفایلش رو میتونید پایین سمت راست ببینید، پیشنهاد دادیم روز اخر تابستون رو باهم بریم روبلاکس که خاطره ای بشه🙏🏻🐻 و رفتیم کاربر لیا که پروفایلش پایین سمت چپ هست رو هم با خودمون اوردیم🔫 اولش رفتیم بازیه animal hospital که داشت خوب پیش میرفت ولی خوب پیش نرفت(جمله بندی🤙🏻) بعد از اینکه باخیتم کاربر لیا رفت به کاراش برسه(مثل ما بیکار نبو-) من و آنیا هم رفتیم بازی های مختلف مثل color or die اخرش رفتیم بازیه cake که یه پارکور بسیار غیرقابل پیشبینی و سخت بود(اینو کسی میگه که خودش زیاد پارکور بازی میکنه-) توی یه مرحله بدون اغراق تقریبا نیم ساعت گیر کرده بودیم بعد بقیه یه جوری رد میشدن انگار ما عقب افتاده ایم- آنیا اینجوری بود که ما تسلیم نمیشیم ولی تسلیم شدیم- بعد اون بازی کاربر آنیا رفت ولی ما هنوز داشتیم توی روبلاکس دنبال یه بازیه خوب میگشتیم تا وقت مان را تلف کنیم👆🏻 یه سه ساعتی توی روبلاکس بودیم و بعد تک و تنها شدن رفتیم بازی های evade و 99 night in forest (بازیه سمت چپ پایین بازی evade بود که ما اونجا کیل شدیم ولی یه عکس هنری خلق شد)
داشتم تو گوشی همینجوری میگشتم که مامانبزرگم زنگ زد بریم خونشون چون برای من(بلهبله خاطرخواه همه ور🤙🏻)ناهار گذاشته بود و ماهم عجله ای رفتیم تا به موقع برسیم (شما میتوانید دست زشت بنده رو برای کمبود عکس ببینید🕳️) زودتر از چیزی که فکر میکردیم رسیده بودیم و هنوز غذا حاضر نبود برای همین داشتم از داخل بیرون پنجره رو نگاه میکردم اهنگ گوش میدادیم، که یه حقیقتا درست نفهمیدم چیه کفتره یا یاکریم رو دیدم و خب ما همچین پرنده ای رو از رنگ گرفته تا شکلش، تاحالا ندیده بودیم👎🏻(بنده همزمان هم میتوانم دنبال آزاد گشتن تو طبیعت باشم و هم خودم رو تو اتاق یه ماه زندانی کنم) همینجور که خیره بودم یهو جلوی چشمان نازنینم پرنده هه به دست یه گربه کیل شد (🔫🐻) داشتم عکس میگرفتم که بعدا ببینم چه پرنده ایه، گربه هه که پرنده هرو یه لقمه کرد برد از اونم عکس گرفت- شاید برای شما عجیب باشه ولی هم داشت اشکم در میومد هم همینجوری گیج مونده بودم همزمان دو تا چیز کمیاب از نظر خودم رو دیدم و قیافم رو میدیدین خندتون میگرفت- هیچی دیگه بعد ناهار رو که خوردیم برگشتیم خونه و یه ذره هم نموندیم (مدیونید فکر کنید بخاطر پرنده هه بود-)
وقتی رسیده بودیم خونه آسمون داشت غروب میکرد اما هنوز یه ذره روشن بود و هوا یه رنگ ابی خوشگلی شده بود منم تصمیم(تصمیم؟🧐)گرفتم برای اینکه یه وایب خوبی بده بریم پیانو بزنیم(اصلا بهترین زمانه) و شروع کردیم به زدن اهنگ Seoul City جنی؛ شاید بگی چطوری؟ خیلی ممنون شما چطوری؟(😦) یه دو ماهه دارم روش کار میکنم که بهتر از قبل بزنم و در این دو ماه احساس میکنم همسایه هامون انقدر اهنگ رو شنیدن که الان میتونیم همه باهم بریم کارائوکه اهنگ کاور کنیم- بعد یه ساعت تمرین دیگه رفتیم سر یه کار دیگه
بعد پیانو، رفتیم کاردستی درست کنیم یه کاردستی رو تو پینترست دیده بودم و واقعا راحت و اگور پگور بود🙏🏻 کاردستیه دکوری مانند بود(منظورت چیه شیر توت فرنگی، دکوری بود دیگ-) و میتونید کاردستیه رو عکس بالا سمت راست اون گوشه ببینید👆🏻 ماهم خواستیم یه ذره خلاقیت به خرج بدیم بجای یه پسرک رندوم توی نون تست، آنیا توی بادوم زمینی رو درست کنیم🙏🏻 البته کاردستی درست کردن توی سکوت(صدای جم تی وی از پذیرایی درحال پخش سریال:🧐) درست کردن برای ما لذت بخش نیست پس سریال پیشنهادی رو دانلود کردیم و نشستیم از کامپیوتر همزمان که کاردستی درست میکنیم ببینیم(جمله بندی🤙🏻) اما خب بیشتر داشتیم سریال میدیدیم تا درست کردن کاردستی و یهو دیدم دو ساعته دارم آنیا رو میکشم و به کشیدن بادوم زمینی نرسید- بیشتر از این ادامه میدادیم از ساعت خوابمون میگذشت برای همین نصفه رهایش کردیم🤝🏻(ایشالا سال بعدی کامل میشه)
بعد کاردستیه زشتمون که شبیه هرکی بود جز آنیا، دستامونو شستیم و رفتیم شیر گرم درست کردیم با کلوچه نادری خوردیم نزدیک وقت خوابمون بود برای همین گفتیم یه ذره کتاب بخونیم(مانگا:من برای تو یک کتاب عادیم؟🧐) شما میتوانید درصد شارژ گوشی بنده رو برای کمبود عکس مشاهده کنید👆🏻
بعد خوندن مانگا اماده شدبم برای خواب و دیگه خوابیدیم در این قسمت ما انقدر خسته بودیم که اصلا از چیزی عکس نگرفتیم🐻🙏🏻 و اینم ولاگ روز اخر مدرسه که به پایان میرسه 👆🏻
فرصت
مرسی امتیاز عزیزم❤❤
چقد زندگیت رویاییه،میخوامش🌚_
البته به جز بخش کوزت بودن_
کدوم رویایی-😂
رویایی که شمایی🫵🏻💮
نهبابا کی گفته_
عههه قشقم نیازی به امتیاز نبود کاری نکردم کههههههههه✨🛐🫧🍓
قربونت برم برای روز دختر زدم🐻🍥
نشی حیفییی🍓✨🛐
واییییی ممنونم فداتبشم ببخشید دیر جواب دادم کم میام تستچی🫧✨🍓
چه دستای خوشگلی داری👍🥺
منم پیانو میخواممممم😭😭
شما خوشگل میبینیی
بیا خونمون برات پیانو بزنم🐻
آخجونن
عالی بوددددد✨
قربونت نارگیلییی
اومگ من دارم اهنگ استار عه ور جنی رو با پیانوم ۵ ماهه تمرین میکنممم
عههههه موفق باشیی
اسم این اهنگ رو نشنیده بودم
آرهههه خیلیی نادر و کم یابههه
بهبه چه ولاگ قشنگییی
ممنونمممم☕
عالیبوددد
مرسییییی
زنیکه تو به این میگفتی بد؟ فرصت نشد بیام اینجا بگم
اینکه خیلی خوبه
خودت خیلی خوبیی🍥🐻