معما های حل نشده ترسناک زیادی توی دنیا وجود دارن.امروز قراره ۲۱ تا از اون ها رو با هم ببینیم.
تقریبا هیچ جنایتکار یا قات.لی توی دنیا وجود نداره که دربارۀ آدمکش.یهایی که کرده، حرفی بزنه یا اعترافی کنه؛ هرچند که «زودیاک» چیزی جز این بود. زودیاک افسانهای، بین سالهای 1968 تا 1969 میلادی، دریایی از خون توی سانفرانسیسکو به راه انداخت و جن.ایتهاش رو با کدگذاریهای مخصوص خودش انجام داد. طبق پروندههای موجود، حداقل پنج قت.ل مستقیم توسط زودیاک قات.ل انجام شده، هرچند که خودش این رقم رو قبول نداره و ادعا میکنه 37 نفر رو کش.ته. زودیاک، توی آخرین نامهای که کدگذاری کرده بود، اینطوری نوشته: «من کش.تن آدمها رو دوست دارم، چون واقعا سرگرمکنندهست! از بازی آدمکش.ی توی جنگلها لذت میبرم، چون انسان خطرناکترین حیوونیه که وجود داره. اگه من بمی.رم، دوباره توی بهشت متولد میشم و اونهایی رو که به قت.ل رسوندم، برده من میشن!». کدهای این نامه توسط یه معلم دبیرستان و همسرش بازگشایی شدن. البته ناگفته نَمونه که، پلیس ایالات متحده هیچوقت نتونست زودیاک رو دستگیر کنه.
۲.معمای پاهای قطع شده توی کتونی معمای پاهای قطعشده و کفشهای کتونی، یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان محسوب میشه که توی سال 2007 رسانهای شد. داستان به دختری برمیگرده که یه کفش ورزشی رو وقتی داشته توی ساحل بریتیش کلمبیا پرسه میزده، پیدا میکنه. بخش ترسناک داستان اینجاست که این دختر، یهکم بعداز نگاه کردن به داخل کفش ورزشی، متوجه یه پای قطعشده از ناحیۀ مچ شد که هنوز داخل جوراب بود! از اون زمان تا سال 2008، حدود 9 کفش ورزشی دیگه پیدا شدن که پاهای قطعشده توی اونها وجود داشت. توی طول رسیدگی به پروندۀ این معما معلوم شد، پاها متعلق به پنج مرد، یه زن و سه فرد مجهولالهویه هستن. پلیس ونکوور هرگز نتونست این راز از معماهای حل نشده جهان رو حل کنه. بعضیها این پاها رو به سقوط هواپیما، بعضی دیگه به سونامی 2004 توی آسیا و یه سریها هم به خودک.شیهای زنجیرهای کاناداییها نسبت میدن.
3. معمای زن قرمزپوش میدان فردوسی تهران داستان عجیب و تا حدودی غمانگیز یاقوت خانم، زن سرخپوش میدان فردوسی تهران رو قدیمیها خیلی بهتر به یاد میارن. معمای این زن که یکی از معماهای حل نشده جهان محسوب میشه، به نظر خیلیها توی یه عش.ق قدیمی ریشه داره. داستان دربارۀ زنیه که 30 سال، هر روز با لباسهایی که همهشون رنگ قرمز داشتن، به میدان فردوسی میومد و اغلب توی ضلع شمالشرقی میدون بهتماشای رهگذرها مینشست. زن قرمزپوش معمولا نه با کسی حرف میزد و نه حتی خواستهای از کسی داشت. خیلی از مردم تهران ازش بهعنوان «نماد عش.ق» یاد میکنن و بعضیهای دیگه این رفتارش رو به یه شکست عش.قی کهنه ربط میدن. کسبۀ اون محل که خیلی هم هواشو داشتن میگن تقریبا همیشه یه شاخه گل همراهش بود. برای همین حرفوحدیثهای مربوط به قرار عاش.قانه و انتظار معش.وقه با لباس قرمز کشیدن رو پررنگ میکرد. شاید باورش براتون سخت باشه ولی بعضی از دخترهای محل برای وصال به محبوبشون، نذر پارچۀ قرمز برای یاقوت میدون فردوسی تهران میکردن. هیچوقت، حتی بعداز اینکه زن قرمزپوش توی غبار زمان [سال 1361] برای همیشه ناپدید شد، دلیل اومدن هر روزش به میدان فردوسی دقیقا معلوم نشد. هیچکسی نفهمید که این زن چرا منتظر بود و اصلا انتظار کی رو میکشید. این داستان یکی از غمانگیزترین معماهای حل نشده جهان محسوب میشه که توی قلب تهران واسۀ همیشه موندگار میمونه. یهکم قبلتر از روزهایی که زن سرخپوش ناپدید بشه، مسعود بهنود توی یه مصاحبه ازش پرسید: «میگن شما منتظر کسی هستید» اون هم توی پاسخ، بهتندی میگه: «دروغه!».
4. پیدا کردن قاتل با کمک روح مقتول این معما تا سالها یکی از جناییترین و ترسناکترین معماهای حل نشده جهان محسوب میشد که بالاخره حل شده. توی سال 1977، یه زن توی شیکاگو، توی آپارتمان شخصیش سلاخی شد و به قت.ل رسید. جن.ازۀ این زن که اسمش تریزیتا باسا (Teresita Basa) بود، درحالی پیدا شد که یه چاقوی قصابی توی سینهاش فرو رفته بود. پلیس، همیشه در تلاش بود تا از روی پیدا کردن شواهد، مظنونها رو حدس بزنه و قات.ل رو از بین اونها پیدا کنه. متاسفانه پلیس توی این کار موفق نبود، تا اینکه یکی از همکارهای تریزیتا بهنام رمی چوآ (Remy Chua) شروع به دیدن مقت.ول در رویاها و کابوسهای خود کرد. سرانجام، چوآ با کمک همسرش موفق شد تا شبح تریزیتا رو برای فاش کردن نام قات.لش، هدایت کنه. چوآ ادعا میکرد که تریزیتا بهش گفته، پسرعموش قات.لشه و جواهراتش رو پس از کش.تنش، دزدیده. اوایل پلیس به گفتههای چوآ شک داشت و ادعاهاش رو توهم میدونست. تا اینکه با بررسی رد جواهرات گمشده و پیدا کردن شواهد، مطمئن شد که پسرعموی تریزیتا قا.تل واقعیشه و روح مق.تول واقعا با چوآ ارتباط برقرار کرده. اگر نبود کمک روح مق.تول برای افشای نام قا.تل، قطعا تا ابد این راز توی لیست معماهای مرموز و حل نشده جهان باقی میموند.
5. مهاجم محله کیپ و علاقهاش به دید زدن مردم موقع خواب ماجرای «مهاجم کِیپ» یا «CAPE Intuder» یکی از معماهای حل نشده جهان بهشمار میره که پروندهاش هیچوقت بسته نشد. اگه آرشیو کلیپهای قدیمی محله Cape نبود، واقعا شاید هیچکس، حتی افرادی که قر.بانی این ماجرا هستن هم باورش نمیکردن. داستان به سال 2005 برمیگرده؛ به دورانی که یه شخص ناشناس تقریبا به همۀ خونههای محله وارد میشد و اهالی خونه رو وقتی که خواب بودن، تماشا میکرد. افرادی که تجربۀ این معمای حل نشده جهان را دارن، میگن وقتی از خواب بیدار میشدن، شخصی رو جلوی در میدیدن که به اونها زل زده بود. جالب اینجاست که بهمحض دیده شدن، سریع فرار میکرد و برای همین، هیچکس نمیدونست که اون دقیقا کیه. اگرچه پلیس تونست به یکیدو نفر از اهالی محل شک کنه، اما این گمانهزنیها در حد شک و گمان باقی موند. نهایتا مهاجم محلۀ کیپ، از دست قانون فرار کرد تا یکی دیگه از معماهای حل نشدۀ جهان همچنان باعث وحشت مردم بشه. کسی چه میدونه، شاید مجرم داستان ما هنوز بین مردم راه بره و حتی وقتی در مورد اون روزها صحبت میشه، خاطرهای جعلی دربارۀ مواجهه با مهاجم محلۀ کیپ تعریف کنه و بلند بخنده!
6. معمای مرگ دختر آخرین تزار روس ماجرای فرار آناستازیا رومانوف، تهتغاری نیکولای دوم [آخرین تزار روسیه] هم یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان شناخته میشه. ماجرای این قصه، به سال 1926 میلادی برمیگرده. توی اون سال، دختری به نام آنا اندرسون (Anna Anderson)، ادعا کرد که اون واقعا علیاحضرت آناستازیا رومانوفه و از دست بلشویکهای انقلابی روسیه جان سالم به در برده. اما معما اینجا بود که بلشویکها توی سال 1918 و بعداز پیروزی انقلاب، تراز و همۀ اعضای خونوادهاش را به انباری بردن و همهشون رو تیربارون کردن. محال بود که کوچکترین دختر تزار یعنی آناستازیا زنده مونده باشه. خبر گم شدن ج.سد یه دختربچه از بین اج.ساد خونواده تزار هم به چنین شایعاتی دامن میزد. البته توی سال 2007 و زمانی که باستانشناسها مشغول حفاری بودن، با استخوانهایی مواجه شدن که پس از آزمایش DNA معلوم شد، متعلق به آناستازیاست. باوجوداینکه این مسئله از نظر دولت روسیه یک دروغ بزرگ تلقی میشه [طبق معمول!] اما هنوز هم خیلیها اون رو بهعنوان یکی از معماهای حل نشده جهان تعریف میکنن. به نظر شما واقعا آناستازیا تونسته بود از دست بلشویکها فرار کنه؟
7. معمای مرد چتری و ترور جان اف کندی مرد چتری یا Umberlla Man، یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان بهشمار میره که ظاهرا سرنخی دربارۀ ترور رئیسجمهور سابق ایالات متحده، یعنی جان اف کندیه. البته، بعدها شخصی رو جلوی تلویزیون آوردن که ادعا میشد همون مرد چتریه و میگفت اون فقط جان اف کندی رو لعنت میکرده و نقشی توی ترورش نداشته. از این ماجرا فقط یه عکس مشهور و البته تار باقی مونده که گفته میشه مرد چتری، بهجای چتر یه اسلحه برای ترور رئیسجمهور داشته!
8. معمای عاقبت مسافران سفر اکتشافی فرانکلین معمای سفر اکتشافی فرانکلین، یکی دیگه از معروفترین معماهای حل نشده جهان بهشمار میرفت که سرانجام پروندۀ اون توی سال 2014 برای همیشه بسته شد. ماه مه1845، کاشف انگلیسی، سِر جان فرانکلین (Sir John Franklin) با دو کشتی، 128 نفر خدمه و جیره غذایی سه ساله، راهی کانادا شد. اون امیدوار بود که بتونه مسیر قطب شمال رو که به اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام ختم میشه رو پیدا کنه. اما داستان فرانکلین، با سرنوشتی شوم همراه بود. بیش از سی جستوجوگر برای پیدا کردن تیم فرانکلین راهی کانادا شدن و اونها هم جون خودشون رو از دست دادن. فرانکلین و بقیۀ اعضای کشتی پس از آدمخواری که نتیجۀ تموم شدن جیرۀ غذایی و آوارگی اونها توی ناکجاآباد بود، محکوم به مر.گ شدن. پژوهشگرها توی سال 2014 و بعداز تحقیق روی لاشۀ کشتی فرانکلین، متوجه شدن که دو تا زمستون سخت پیدرپی و کمبود غذا باعث ت.لف شدن فرانکلین و همۀ خدمۀ اون شده. طبق ادعای محققها، فرانکلین و همراهانش برای زنده موندن، کشتی رو رها کردن و سعی داشتن که بهسمت جنوب و سرزمین خودشون حرکت کنن. اما تلاششون بینتیجه بود و اونها رو تا دهههای زیادی به یکی از معماهای حل نشده جهان تبدیل کرد.
9. معمای انفجار تونگوسا در سال 1908 انفجار تونگوسا (the Tungusa Blast)، یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان بود که بالاخره توسط محققها توی سال 2013 حل شد، البته ظاهرا. تونگوسا، اسم انفجاریه که باعث از بین رفتن جنگل تایگا توی سیبری شد. 30ژوئن1908، گلولهای آتشین توی آسمون سیبری به چشم اومد که باعث انفجار مهیبی با وسعت تخریب 830 مایل [2150 کیلومتر] توی جنگلهای این منطقه شد. خیلیها این واقعه رو یکی از معماهای حل نشده جهان میدونستن و گمان میکردن که یه بمب اتم جدید توی دنیا منفجر شده! انفجار تونگوسا انرژی زیادی رو آزاد کرده بود که چندین برابر بیشتر از بمب اتم پرتابشده روی هیروشیما بود و باعث از بین رفتن 80 میلیون اصله درخت شد!
10. معمای کشتی ارواح «مِری سِلِست» یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان که هنوز هم هیچ جوابی براش وجود نداره، ماجرای کشتی انگلیسیآمریکایی مری سلسته (The Mary Celeste). کشتی مری سلست توی 4دسامبر1872 درحالیکه خالی و بدون سکنه بود، پیدا شد. تمام محمولههای این کشتی سالم بودن و اثری از شکستگی، سوختگی، قت.ل و غارت دیده نمیشد. کشتی مری سلست، نوامبر1872 از نیویورک به مقصد جنوای ایتالیا حرکت کرد. کاپیتان بنجامین بریگز و هفت خدمۀ همراهش ازجمله همسر و دختر دو سالهاش سرنشینان این کشتی رازآلود بودن. این کشتی هیچوقت به خشکی نرسید و پاسخی برای اینکه سرنشینانش چی شدن و چه بلایی سرشون اومد، پیدا نشد. تئوریها حاکی از اینه که شورش خدمه، حملۀ دزدان دریایی و یا پیدا شدن سروکلۀ یه هیولای دریایی باعث غیب شدن سرنشینها شده. از طرفی، دانشمندها حدس میزنن که بخار ناشی از الکل موجود توی کشتی، انفجاری رو به وجود آورده که در نتیجۀ یه ناهنجاری علمی، اثری از سوختگی بهجا نگذاشته. داستان کشتی مری سلست، هرچی که هست، اون رو حالا به یه کشتی ارواح و یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان تبدیل کرده.
11. معمای کتاب ووینیچ دستنوشتۀ ووینیچ (the Voynich Manuscript)، کتابی خطی و تقریبا 250 صفحهایه که به زبان کاملا ناشناختهای نوشته شده. قدمت این دستنوشته به قرن 1400 میلادی [بیش از 600 سال پیش] برمیگرده و شامل تصاویری از گونههای مختلف گیاهانه که شبیه به اونها تا به امروز شناخته نشده. این کتاب به نام یه کتابفروش لهستانی نامگذاری شده که اون رو توی سال 1912 خرید. بعضیها میگن که این دستنوشته، یه متن پزشکی قدیمیه. بعضی دیگه هم میگن، این کتاب فقط یهجور کلاهبرداری از طرف آلبرتو مگنوسه [اولین دارندۀ این کتاب] که متنش هم خودش نوشته و خواسته معروف بشه. البته، تاریخنگاری و بررسی دقیق کاغذ و جوهر این دستنوشته چیزی برخلاف این ادعاها رو نشون میده. بنابراین، این راز بزرگ هم بهعنوان یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان توی لیست ما جا خوش میکنه.
12. راز ناپدید شدن بچههای خانواده سادر معمای حل نشدۀ بعدی، به اتفاقی دردناک توی ویرجینیای غربی مربوط میشه که نهتنها قلب جورج و جنی سادر (George and Jennie Sodder) رو غرق در غم کرد، بلکه علتش هم هرگز معلوم نشد. بعداز سوختن خونۀ خانوادۀ سادر توی شب قبلاز کریسمس 1945، پنج بچه از ده فرزند جورج و جنی سادر که هنوز زنده بودن، برای همیشه ناپدید شدن. سالهای سال گذشت و هیچ مدرکی نه دربارۀ بقایای جن.ازۀ احتمالا سوختۀ بچهها کشف شد و نه کسی اونها رو پیدا کرد. همین چیزها، غیب شدن پنج کودک خانوادۀ سادر رو به یکی از معماهای حل نشده جهان تبدیل کرد. بعضیها ادعا میکنن که بچهها رو توی همون شب آتشسوزی عقب یه کامیون زغالسنگ، درحالی دیدن که شعلههای آتش ازش زبونه میکشید. شخصی هم مدعی بود که یه هفته بعداز آتشسوزی، اون پنج تا بچه رو همراه دو مرد و دو زن ایتالیایی دیده. به گفتۀ این شخص، اون سعی داشت که به بچهها نزدیک بشه، اما رفتار مردهای ایتالیایی اونقدر خشن و وحشیانه بود که اون رو از نزدیک شدن، منصرف کرد.
13. معمای بلعیده شدن پائولا ژان ولدن توسط مثلث بنینگتون پائولا ژان ولدن (Paula Jean Welden)، 18 ساله، توی تاریخ 1دسامبر1946 درحالیکه هنوز دانشآموز کالج بنینگتون بود، برای همیشه ناپدید شد. طبق ادعای هماتاقیش، الیزابت پارکر، پائولا میخواست یه پیادهروی طولانیمدت [مسیری 270 مایلی از ورمونت تا مرز کانادا] داشته باشه. برای اینکه داستان پائولا هم به یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان تبدیل نشه، پلیس شروع به پیدا کردن سرنخهایی کرد. این سرنخها دستبهدست هم دادن و پدر پائولا و پسری که دوستش داشت، از طرف پلیس، مظنون به قتل شناخته شدن. پلیس هیچوقت نتونست دلیلی برای ناپدید شدن پائولا پیدا کنه و از همه بدتر اینکه حتی ت.کهای از بدنش هم در هیچجایی کشف نشد. جوزف سیترو (Joeseph Citro)، نویسنده و پژوهشگر علوم غریبه، نظریۀ «مثلث بنینگتون» رو دربارۀ غیب شدن پائولا مطرح میکنه. نظریهای که میگه پائولا توسط مثلث بنینگتون توی جنوب غربی ورمونت، همونجایی که برای پیادهروی انتخاب کرده بود، بلعیده شده! این منطقه طبق افسانههای قدیمی، یه منطقۀ نفرینشده تلقی میشه و مثل مثلث برمودا چیزها [مخصوصا آدمها] رو درسته قورت میده.
14. ناپدید شدن هواپیمای پرواز 370 مالزی داستان پرواز 370 مالزی یکی دیگه از اون قبیل معماهای حل نشده جهانه که میلیونها دلار خرج، روی دست همه گذاشت و در نهایت هم جوابی براش پیدا نشد. این معما به 8مارس2014، وقتی که یه هواپیمای بوئینگ 777 با 239 مسافر و خدمه در حال پرواز بود، مربوط میشه. این پرواز که مقصدش چین بوده، یکهو توی هوا ناپدید شد. تلاش کشورهای مختلف تقریبا هیچ نتیجهای نداشت و فقط به پیدا شدن چند قطعۀ هواپیما منجر شد. بعضی از تئوریها دربارۀ هواپیماربایی، دستگیری توسط ایالات متحده، خودک.شی خلبان، آتشسوزی توی هواپیما، سقوط توی دریا، برخورد شهابسنگ و حتی دزدیده شدن توسط آدمفضاییها برای این پرواز مطرح شدن. با اینکه حدود نُه سال از این اتفاق میگذره و 160 میلیون دلار برای زیرورو کردن اقیانوس واسه پیدا کردن لاشۀ هواپیمای 370 خرج شده، هنوز هم یکی از معماهای حل نشده جهان بهشمار میره.
15. معمای استعمارگران رانوک یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان که قدمتش بیشتر از 400 ساله، داستان استعمارگرهای رانوکه (Raonoke Colony) که دچار یه سرنوشت هولناک شدن. استعمارگرهایی که سال 1587 و به دستور ملکه الیزابت اول، برای استعمار آمریکای شمالی حرکت کردن، توی سال 1590 برای همیشه ناپدید شدن. از این افراد فقط دو تا سرنخ بهجا موند؛ یکی کلمه «Croatoan» که روی دروازۀ قلعه حک شده بود و اون یکی واژه «Cro» که روی یه درخت دیده شد. بعضیها واسه توجیه این راز از معماهای حل نشده جهان، تئوریهایی رو مثل شیوع یه بیماری کشنده چون طاعون، آدمخ.واری و حتی حملۀ بیرحمانۀ بومیهای آمریکای شمالی مطرح کردن. یکی از تئوریهایی که برای حل این راز از معماهای حل نشده جهان مطرح شده، حملۀ قبایل بومی برای خوردن استعمارگرهای رانوکه. پودر استخوان انسان توی فرهنگ بومیها بهعنوان یه مادۀ دارویی محسوب میشه و شاید به همین دلیله که هیچ اثری از استعمارگرهای رانوک باقی نمونده. بهجز تئوری طاعون، تئوری وحشتناک دیگهای هم دراینباره وجود داره که میگه زامبیهای آخرالزمانی به اونها حمله کردن. بهعقیدۀ بعضیها ممکنه یه بیماری به اسم «ویروس زامبی» ج.سد استعمارگرها رو خیلی زود پوسیده و تجزیه کرده باشه. حتی طبق عقیدۀ کروتانها، یه نوع روح شیطانی توی اون منطقه وجود داشته که میتونست به انسانها وصل بشه و اونها رو بهصورت وحشیانهای واسۀ همیشه از بین ببره. به نظر شما کدوم دلیل میتونه برای ناپدید شدن استعمارگرهای رانوک واقعیتر و منطقیتر باشه؟
16. معمای کلبۀ وحشت انزلی قصۀ کلبۀ وحشت انزلی که به گفتۀ محلیها تاحالا جون خیلیها رو گرفته، برای اونهایی که به ماجراجویی وحشتناک و جنگیری علاقه دارن یه داستان تکراریه. اولین باری که یه تراژدی تلخ توی کلبۀ معروف به کلبۀ وحشت روستای هفت دغنان رخ داد، حوالی سال 1365 شمسی بود. توی اون سال، چهار تا آقاپسر جوون برای ماجراجویی وارد این کلبه شدن و پس از چند ساعت، دو نفرشون پا به فرار گذاشتن و دو نفر دیگه هم درلحظه جون دادن. چند سال بعد، این اتفاق واسۀ سه تا دختر جوون هم رخ داد و جس.دشون درحالی پیدا شد که با چشمهای از حدقه بیرونزده، به نقطهای مشخص خیره شده بودن. علیرغم اینکه خیلیها از کلبۀ وحشت انزلی بهعنوان یه شایعه برای فروش زمینهای اون روستا یاد میکنن، اما شواهد چیز دیگهای رو نشان میده. این داستان که حالا به یکی از معماهای حل نشده جهان تبدیل شده، تاحالا جون چند نفر رو گرفته. کسی چه میدونه، شاید اون موجود یا موجوداتی که توی این کلبه زندگی میکنن، همینالان هم در کمین باشن تا قر.بانیهای بعدیشون از سر کنجکاوی وارد بشن و…!
17. راز قتل توی ساحل آدلاید و ارتباطش با رباعیات خیام زودیاک، تنها قات.لی نیست که از کدگذاری واسۀ آدمک.شیهاش استفاده میکرد. صبح روز 1دسامبر1948، پروندۀ یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان برای همیشه باز شد. توی این روز، یه ج.سد توی ساحل سامرتون آدلاید استرالیا پیدا شد که هیچ اثری از زخم، خونریزی، تج.اوز، سوختگی و درگیری توی اون وجود نداشت. مرد، خیلی خوب لباس پوشیده بود و بلیت قطاری به مقصد استرالیا و کارت یه هتل توی جیبش بود؛ که خب، هرگز فرصت استفاده از اون رو پیدا نکرد. متاسفانه هیچ مدرکی توی کالبدشکافی و بررسیهای دقیقتر پیدا نشد و یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان شکل گرفت. حدودا یه ماه بعد، یه جیب مخفی روی شلوار مقتول پیدا کردن که روی کاغذی که توش بود، به انگلیسی نوشته بودن: «Tamam Shud». برای ترجمۀ این عبارت با مسئولان کتابخانۀ عمومی استرالیا تماس گرفته شد و اونها در نهایت به این نتیجه رسیدن که این عبارت به معنای «تمام» یا «پایان»ه که فقط توی رباعیات خیام دیده میشه. اون عبارت در واقع همون جملۀ «تمام شد» خودمونه که آقا یا خانوم ق.اتل، شکل فینگیلیش اون رو نوشته بود. چیزی که این معما رو رازآلود میکنه، کُدیه که پشت این کاغذ نوشته بودن. کارآگاهها با پیدا کردن سرنخهایی به یه پرستار و یه افسر ارتش رسیدن و از اونجایی که دیوار حاشا خیلی بلنده، اونها هم ارتباط با مق.تول رو کلا انکار کردن. نکتۀ ترسناک این راز معماهای حل نشده جهان، به جملهای مربوط میشه که روی سنگق.بر قربا.نی این پرونده نوشته شده. به اعتقاد افرادی که روی این پرونده کار میکنن، ق.بر این مرد تا زمانی که معماش حل نشه با این جمله باقی میمونه: «اینجا مردی ناشناس است که در ساحل سامرتون در 1دسامبر1948 پیدا شد.»
18. راز قت.ل کوکب سیاه الیزابت شورت معروف به کوکب سیاه، توی تاریخ 15ژانویه1947 و توی لسآنجلس به ق.تل رسید. ج.سد بره.نه و دو تیکهشدۀ الیزابت صحنهای وحشتناک رو برای اونهایی که محل رو دیدن، رقم زد. از همه ترسناکتر اینکه بدن تکهتکهشده الیزابت از خون تخلیه شده بود و پلیس هم هیچ وقت نفهمید که فاعل این قت.ل بیرحمانه دقیقا کیه. پلیس آمریکا قبل از اینکه پروندۀ کوکب سیاه به یکی از معماهای حل نشده جهان تبدیل بشه، به چند نفر ازجمله دانشجوهای پزشکی و یه فروشندۀ بدنام به اسم رابرت رد مانلی مظنون شد. اما هیچکدوم از اینهایی که نام بردیم، به متهم اصلی پرونده کوکب سیاه تبدیل نشدن. دلایل اینکه چرا لقب «کوکب سیاه» رو به الیزابت شورت دادن، یکیدو تا نیست و زیاده. بعضیها معتقدن که الیزابت، لباسهای سیاه و نازک میپوشید و همیشه یه گل کوکب هم به سرش میزد. شاید همین مسئله باعث شده بود که دکتر جورج هودل که الیزابت منشی مطبش بود، انگیزه تیکهتیکه کردنش رو به دست بیاره! پلیس با شک کردن به دکتر هودل، وارد خونهش شد و کاغذی رو پیدا کرد که این متن روی اون نوشته شده بود: «اصلا به فرض که من الیزابت رو ک.شتم؛ که چی؟ اونها [پلیس] نمیتونن این مسئله رو ثابت کنن. اونها نمیتونن با منشی من [الیزابت شورت] صحبت کنن، چرا که اون مُ.رده!»
19. معمای ق.تل «کودک ناشناس آمریکا» یکی از تلخترین معماهای حل نشده جهان توی سال 1957 مطرح شد؛ وقتی که یه شکارچی توی فلوریدا ج.سد کبود و لخ.ت پسربچهای رو داخل یه جعبه پیدا کرد. پسرک بیچاره حدودا 4 تا 6 سال سن داشت و توی پارچه فلانل پیچیده شده بود. به نظر میرسید، ضربههایی که به سرش وارد شدن، تونستن کَلکِ پسرک مفلوک رو بکنن. شکارچی از ترس اینکه پاش به این پرونده باز نشه، پیدا شدن ج.سد رو به پلیس گزارش نداد و ج.سد دو روز بعد توسط یه دانشجو پیدا شد. پلیس، اسم این پرونده از معماهای حل نشده جهان رو «کودک ناشناس آمریکا» گذاشت. زیاد طول نکشید که توجه همۀ رسانههای آمریکایی به این مسئله جلب شد. با اینکه پلیس، هزار سرنخ جورواجور دربارۀ این پرونده پیدا کرد، اما هرگز نتونست هویت پسرک رو کشف کنه. بررسی اثرانگشت روی جعبه، آزمایشهای هویتی و حتی دو سرنخ امیدوارکننده دربارۀ محل زندگی پسرک هم در نهایت به بنبست رسیدن. سال 2003، زنی با اسم مستعار «M»، ادعا کرد که نامادری پسرک وقتی عصبانی بوده، اونقدر اون رو زده تا طفل معصوم مُ.رده. ولی ازاونجاییکه خانم «M» از نظر روحی و روانی مشکل داشت، تحقیق روی پرونده ادامه پیدا نکرد و این راز بهعنوان یکی دیگه از معماهای حل نشده جهان برای همیشه باقی موند.
20. معمای ترور برادر رهبر کرهشمالی دقیقا 13فوریه2017، کیم جونگ نام (Kim Jong Nam)، برادرناتنی کیم جونگ اون، رهبر کرهشمالی، توی یکی از فرودگاههای مالزی به قت.ل رسید. خیلی زود معلوم شد که یه زن توی کمینش نشسته بود و قبلاز اینکه بتونه فرار کنه، چیزی به صورت کیم مالیده. کیم جونگ بختبرگشته، قبلاز اینکه به بیمارستان برسوننش، جون داد. چیزی که باعث باز موندن این پرونده از معماهای حل نشده جهان میشه، اختلافنظر دربارۀ چیزیه که به صورت کیم مالیده شده. نظریۀ اصلی دراینباره اینه که اون مواد یه ماده یا گاز سمی بوده. اولیف درامر (Olif Drummer)، معمای ترور کیم جونگ رو اینطوری توضیح میده که هرچقدر یه سم غیرعادیتر، قویتر و فرارتر باشه، احتمال تشخیص دادنش خیلیخیلی کمتر میشه. به همین دلیله که نحوۀ به قت.ل رسیدن کیم جونگ نام درحالحاضر یکی از معماهای حل نشده جهان محسوب میشه.
21.کلبه گمشده و معدن طلایی با اسکلتهای حامی اولین معمای دوران غرب وحشی از شهری با یک معدن طلا، یعنی جکسونویل در ایالت اورِگِن شروع میشود. فین جی.دی. جان، مورخ اهل اورگن مینویسد، سال ۱۸۵۳ بود که برادران جیمز و هنری ویلسون با گروهی از جویندگان طلا راهی سفری اکتشافی شدند. پس از کش.تهشدن یکی از مردان بهدست بومیان ویلسونها تصمیم گرفتند به تنهایی به راه خود ادامه دهند. آنها نهایتا به درّهای محصور در صخرههای پرشیب و سنگلاخی رسیدند و در آنجا یک کلبه چوبی ساختند. هنری در همان حوالی به نهری برخورد و توانست کف آن تکههای طلا کشف کند. برادران که بیم هجوم بومیان خطرناک و فرارسیدن زمستانی سخت را میکشیدند، با حفر گودالی در کف کلبه گنج گرانبهای خود را دفن کردند و روی آن را کاملا با سنگ پوشاندند. ویلسونها عازم شهر بودند که هدف حملهی بومیان قرار گرفتند. در پی این حادثه هنری کش.ته شد و جیمز که توانست جان خود را نجات دهد به کالیفرنیا گریخت؛ اما وضع جسمانی او چندان خوب نبود. جیمز کمی قبل از مر.گ نامهای به پسرخالهاش تِد هارپر نوشت و ماجرا را به او توضیح داد. پانزده سال بعد هارپر و شاعر دائمالخمری به نام سَم سیمپسون راهی منطقه شدند تا کلبهای که جیمز در نامه شرح داده بود پیدا کنند؛ ولی تنها یافتهی این دو خاکستر ویرانههای کلبه بههمراه بقایای لاشهی هنری نگونبخت بود. درست در همینجا بنا به آنچه بعدا سم ادعا کرد، هارپر به صورت تصادفی به خودش شلیک کرد و ک.شته شد! سیمپسون آشفته و پریشان بدون ذرهای طلا به تنهایی به خانه بازگشت. اواخر همان سال یک گروه دیگر از جویندگان طلا برای پیداکردن معدن به آنجا آمدند. آنها هم ناکام ماندند و دست خالی برگشتند. بااینحال، سفر آنها باعث شد تا تصادفا یک گنجینهی ملی ارزشمند کشف شود. آنچه آنها یافته بودند دریاچه آتشفشانی کریتر بود که هماکنون عنوان عمیقترین دریاچهی آمریکا را یدک میکشد.
نخست ؟
پین؟
👏🏼👏🏼👏🏼
خیلی خوب بود.ولی دوست عزیز من قبل از اینکه این پست ساخته بشه این کاور رو استفاده کردم میتونی کاور رو عوض کنی؟
پستتون رو دیدم یکم کاور ها فرق دارن
ا؟باشه
عالی💙👍🏻
یه به، خدا قوت
بازم ازینا میذاری؟ 🙃
این سبک؟ حتما
مرسی✨
عالیییی💞✨
مرسی
باورت بشه یا نشه کلشو خوندم 🗣🙌🏻
عاااااااااالی بوووود 😆👊🏻
ممنون لطف کردی
فدات😆🙌🏻