هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ، باز جوید روزگار وصل خویش ؛ - مولانا
جهانی دیگر دقیقا کجاست.. جهان برای من همانجاست که تو نیز انجا باشی شاید در جهانی دیگر چه ؟! شاید در جهانی دیگر بتوانم گوش به حرفایت بسپارم .. یا محو نگاهت شوم .. اما من او را در همین جهان میخاستم من رویاهای دورم را در همین جهان میخاستم .. ایا تضمین خواهید کرد در جهانی دیگر "او" نیز باشد ، ضمانت میکنید من در ان جهان" خود" من باشم ؟! ایا میشود چنین گفت،، پس من چه کنم ؟ در انتظار جهان رویاهایم چو شمع بسوزم ، اما شاید در جهانی دیگر ..
اما شاید در ان جهان،، انسان های برای ماندن بهانه نمیاوردند و برای رفتن هزاران دلیل پر پیچ و خم سرهم نمیکردند. شاید دلتنگی مایع شرم و خجالت محسوب نمیشد شاید ان فقط دلتنگی بود نه خجالتی که پشت سکوت خسته ی دم صبح پنهان شود ؛ شاید در ان جهان تورو اسان میافتم،، نه با فاصله و نه با ترس و نه با غصه و هزاران دلیل برای پرسش های ازاردهنده انسان ها .. شاید تورو زیباتر میافتم شاید تمام این حرف های ناگفته بین ما با زیباترین کلمات پر میشد. شاید انجا صبح هایم را با ارزوی دیدار تو و شب هایم را با رویای کنارت بودن اغاز و خلاصه نمیکردم .. شاید انجا روزهایم با گرد و غبار فکر های ذهنم، ترس و وحشتم و تمام نگرانی هایی که برای انچه فرق است میان من و من واقعی سپری نمیشد،، شاید انجا تو بیشتر مرا به یاد می اوردی و من کمتر خود را گم کرده بودم. اگر روزی به انجا پا گذاشتم از تو نخواهم پرسید که چرا از حال من خبر نداشتی ، خواهم پرسید ("ایا در این جهان دلت ذره ای برایم تنگ شده؟!")
اما نکند انجا .. در روشنایی هم کسی مرا نبیند .. میان هزاران نفر هیچ کس مرا نشناسد ، خاطرات با ارزش من برای دیگران محو ترین تصاویر باشند ، دیوار های خانه ذهنم ترک بردارند .. کس را پیدا کنم و باز هم ناتوان باشم در گفتن اهمیتش .. حرف های ناگفته ام زمانی یادم بیایند که فرصتی برای گفتنشان نباشد ؛ و اما بزرگترین ترس من از چیست ؟!
اینکه نکند بزرگترین ترس من در ان جهان این باشد که .. دوباره امیدوار باشم چون من میدانم امیدوار شدن چقدر زیباست وقتی توانی برای ادامه دادن نخواهی داشت و چقدر میتواند ترسناک باشد وقتی چیزی برای از دست دادن داشته باشی ! وقتی مطمئن نباشی .. ایا او برای تو خواهد شد یا تمام امیدت بر باد هوا خواهد رفت .. اصلا لحظه ای فکر کن تو روحت را ، بخشی از وجودت را ، برای زندگی کسی دیگر بدهی ، اما او ذره ای به تو ایمان نیاورد ؛ میترسم امیدوارم باشم و دیوار های امن پناهگاه ذهنم ترک بردارد،، راه امنم ، نا امن گردد ماجراجویی زیبایم شوخی ای بیش نباشد من او را در همین جهان میخاهم چون من توان انتخاب بین جهان دیگر و این جهان نخواهم داشت ، چون همین احتمال وجود دارد؛ در ان جهان "او" نباشد ، و روح من بی "او" طنز تلخی بیش نیست.
فرصتتت
در جهانی دیگر ؟!؛ به لیست بهترینها افزوده شد.
توسط 🕸I almost died
ـ
مرسی نانازی؛
@دلبسته بخاري'
تك تك این کلمات رو میشه زندگی کرد .. 🐈⬛
______
موافقم☝🏼
مهلا خانوم اجازع هست فداتون بشم؟! 💘
نخیر☝🏼💘
دخترك'م چه نویسنده شدی بهبه😭مردم واسه زیباییش
قربونت برم، قلمم به زیبایی قلم شما نمیرسه، 💞
تك تك این کلمات رو میشه زندگی کرد .. 🐈⬛
فداتبشم وای؛؛
وای دخترم فوق العاده بود-💘
مرسی خوشگلکم قربونت برم،💘
تو می خوای من گریه کنم😭
نه نه ایوای دختر نازم؛ ☝🏻