این پرونده حل نشده ای هست که از سال ۲۰۱۴ تا الان پلیس های ایالت نیوجرسی نتونستن بفهمن چه کسی پشت این پیام هایی هست که به خانه ای در بولوار وستفیلد ۶۵۷ ارسال میشد
خانوادهی برودوس یه خونهی رویایی توی شهر وستفیلد نیوجرسی خریدن. خونه بزرگ بود، توی محلهی خوب، و همه چیز عالی به نظر میرسید. قیمتش حدود ۱.۳ میلیون دلار بود. درک و ماریا هر دو شاغل بودن و سه تا بچه داشتن. فکر میکردن بهترین تصمیم زندگیشون رو گرفتن.
سه روز بعد از اینکه خونه رو خریدن، اولین نامه رسید. نامه توی صندوق پست خونه بود. دستنویس بود، با خطی مرتب و تمیز. توی نامه نوشته شده بود که این خونه «سالهاست منتظر یه خانوادهی جدید بوده» و اینکه «من سالهاست این خونه رو تماشا میکنم». امضا شده بود با اسم «ناظر» (The Watcher). ( این عکس پاکت نامه هست☝️)
متن کامل نامه ی اولی که به دست این خانواده رسید به این صورته "به همسایهی جدید و عزیزم، در خیابان بولوار ۶۵۷ اجازه بده بهت خوشآمد بگم به محلهمون. خیابان بولوار ۶۵۷ دهههاست که موضوع زندگی خانوادهی منه و حالا که داره به تولد ۱۱۰ سالگیش نزدیک میشه، من مأمور شدم که مراقبش باشم و منتظر اومدن دوبارهش بمونم. پدربزرگ من توی دههی ۱۹۲۰ این خونه رو تماشا میکرد و پدرم توی دههی ۱۹۶۰. الان نوبت منه. آیا تاریخ این خونه رو میدونی؟ آیا میدونی چی توی دیوارهای بولوار ۶۵۷ پنهانه؟ چرا اینجایی؟ من میفهمم. همین الان هم میبینم که یه مشت پیمانکار رو ریختی توی بولوار ۶۵۷ که خونه رو خراب کنی، همونطوری که قرار بود نباشه. نچ، نچ، نچ... کار بدی کردی. تو نمیخوای بولوار ۶۵۷ رو ناراحت کنی."
خانواده اول فکر کردن یه شوخیه. ولی نامهها ادامه پیدا کرد. نامهی دوم اومد. توی نامه، «ناظر» اسم بچههای خانواده رو دقیقاً نوشته بود. اسمهایی که هیچکس بیرون از خانواده و اقوام نزدیک نمیدونست. نوشته بود که بچهها «خیلی خوشگلن» و «از پنجرهی اتاقشون که نگاه میکنم، خیلی خوب دیده میشن». نامهی سوم اومد. توی نامه، «ناظر» به درک برودوس گفته بود که «تو پدر خوبی نیستی» و «این خونه رو به من بده». نوشته بود که «من صاحب واقعی این خونهام» و «این خونه از نسل من بوده».
نامهها ادامه داشت. هر بار دقیقتر و ترسناکتر. «ناظر» از جزئیات داخل خونه خبر داشت. از رنگ دیوارها، از مبلمان، از اینکه کدوم بچه توی کدوم اتاق میخوابه. حتی یه بار نوشته بود که «دیشب دیر خوابیدی، چراغ اتاقت تا ۲ بامداد روشن بود». خانواده به پلیس زنگ زدن. پلیس اومد، نامهها رو بررسی کرد، ولی هیچ اثر انگشتی پیدا نکرد. هیچ مدرکی از اینکه کی نامهها رو میذاره توی صندوق پست نبود. دوربین مداربسته هم چیزی ثبت نکرد. خانواده دوربینهای بیشتری نصب کردن. چراغهای امنیتی گذاشتن. حتی یه بار توی خونه کمین کردن که ببینن کی نامه میذاره. ولی هیچوقت کسی رو ندیدن. نامهها متوقف نشد. ولی متاسفانه بجز نامه اول بقیه نامه ها به صورت کامل پهش نشدند و فقط جمله های کوچکی از اون نامه ها تو روزنامه ها و اخبار گفته شد
خانوادهی برودوس بعد از چند ماه تصمیم گرفتن خونه رو بفروشن. ولی وقتی ماجرا توی رسانهها پخش شد، هیچکس حاضر نشد خونه رو بخره. قیمت خونه از ۱.۳ میلیون دلار رسید به کمتر از ۶۰۰ هزار دلار. بازم کسی نخرید. خانوادهی برودوس خونه رو ترک کردن و یه خونهی دیگه اجاره کردن. ولی پروندهی «ناظر» هنوز بازه. پلیس شهر وستفیلد هیچوقت نتونست هویت «ناظر» رو پیدا کنه. چند سال بعد، یه خانوادهی جدید خونه رو خرید. نامهها دوباره شروع شد. همین سبک نامهها، همین خط، همین امضا
نتیجه 1
.......
نتیجه 2
.......
نتیجه 3
.......
نتیجه 4
.......
خیلیییییییی عالییییی
واقعی بود ؟؟؟
قربونت عزیزمم🎀🎀
اره عکساشو که گذاشتم😂
بانو💍؟
واییی 😭😭 آرهه🫴🎀