دروددد؛ اگر فیلم fight club (باشگاه مشتزنی) رو دیده باشید حتما به نظرتون اومده که راوی بی نام و نشان داستان به اختلالات اسکیزوفرنی شدید یا اختلال هویت تجزیهای مبتلاست. اما آیا بیماران روانی واقعی مشکلاتشان انقدر جدی است؟
در تاریخ سینما، شاید هیچ فیلمی به اندازه ی «باشگاه مشتزنی» باعث سردرگمی بینندگان درباره ی تشخیص روانپزشکی شخصیت اصلی اش نشده باشد. راوی بی نام و نشان فیلم، کارمندی بینام در یک شرکت بیمه ی اتومبیل، با مردی جسور، هرج ومرج طلب و آزاد از تمام قواعدی که راوی تا پیش از آن در چارچوبشان زندگی میکرد :تایلر داردن؛راوی تایلر را یک فرد جدا و مستقل از خودش میبیند، با او دعوا میکند، زندگی میکند و حتی از او میترسد.اما غافلگیری اصلی اینجاست که ما در میان روایت متوجه میشویم تایلر وجود ندارد! او هویت دومی است که گاهی کنترل راوی را به است میگیرد بدون اینکه راوی متوجه شود. سوال اصلی اینجاست: آیا راوی از اسکیزوفرنی رنج میبرد، یا آنچه در این فیلم میبینیم، نمونه ی بارز اختلال هویت تجزیه ای (Dissociative Identity Disorder) است؟ و مهمتر از آن، فیلم تا چه حد به درستی یکی از این دو را به تصویر میکشد؟
اسکیزوفرنی،اختلالی که درک واقعیت را متلاشی میکند : اسکیزوفرنی یک اختلال روانپریشی مزمن و ناتوان کننده است که مشخصه ی اصلی آن، گسستگی میان درک فرد و واقعیت عینیست. تشخیص اسکیزوفرنی نیازمند حضور حداقل دو نشانه از این پنج دسته است: هذیان ها، توهمات، گفتار آشفته، رفتارهای به شدت آشفته و به هم ریخته، و نشانه های منفی مانند بی توجهی هیجانی یا بیتفاوتی. هذیان ها باورهای ثابتی هستند که علیرغم شواهد متناقض، در ذهن فرد حفظ میشوند؛ توهمات نیز ادراکاتی حسی بدون محرک خارجی اند که اغلب به صورت صداهای شنیداری ظاهر میشوند. در اسکیزوفرنی، فرد توانایی خود را در تشخیص اینکه چه چیزهایی زاییده ی ذهن خودش هستند و چه چیزهایی در جهان بیرون رخ میدهند، به طور کلی از دست میدهد. این اختلال معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی بروز میکند .
چرا روای fight club معیار های اسکیزوفرنی را ندارد؟ : برای تشخیص اسکیزوفرنی در راوی، باید شواهدی از هذیان یا توهم در او پیدا کنیم. اما آنچه در فیلم میبینیم، نه هذیان است و نه توهم. راوی هرگز باور ندارد که تایلر موجودی فراطبیعی یا توطئه ای علیه اوست؛ او صرفاً از وجود تایلر آگاه میشود، اما این آگاهی به صورت تدریجی و همراه با شوک و انکار شکل میگیرد. همچنین، او هیچگاه صداهایی را بدون منبع نمیشنود؛ تمام دیالوگ های او با تایلر در شرایطی رخ میدهند که تایلر را به عنوان یک جسم ملموس میبیند، لمس میکند، با او گلاویز میشود و حتی از او وسایل میگیرد. در روانپزشکی، توهم یعنی درک یک محرک حسی بدون وجود محرک بیرونی؛ اما در فیلم، محرک بیرونی یعنی تایلر، از نظر راوی کاملاً عینی و فیزیکیست. راوی نیز رفتارهای آشفته ی کاتاتونیک(نوعی اختلال شدید حرکتی) ندارد و گفتارش، جز در لحظات بحران، منسجم و هدفمند است. بنابراین، بر اساس معیارهای بالینی، نمیتوان راوی را مبتلا به اسکیزوفرنی تشخیص داد. فیلمسازان عمداً از این تشخیص دوری کردهاند تا نشان دهند که تایلر «توهم» نیست، بلکه «بخشی از خود» است.
اختلال هویت تجزیهای(DID)چند پارگی خود، نه گسست از واقعیت : اختلال هویت تجزیهای که در گذشته با نام اختلال شخصیت چندگانه شناخته میشد، یکی از پیچیده ترین و بحث برانگیزترین اختلالات روانپزشکی محسوب میشود. هسته ی مرکزی DID وجود دو یا چند هویت مجزاست که هرکدام الگوی نسبتاً پایداری از ادراک، تفکر، احساس و رفتار دارند و به طور مکرر کنترل رفتار فرد را در دست میگیرند. این هویت ها غالباً با یکدیگر تفاوت های چشمگیری در سن، جنسیت، لحن صدا، طرز حرف زدن، و حتی زبان بدن نشان میدهند. نشانه ی کلیدی دیگر، فراموشی های مکرر و ناهماهنگ است؛ یعنی فرد وقایع مهم زندگیاش، اطلاعات شخصی، یا رفتارهای روزمره را به خاطر نمیآورد، به گونهای که دوستان و اطرافیان از این فراموشی ها حیرتزده میشوند. برخلاف اسکیزوفرنی، در DID فرد ارتباط خود را با واقعیت بیرونی از دست نمیدهد؛ بلکه ارتباطش با خود یکپارچهاش را از دست داده است. این اختلال معمولاً ریشه در تروماهای شدید و مکرر دوران کودکی دارد و به عنوان یکی مکانیسم شدید و افراطی برای ادامه بقای روانی شکل میگیرد.
راوی و تایلر؛ یک نمونه ی تمام اعیار از DID در دنیای سینما : اگر فیلم را از دریچه ی DID بررسی کنیم، همه ی نشانه ها به طرز شگفتآوری همخوانی دارند. اولین و آشکارترین نشانه، وجود دو هویت کاملاً متمایز است: راوی که محافظهکار، عصبی، بیخواب، و گرفتار زیستنِ کلیشهایست؛ و تایلر که جسور، هرجومرجطلب، فریبنده و فارغ از هرگونه ترس از آینده است. آنها نه تنها از نظر شخصیتی، بلکه از نظر فیزیکی نیز تفاوت دارند؛ تایلر هیکلی تر، خشن تر و با لحنی بم و مصمم سخن میگوید، در حالی که راوی نحیف، مردد و با لحنی یکنواخت حرف میزند. نشانه ی دوم، فراموشی های مکرر راویست: او بیدار میشود و نمیفهمد چطور با لباسهای تایلر به خانه برگشته، نمیفهمد چرا مارلا سینگلر با او مثل یک آشنا حرف میزند، و هیچ خاطرهای از پایهگذاری باشگاه مشتزنی یا ساخت مواد منفجره ندارد. این فراموشیها دقیقاً مطابق DID است، زیرا در این اختلال، زمانی که یک هویت کنترل را در دست دارد، هویت دیگر معمولاً از وقایع آن بازه زمانی بیخبر است. سومین نشانه، تغییر ناگهانی رفتار راوی در لحظات کلیدی فیلم است، مثلاً وقتی با رئیس خود مبارزه میکند یا وقتی تایلر را در زیرزمین میبیند و ناگهان به او تبدیل میشود.برای مثال اگر شما ۲ شخصیت داشته باشید و با شخصیت اول به یک مهمانی بروید وقتی شخصیت دوم نمایان میشود به یاد نمیآورد کجا رفته بودید !
و اما بازنمایی هنر در برابر واقعیت : با وجود این هماهنگیهای چشمگیر، Fight Club یک فیلم سینمایی است، نه یک مستند روانپزشکی، و طبیعتاً برای دراماتیک شدن روایت، از واقعیت فاصله گرفته است. اولین و مهمترین تفاوت، ریشهی اختلال است. در دنیای واقعی، DID تقریباً همیشه ناشی از ترومای شدید و طولانی مدت در دوران کودکیست، مانند مورد سوءاستفاده قرار گرفتن مکرر. فیلم اما هیچ اشاره ای به گذشته ی آسیبزای راوی نمیکند؛ به نظر میرسد تایلر صرفاً از دل نارضایتی راوی از زندگی بیرون میاید، که از نظر روانشناختی سادهانگارانه است. دومین تفاوت، سرعت و شدت تغییر شخصیتهاست. در DID واقعی، تغییر هویت ها معمولاً تحت استرس شدید رخ میدهد و اغلب با نشانههای فیزیکی مانند سردرد، خستگی یا حتی تشنج همراه است، در حالی که در فیلم، این تغییرات بهصورت آنی و تقریباً بی سروصدا رخ میدهند. سومین تفاوت، مسیر درمان است. در دنیای واقعی، درمان DID سالها طول میکشد و هدف آن یکپارچهسازی هویتها و پردازش تروماست، اما فیلم این روند را با یک انفجار و خودک|شی نمادین به پایان میرساند که درماتیک و سینماییست، اما به هیچ وجه بالینی نیست.
شاهکار بود، خسته نباشی😭
قربونتتت ممنونن🦕💞
چه پست شاهکاری بهبع!
فدای شما ممنونن☝🦕
پست شاهکار پیدا کردم ، باریکلا پهلوون
عیبابا عیبابا فداتتت🦕
ممنونممم☝
ببین کی باز شاهکار کرده!
عیجاننن فداتشم مننن😭🦕
ما بچه وسط تاریخیم… نه هدفی، نه جایی … ما هیچ جنگ بزرگی نداشتیم , ما هیچ رکود اقتصادی نداشتیم، جـنگ بزرگ ما جـنگ بر سر روحه . رکود بزرگ ما زندگی ماست. از بچگی تلویزیون به خورد ما داد که یک روزی میلیونر و خدای سینما و ستاره راک میشیم ولی هیچ وقت نمیشیم …! ما تازه داریم این حقیقت رو میفهمیم و خیلی خیلی عصبانی هستیم.
عالی خسته نباشی ❤
بهبه چقدر طول کشید حفظ کن-
فدای شما ممنونن
❤❤