فاطمه طوسی بانوی دانا و بزرگیهست که احتمالاً خیلی هامون نمیشناسیمش.در این پست به زندگی،دستاورد ها و اقدامات این بانو میپردازیم.
فاطمه دختری شیعه اهل شهر طوس خراسان بود.اون در خانوادهای محترم و اهلعلم به دنیا اومد و در محیط فرهنگی خانوادهش،از سواد زیادی برخوردار بود.چیزی که برای زنان اون زمان چیز عجیبی محسوب میشد. در جریان حمله تولوی خان،پسر کوچک چنگیزخان به خراسان،فاطمه از خانوادهش جدا شد.مغول ها مردان رو میکشتند و زنان رو اسیر میکردند.ولی سربازان مغول کسانی که سواد یا مهارت خاصی داشتند رو نمیکشتند و به دربار مغول میبردند تا از مهارتشون استفاده کنن.فاطمه هم به علت هوش فوقالعاده و سواد زیاد،کشته نشد.اون رو به همراه بقیه اسیران ماهها در راههای سخت کشوندند تا به قرهقوروم،پایتخت مغولستان رسیدند.
وقتی بالاخره کاروان حامل اسرای باسواد به قرهقوروم رسید،اسیرها با توجه به نیازهای هر خیمه و شاهزادگان تقسیم شدند. فاطمه به خیمه توراکینا خاتون،همسر دوم اوگتای خان(خان بزرگ مغولها در اون زمان)متنقل شد. توراکینا زنی جاهطلب،زیرک و تشنه قدرت بود و میخواست در اداره امپراتوری نقش داشته باشد.ولی سواد چندانی نداشت.نیاز به یک فرد باسواد و رازدار داشت تا بهش در فرستادن نامههای فرمان و دستور کمک کنه.فاطمه هم در اولین دیدارهاشون،با ادب،سخنوری و داناییش توجه توراکینا رو جلب کرده بود.فاطمه به زبان های فارسی و عربی مسلط بود و خیلی زود،خط و زبان مغولی رو هم یاد گرفت و تونست در نوشتن نامههای فرمان به توراکینا کمک کنه.
فاطمه تنها و آواره بود و در مغولستان هیچ کسی رو نداشت.توراکینا هم اصالتاً از قبیله مرکیت ها بود؛قبیلهای قبلاً چنگیزخان شکستشون داده بود و توراکینا رو به عنوان غنیمت جنگی به پسرش اوگتای بخشیده بود.این حس تنهایی و بیکسی بین این دو مشترک بود و باعث درک متقابل و ایجاد حس همدلی بینشون میشد. فاطمه جدا از کمک کردن در کارهای اداری،مثل یک پرستار غمخوار برای توراکینا بود.وقتی توراکینا بیمار میشد یا برای کارهای حکومتی استرس داشت،فاطمه با مهارتهای پزشکیش یا گفتگو های آرامشبخش از اون مراقبت میکرد.توراکینا هم برای همه تصمیمگیریهای مهم زندگیش،با فاطمه مشورت میکرد و به هوش و تدبیر اون اطمینان داشت.حسی که بین این دو نفر بود،اعتماد کامل و یک پیوند قلبی بود.
در سال ۱۲۴۱ میلادی،اوگتای خان در یک شکار زمستانی و بعد از یک شب کامل مصرف الکل،ناگهان دچار سکته یا مسمومیت الکلی شد و صبح روز بعد مرد. طبق سنت مغولها بعد مرگ خان بزرگ،تا زمان برگزاری شورای شاهزادگان برای انتخاب خان بعدی،یک نفر باید حکومت را به دست میگرفت و نائبالسلطنه میشد.وصیت اوگتای خان این بود که نوهاش،شیرامون جانشینش شود؛اما در آن زمان،شیرامون هنوز جوان و کمتجربه بود.توراکینا که خیلی زیرک بود،با چانهزنی،رشوههای نقدی و وعدههای ارزشمند(به شاهزادهها گفت میتونن در قلمروی خودشون هر چقدر مالیات دریافت میکنن برای خودشون نگه دارن و لازم نیست چیزیش رو به دربار اصلی بدن)وصیت خان بزرگ رو دور زد.ادعا کرد که به عنوان ملکه مادر و همسر خان بزرگ،شایسته ترین فرد برای اداره امپراتوریه؛تا زمانی که پسرش،گویوک از جنگهای اروپا برگرده و سلطنت رو به دست بگیره و خان بزرگ بشه.شاهزادگان هم به علت بی تجربگی شیرامون و وعدههای توراکینا،قبول کردند.توراکینا به مدت ۵ سال(از ۱۲۴۱ تا ۱۲۴۶)نائبالسلطنه بود.
وقتی توراکینا به قدرت رسید،تمام تصمیم های مهم و حیاتی امپراتوری مغول رو به فاطمه واگذار کرد.هر حکمی که صادر میشد،حتماً زیر نظر فاطمه نوشته میشد و مهر رسمی ملکه،یعنی توراکینا،روی آن میخورد. فاطمه حتی توانست مسئولان و وزرای دربار که با آنها مخالف بودند برکنار کند و افراد قابل اعتماد خودش رو جایگزین کند.
در اون دوران مغولهای مستقر در خراسان،هر وقت پول برای زندگی یا حکومتشان کم میاوردند،به زور وارد حرم یا اماکن مذهبی دیگر میشدند و طلاها،شعمدانها یا نذریها را میدزدیدند.یا حتی از خادمان حرم مالیاتهای سنگین میخواستند و اگر توان پرداخت نداشتند،تهدید به تخریب حرم میکردند.حرم را برای محل استراحت یا استقرار اسبها مصادره میکردند که باعث هتک حرمت و به تدریج تخریب حرم میشد. فاطمه که مسلمانی شیعه بود و حالا به قدرت دست یافته بود،حکمی نوشت:«حرم امام رضا(ع)،معاف از پرداخت هرگونه مالیات است و ورود سربازان مغول به حرم ممنوع است.» توراکینا به عنوان ملکه حکم را مهر کرد و آن را به خراسان فرستادند؛و چون سرپیچی از دستور مستقیم خان بزرگ یا ملکه مجازات اعدام داشت،از تعرض مجدد به حرم جلوگیری شد.
گویوک در سال ۱۲۴۶ میلادی تبدیل به خان بزرگ شد و همان زمان،برادر گویوک،کوتن،بیماری شدیدی گرفت.بیماری گویوک را تقصیر فاطمه انداختند؛گفتند که او جادوگر است و کوتن را جادو کرده.حتی کوتن به دروغ نامهای نوشت که فاطمه من را جادو کرده.دلیل اتهامهایشان این بود که فاطمه زنی بسیار باهوش و دانا بود و حرف هایی میزد،یا کارهایی انجام میداد که افرادی مثل مغولها قادر به درک آن نبودند.همچنین،نمیتوانستند بپیذیرند زنی که نه مغول است نه از خاندان سلطتنی،بر آنها حکومت کند؛بنابراین،ساده ترین کار این بود که بگویند او جادوگر است و توراکینا را جادو کرده تا از او اطاعت کند و او را به مقام برساند.
گویوک خان به مادرش گفت که فاطمه را برای محاکمه به او تحویل دهد.اما توراکینا فاطمه را در خیمه خودش نگهداشت؛مطمئن بود اگر فاطمه را تحویل دهد،بی شک اعدامش میکنند.حتی به پسرش گفت اگر بخواهد به زور وارد خیمه شود،دست به خودکشی میزند یا رابطه مادر-پسریشان همانجا تمام میشود. اما گویوک کوتاه نیامد؛خیمه توراکینا را محاصره کرد.توراکینا هم هیچ قدرت قانونی یا نظامی برای دفاع از فاطمه نداشت؛مأموران گویوک توانستند فاطمه را دستگیر کنند و ببرند. بعد از دستگیری،زیر شکنجه های طاقتفرسا،از فاطمه اعتراف اجباری گرفتند؛فاطمه مجبور شد الکی اعتراف کند جادوگر است. مغولها تمام منافذ بدن فاطمه(گوش،چشم،دهان و بینی)را دوختند،چون باور داشتند روح شرور جادوگر او از منافذ بدنش فرار میکند.او را درون نمد پیچیدند و در رودخانه غرق کردند.این روش را انتخاب کردند،چون طبق خرافههایشان روح انسان در خونش بود.اگر خون اون روی خاک میریخت،روحش به زمین متصل میشد و میتوانست برای انتقام،آن منطقه را نفرین کند.
در سال ۲۰۲۱،مانگایی منتشر شد که داستان زندگی فاطمه را-با تغییراتی جزئی-روایت میکند. مانگاکای این اثر(Tomato Soup)ابتدا توراکینا خاتون را بهعنوان شخصیت اصلی در نظر داشت، اما به این نتیجه رسید که فاطمه بهتر میتواند گسترهی امپراتوری مغول را نشان دهد و همچنین شخصیت جذابتری برای روایت داستان است. اقتباس انیمهای از این مانگا با نام Jaadugar:A witch in Mongoliaدر قالب یک فصل ۱۲ قسمتی ساخته شده .
عالی بوددددد🤩
بالاخره یکی از جادوگری در مغولستان پست ساخت☆*: .。. o(≧▽≦)o .。.:*☆
راستی نخست؟
الهی بمیرم برات فاطمه😭😭😭
عالی بود✨
عالی بود 👏
از زنان نمونه ایرانی و شایسته افتخار 🛐🛐
و اینگونه در می یابیم که چرا اسم این انیمه جادوگره💔
نمیدونستم تا این حدش واقعی باشه🗣🙌🏻
عاااااااااالی بوووود 😆👊🏻
خیلی ممنونن
فداتشممم 😆🙌🏻
اخی
عالی بود
خیلی ممنونم
عالی بود فقط مگه اسمش ستاره نبود؟؟
خیلی ممنونم
تو مانگا اسمشو تغییر دادن اسم واقعیش فاطمه هست
جالب بود
خیلی ممنون
چه جالب بوددد
خیلی ممنونم