گلهای خشک، پارچههای گلدار، خونههای روستایی، نور طبیعی و قابهایی که انگار از یه داستان قدیمی بیرون اومدن...شاید این تصاویر در نگاه اول فقط زیبا به نظر برسن، ولی وقتی کنار هم قرار میگیرن، بخشی از یه زیباییشناسی مشخص رو شکل میدن به اسم Cottagecore؛ زیباییشناسیای که با الهام از زندگی روستایی، طبیعت و نوستالژی، تصویری ایدهآل و شاعرانه از سادگی میسازه. ولی Cottagecore دقیقاً از کجا اومده و چه چیزهایی تعریفش میکنن؟
زیباییشناسی Cottagecore بیشتر روی ایدههایی مثل هماهنگی با طبیعت، خودکفایی، زندگی ساده و رمانتیک جلوه دادن کارهای روزمره و خونهداری تمرکز داره. این سبک مدتهاست که توی شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام و تیکتاک دیده میشه؛ با این حال، ریشههای اینترنتی این زیباییشناسی رو، مثل خیلی از زیباییشناسیهای دیگه، میشه در Tumblr پیدا کرد.
اما برای اینکه بهتر مفهوم Cottagecore رو بفهمیم، فقط نمیتونیم به اینترنت نگاه کنیم. خیلی از ایدههایی که امروزه با این سبک میشناسیم، قدمت بیشتری دارن و در هنر، ادبیات و فرهنگ عامهی قرنهای گذشته هم دیده میشن. پس برای شروع، باید یه سفر کوتاه به گذشته داشته باشیم.
یکی از مهمترین جریانهایی که میتونه برای فهم ریشههای Cottagecore به ما کمک کنه، رمانتیسمه. رمانتیسم در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم شکل گرفت؛ جریانی که در واکنش به تأکید بیش از حد عصر روشنگری و صنعتیشدن روی عقل، منطق و پیشرفت به وجود اومد و بیشتر روی احساسات، تخیل، گذشته و ارتباط با طبیعت تأکید داشت. طبیعت در هنر رمانتیک جایگاه خیلی مهمی پیدا کرد و هنرمندها شروع کردن به تصویر کردن منظرههای طبیعی، روستاها و زندگی دور از شهرهای صنعتی.
در بریتانیا هم نقاشهای منظرهپرداز، بارها سراغ شهرکها و مناطق روستایی رفتن؛ از جمله کلبههای کوچیک و خونههایی با سقفهای کاهی که بعدها به یکی از تصاویر آشنای زندگی روستایی ایدهآلشده تبدیل شدن. از این نظر، میشه بین رمانتیسم و Cottagecore یه شباهت جالب پیدا کرد: هر دو، در دورهای که زندگی بیشتر به سمت صنعتیشدن و شهرنشینی میره، تصویری آرمانی از طبیعت و زندگی ساده ارائه میدن.
بعد از این جریان، نوبت به جنبش Arts and Crafts رسید. هنرمندان این جنبش بیشتر روی صنایع دستی و هنرهای تزئینی مثل مبلمان، سفال، پارچه و تصویرسازی تمرکز داشتن و در مقابل تولید انبوه صنعتی، روی ارزش کار دست و ارتباط دوبارهی انسان با هنر و طبیعت تأکید میکردن. طرحهای گیاهی و گلدار هم در این دوره محبوبیت زیادی پیدا کردن و در مجموع، این جنبش به نوعی نگاه متفاوت به هنر و زندگی روزمره رسید؛ نگاهی که توش وسایل سادهی خونه، طبیعت و کارهای دستی میتونستن خودشون بخشی از زیبایی زندگی باشن. و این دقیقاً یکی از چیزهاییه که بعدها در Cottagecore هم میبینیم.
البته فقط هنرهای تجسمی نبودن که به شکلگیری این تصویر کمک کردن. ادبیات هم نقش مهمی داشت. تقریباً در همین فضای فرهنگی، آثار کودکانهای منتشر شدن که طبیعت، باغها، حیوانات، غذا و زندگی روزمره رو به شکلی لطیف و خیالانگیز به تصویر میکشیدن. یکی از شناختهشدهترین نمونهها، آثار Beatrix Potter و مجموعهی Peter Rabbit بود. تصویرسازیهای آبرنگی لطیف، باغها، حیوانات و فضای روستایی این آثار، به چیزی نزدیک بودن که امروزه ممکنه اون رو Cottagecore بنامیم. البته این تنها نمونه نبود.
آثاری مثل Heidi، The Secret Garden و Anne of Green Gables هم طبیعت، زندگی روستایی، باغها و فعالیتهای روزمره رو بخش مهمی از دنیای خودشون قرار داده بودن. وجه مشترک خیلی از این آثار، حضور پررنگ طبیعت و توصیف زندگی ساده و روزمرهست؛ از باغبانی و پختوپز گرفته تا ماجراجویی در جنگل و وقت گذروندن در طبیعت. با وجود اینکه بعضی از این آثار بیشتر از صد سال قدمت دارن، هنوز هم بین خیلی از مخاطبها محبوبن. برای کسایی که این داستانها یا اقتباسهای سینمایی و انیمیشنیشون رو در کودکی دیدن یا خوندن، این دنیاها میتونن یه حس نوستالژیک و آشنا داشته باشن.
ژانر فانتزی هم در شکلگیری این تصویر نقش خودش رو داشت. مجموعههایی مثل The Lord of the Rings و داستانهای پریان اروپایی، مخصوصاً داستانهایی که از سنتهای بریتانیا و ایرلند الهام گرفته بودن، تصویری از روستاهای کوچیک، جنگلها، کلبهها و زندگی نزدیک به طبیعت ارائه میدادن؛ تصاویری که بعدها با زیباییشناسی Cottagecore همپوشانی زیادی پیدا کردن. با پیشرفت سینما، پویانمایی، تلویزیون و بعدتر اینترنت، این تصویرها بیشتر و بیشتر تکرار شدن. روستاهای کوچیک، جنگلهای سرسبز، کلبههای چوبی و زندگی ساده، کمکم تبدیل به یه تصویر آشنا از یه زندگی آرام و ایدهآل شدن. و بالاخره رسیدیم به جایی که اینترنت وارد ماجرا میشه.
با گسترش شبکههای اجتماعی، کاربرها دیگه فقط مصرفکنندهی این تصاویر نبودن؛ خودشون هم شروع کردن به ساختن و به اشتراک گذاشتن این سبک از زندگی. تامبلر (tumblr) یکی از فضاهایی بود که این تصاویر و ایدهها توش کنار هم قرار گرفتن و کمکم یه زیباییشناسی مشخص شکل گرفت.
با گسترش شبکههای اجتماعی، کاربرها دیگه فقط مصرفکنندهی این تصاویر نبودن؛ خودشون هم شروع کردن به ساختن و به اشتراک گذاشتن این سبک از زندگی. تامبلر (tumblr) یکی از فضاهایی بود که این تصاویر و ایدهها توش کنار هم قرار گرفتن و کمکم یه زیباییشناسی مشخص شکل گرفت.
در اواخر دههی ۲۰۱۰، محتواهایی با موضوع زندگی روستایی، طبیعت، باغبانی، پختوپز، لباسهای گلدار و کلبههای دنج بیشتر دیده میشدن و Cottagecore کمکم از یه سری تصویر پراکنده، تبدیل به یه سبک قابل تشخیص شد. در سال ۲۰۱۹ هم محبوبیت بعضی آثار و شخصیتهایی که فضای زندگیشون با این زیباییشناسی شباهت داشت، به بیشتر دیده شدن این سبک کمک کرد.
یکی از نمونههای معروفش Moomin بود. دنیای Moomin با خونههای کوچیک، طبیعت، جمعآوری خوراکیهای طبیعی، ماجراجویی و زندگی در محیطی دور از شهر، خیلی از عناصری رو داشت که بعدها در تصاویر Cottagecore هم زیاد دیده شدن. کاربرهای اینترنتی هم شروع کردن به صحبت دربارهی این سبک زندگی و اینکه «زندگی کردن مثل شخصیتهای Moomin» چه شکلی میتونه باشه.
البته در این دوره، آثار Studio Ghibli هم تأثیر خودشون رو روی این فضا داشتن. طبیعت، روستاهای آرام، باغها، غذا و زندگی روزمره از عناصری بودن که در خیلی از آثار این استودیو دیده میشدن و بعدها در محتوای مرتبط با Cottagecore هم مورد توجه قرار گرفتن. اما اتفاقی که Cottagecore رو واقعاً وارد جریان اصلی اینترنت کرد، هنوز باقی مونده بود.
سال ۲۰۲۰ و همهگیری کرونا، زندگی خیلی از مردم رو برای مدتی تغییر داد. مردم مجبور شدن بیشتر وقتشون رو توی خونه بگذرونن و همین باعث شد یه سری فعالیتهای سادهی خانگی بیشتر از قبل مورد توجه قرار بگیرن؛ چیزهایی مثل نان پختن، باغبانی، خیاطی، آشپزی، کارهای هنری و دستی و حتی بازیهایی مثل Animal Crossing.
با محبوبیت بیشتر تیک تاک، این فعالیتها خیلی سریع در فضای مجازی پخش شدن و تبدیل به بخشی از ترندهای اون دوره شدن. در واقع، Cottagecore توی سال ۲۰۲۰ فقط یه سبک بصری نبود؛ برای خیلیها تبدیل شده بود به یه جور فرار ذهنی از شرایط عجیب و استرسزای اون دوران.
یکی دیگه از اتفاقات معروف این دوره، ترند شدن Strawberry Dress از Lirika Matoshi بود؛ یه لباس بلند با طراحی صورتی و توتفرنگیهای پولکدوزیشده که از استایل لباسهای معروف به milkmaid هم الهام گرفته بود. این لباس بهشدت در شبکههای اجتماعی پخش شد و رسانههای مد هم دربارهی محبوبیتش نوشتن. یکی از دلایل جذابیتش هم همین حس نوستالژیک و معصومانهای بود که در دوران سخت همهگیری میتونست برای خیلیها آرامشبخش باشه. اما هرچقدر Cottagecore محبوبتر میشد، انتقادها نسبت بهش هم بیشتر میشدن.
یکی از مهمترین انتقادها این بود که Cottagecore، زندگی روستایی رو بیش از حد رمانتیک و ایدهآل نشون میده. در عکسهای Cottagecore معمولاً خبری از کار سخت، مشکلات اقتصادی، خستگی یا دشواریهای واقعی کشاورزی نیست. چیزی که میبینیم بیشتر یه نسخهی فیلترشده و زیباشده از زندگی روستاییه؛ کلبهای زیبا، باغی پر از گل، لباسهای گلدار و نان تازهای که تازه از فر بیرون اومده. از طرف دیگه، بعضی منتقدها در آمریکای شمالی و استرالیا به این موضوع اشاره کردن که رمانتیک کردن زندگی روستایی اروپایی میتونه گذشتهی استعماری و تاریخ پیچیدهی این مناطق رو نادیده بگیره.
انتقاد دیگه هم به استفادهی بعضی از جریانهای Tradwife از تصاویر و عناصر Cottagecore برمیگرده. بعضی از این افراد از این زیباییشناسی برای ساختن تصویری ایدهآل از نقشهای سنتی زنان و زندگی خانوادگی استفاده کردن. البته این به این معنی نیست که Cottagecore ذاتاً متعلق به Tradwifeهاست یا همهی افرادی که به این سبک علاقه دارن چنین دیدگاهی دارن. اتفاقاً یکی از نکات جالب Cottagecore اینه که افراد مختلف میتونن از یه سری عناصر مشترک، برداشتهای کاملاً متفاوتی داشته باشن.
در نهایت، Cottagecore فقط داستان یه کلبه نیست؛ داستان تصویریه که انسان مدرن از یه زندگی ساده و آرام در ذهن خودش ساخته. تصویری از زندگیای آرام، ساده و نزدیک به طبیعت؛ تصویری که ریشههاش رو میشه در هنر، ادبیات و فرهنگ قرنهای گذشته پیدا کرد و ادامهش رو امروز توی صفحههای اینستاگرام، تیکتاک و بقیهی فضاهای اینترنتی دید.
ادیت و پستت خیلی جذاب و حرفهایه💕
ممنونن:]
جالب بوددددددددد
خوشحالم که ازش لذت بردی :]❤
هاها۱۱۱۱
ادیت و cottagecore و پستت خیلی دلنشینه✨
مرسی :)
فرصت؟
1000 امتیاز میدی؟ 🤪🙏