پسرا هم اتاقیتن تو خوابگاه و هم کلاسی هستید و پسرا میخوان بهت اعتراف کنن ... بگمممم خودم ساختم 😌😌😌 .... لایک ... کامنت ... فالو ...
مونی: منو نامجون دو ساله که هم اتاقی هستیم ... اولا خیلی دعوا داشتیم که ببینیم درس من بهتره یا اون ولی هردو نمره ی یکسانی داشتیم ... بعد یه سال جنگ و دعوا بالاخره باهم خوب شدیم ... شبا نامجون برام کتاب میخوند ولی خوب بدی اتاقمون این بود که یه تخت دو نفره داشت ... آخرین اتاق خالی بود ... منو نامجون رو یه تخت باهم میخوابیدیم و اون همیشه وقتی میخواستیم بخوابیم موهامو نوازش میکرد و کتاب میخوند... ولی اولا همش رو مبل میخوابیدم ولی بعد یه سال نامجون گفت "ا/ت میدونی بعضی وقتا ظاهر مثل اخلاق باشه ... گاهی زشته قیافه و گاهی قشنگ نه؟" منم گفتم"آره ... خدارو شکر ما هردومون مثل فرشته هستم ... نه؟" نامی گفت"یه همیچین حسی داری بهم" منم گفتم"آره تو خیلی قشنگی" نامجون گفت"اگه من ازت یه درخواست داشته باشم انجام میدی" منم گفتم"بگوووو گوش میدم" ×(نامجون) خوب من ... یعنی ... ا/ت حاضری بقیه ی عمرتو به عنوان مهم ترین زن زندگیم ادامه بدی. +(ا/ت) نامجونننننننن .... چرااااا که نهههههههههههه 🥺🥺🥺🥺🥺. و بعد بهم یه حلقه ی خیلی قشنگ و پر زرق و برق داد و الان ما داخل یه خونه ی دونفره زندگی میکنیم و ادامه تحصيل میدیم
جین: منو جین دوساله که هم اتاقی هستیم ... خوب خیلی باهم دعوا میکنیم سر اینکه کی پدرش پولدار تره و هیچ کدوم کم نمیورد ... و بیشتر با آشپزی بهم دیگه میفهموندیم ... اتاقای جدا داشتیم و اولا هم سر اتاق هم باهم دعوا میکردیم همیشه قبل خواب اون منو مجبور میکنه شیر بخورم 😐 ... همشم قر میزنه که چرا همش من درس میخونم ... ولی هیچ وقت دعوامون تمام نمیشد ... یعنی هیچ هیچ وقت ولی یه سال بعد جین گفت"ا/ت من از یه دختری خوشم میاد ... ولی حس دخترو به خودم نمیدونم چیکار کنم" منم گفتم"خوب زود بهش اعتراف کن ... طرف یا آره میگه یا حتمی" __(جین) نه نداره +(ا/ت) نو ... آخه کی به یه پسر پولدار میگه نه __قیافه چی +هوووممممم اونم هس __حالا چجور اعتراف کنم +تو چشماش زل بزن و محکم بهش بگو ازش خوشت میاد __بعدش +چی بعدش __چجور بفهمم منو به خاطر پولم نمیخواد ... منو به خاطر خودم بخواد +آااا ... اگه خیلی وقته باهاش آشنایی از رو رفتارش باهات __خوب اون خیلی مهربونه ... ما باهم دعوا میکنیم ولی اون همیشه اول همه بحثو تموم میکنه ... بگم که خیلی هم زشته ... دست پختشم از خودش افتضاح تر ... ولی خوب همشه هوامو داره +خوب حتمی دوست داره ... بش بگو ببین چی میگه . جین اومد نزدیک ... خیلی نزدیک ... فاصلمون زیاد نبود ... منم کلمو بردم عقب ... ولی اون گفت __ا/ت ... من ازت خوشم میاد ... خیلی خیلی خیلی زیاد +ااااا ... رو من امتحان نکن __اگه امتحان بود از همون عقب هم همین کارو میکردم +هاااا؟ __دارم میگم میخوام دوست پسرت بشم ... هوووم +آاااا ... یکی بیاد کمک منننن __جوابببببب +اوهوم ... ولی من که زشت نیستم __خیلی هستی +یااااااااا جیننننننن . و ما دوماه بعد ازدواج کردیم ... و الان داخل یه خونه ی کوچیک برای چند وقت گرفتیم چون چمد وقت دیگه درسمون تموم میشع و برمیگردیم کره
یونگی: منو یونگی دوساله که هم اتاقیم ... اون رفتارش خیلی عادی هم نیس ... یعنی بگم ... اون خیلی باهام مهربونه ... بقیه بهم حسودی میکنن ... همه تو دانشگاه میخواستن رای یونگی رو بزنن ولی نتونستن ... یونگی بر خلاف ظاهر آرومش داخل اتاق (اتاق یا خونه) خیلی فعاله ... یعنی اون چیزی که نشون میده نیست ... و همیشه قر میزنه که چرا درست ضعیفه و بازم نمره ی یکسان داریم ... همیشه قبل خواب یکم شیر میده بخورم و خودشم به زور شیر میخوره 😐 یه بار یکی بهش گفت گربه و اون کلللللل خاندانشو برد جلو چشماش ... ولی نمیدونم چرا وقتی من بهش میگم باهاش مشکل نداره ... خیلی باهام عاشقانه صحبت میکنه ... ولی عادت کردم دیگه ... پسر خوبی هم هست ولی یه روز که داشتم غذا درست میگردم گفت"ا/ت یه سوال دارم ... میشه راستشو بگی" +(ا/ت) آره بپرس @(یونگی)خوب ... ا/ت من میخوام تو مال من باشی و کل زندگیتو به عنوان زنم باشی ... تا ابد ابد مال خود خودم ... تا آخرش برای خودم باشی . داشتم مزه سوپ رو امتحان میکردم که پرید تو گلوم ... وایییی همش سرفه میکردم @ا/ت حالت خوبه +یون...یونگی خیلی ... یهویی ... این ... چه سوالیه @میدونستم جوابت نعه +نهنه وایسا ... خوب چیزه ... باشه . بعدش منو بغل کرد ولی یه لحظه نزدیک بود بخورم به قابلمه 😹
هوسوک: من و هوسوک دوساله که هم اتاقی هستیم ... خیلی مهربونه ... خیلی دوسم داره ... نمیدونم چرا ... همیشه بعد کلاس منو مجبور میکنه باهاش برم کلاس دنس و باهام میرقصیم ... تو خونه هم همیشع میرقصیم ... من به خاطر خانوادم که همیشه اذیتم میکنن ناراحتم ولی هوسوک همیشه حرفای امید بخش میزنه و حالمو خوب میکنه ... منم همیشه بهش کمک میکنم ... تازشم ... اون خیلی خوشگله ... همه ی دخترای دانشگاه عاشقشن ... ولی اون حتی نگاشونم نمیکنه ... اونا خیلی از من قشنگ ترن خدایی 😐 ولی یه روز که داشتم برای امتحان آخرم میخوندم اون اومد داخل ... خیلی اعصبی بود ... یکم ترسیدم ... نمیدونستم چی بگم ... بگم سلام ... چیزی شده ... اصلا نمیدونستم چی بگم ... برگشت سمت در و رفت یه چیزی بیاره ... یکم نفس عمیق کشیدم ... به این فکر کردم که چی شده ... ولی با محکم بسته شدن در به خودم لرزیدم ... یعنی اگه حالت عادی بود میگفتم درو شکوندی ... با کتش که رو دستش بود اومد روبه روم رو مبل نشست ... خواستم دهنمو باز کنم که بگم چیزی شده پرید وسط حرفم £(جیهوپ) ا/ت +(ا/ت) ب...بله £یه سوال میپرسم راستشو بگو +ب...باشه £تو شوهر داری . با این حرفش خندم اومد ولی خندمو خوردم +منو شوهر ... تو نگاه به قیافم بکن ... آخه کجای این قیافه به قیافه ی زن میخوره 😑😐 £یعنی دروغه +ببین من هنوز فرق بین شپش و کنه رو نمیدونم بعد میخوای شوهر داشته باشم😑...من گفتم چی شده این اینجور شده £خوب پس این چیه ؟. عکس منو یه پسریرو نشون داد ... یادم اومد +بابا این خواهرمه و اونم دوستپسرشه ... اون از ما بزرگ تره سال اخریه چند وقت پیش جشن فارغالتحصیلشونو گرفتن ... دیشب بم گفت حامله شده £یه سوال ... از کی +کی ... دوستپسرش دیگه😑 £حالا یه سوال دیگه ... تو دوستپسر نمیخوای +تو فکرشم ... ولی فرد مورد نظر فک نکنم اینجور باشه £حالا کیه +خجالت میکشم بگم ... اصلا تو چی £خوب میخوام بش اعتراف کنم +خوب بگو ... منم دعوتم عروسیتونااااا £اصن تو اصلی جشنی +حالا یه جور میگی انگار عروسم £از کجا معلوم ... شاید عروس خودت بودی +نه خدایی جدا از شوخی ... طرف کیه £گفتم دیگه ... خودتی +هنننننن £یحححححح ... حالا تو چی +آااااا ... برم آب شم ... خوب راستش ... اونی که دوسش دارم تویی . و هیچی دیگه ... اون یه لبخند خوشگل زد و نشستیم باهم درس خوندیم ... و هیچی دیگه دوسال بعد ازدواج کردیم
اول لایک کننننن لفطاااا ... من خعلی زحمت میکشم خووووو🥺... دستم درد گفت ... لایک و فالو ... بعدااا کامنت
جیمین: منو جیمین یه سالی هست که باهم هم اتاقی هستیم ... منو جیمین همش باهم دعوا داریم ... اون همیشه منو اذیت میکنه ... همش فکر میکنه اون بهترینه ... همش برای حرص دادنم وسایلو میریزه ... من جعمش نمیکنم ولی خیلی حرص میخورم ... آخه یکم وسواس دارم ... خیلی کم فقط دلم میخواد همه جا تمیز باشه ... اینجور راحت ترم ... اون تو دانشگاه یه عالمه گف داره😑 ... از هر سه تا شماره تو گوشیش دوتاش گفرندش هستن 😑 ... ولی به من چه ... ولی جدیدا خیلی مهربون شده ... همش تو درس کمکم میکنه ... ولی میدونی بدیش چیه ... یه شبایی یکم دهنش بو چیز میداد (مسته😑) ولی خدارو شکر میتونم در اتاقمو قفل کنم ولی یه روز داشتیم باهم برمیگشتیم خوابگاه که جیمین گفت ^(جیمین)ا/ت نظرت راجبه من چیه +(ا/ت)چرا ^دلم میخواد بدونم +خوب ... پسر خوب اما بد ... یعنی یهچیزی بین این دوتا ... خوشگلی ... رو مخی ... حیلی لاغری خودایی باید یکم غذا بخوری چون داخل خونه هیچی نمیخوری ... البته شاید بخوری ... من نمد ^در کل +در کل خوبی ^چقدر با پسری که میخوای فرق دارم +بچم ... ۲۶ سال ^نهنه شوهر +به قول مامانم مرد خوب مرد مردس ... که البته داخل اون دنیا هم غلطی میکنن ... ولی خوب واقعا مرد خوب پیدا میشه ولی اونا قصد ازدواج ندارن ... زندگی خیلی بیرحمه😐💔 ^روانی ... ازکجا معلوم مرد خوبی هست که بخواد ازدواج کنه +از نظرم مرد خوب کسیه که حتی یه نگاهم به یه دختر دیگه نکرده چه برسه به رابطه ^حیمممم ... پس من مرد خوب نیستم +تو پسر خوب نیستی دادا ... مرد با پسر فرق داره ^فرقشون +مرد کسیه که ازدواج کرده پسر کسیه که ازدواج نکرده ^حالا میشه بدون ازدواج هم مرد شد +زهر ماررررررررررر 😫😫😫😫...اینا چیه ... منحرفففف ^خوب یه سوال بود +سوال درست بکن ^حالا جدای اینا ... اگه من عاشقت بشم چیمیشع +عاشقم شدی دیگ۰-۰ ^نه چه حسی داری +خوب .... ااااا ... اگه عاشقم بشی یا عااااااشقم بشی ^فرقشون +از اونجایی که سابقه داری پرسیدم ^هااا ... عااااااااااشقت بشم +خوب ... خوشحال میشم ^جوابت چیه +خوب ... نمیدونم ... آره ^خوب حالا من عاشقت شدم +هنننن ^عاااااااااااااااااشقت شدم +چی شده ^عاااااااشقت شدم ... جوابت چیه +احیاناً دهنت بو چیزی نمیده ^دیوانه کل روز پیشت بودم +این علکیه ^نه واقیعته ... پارک جیمین عاااااااااااااااااااااشق هوانگا/ت شده (داد کشید) +جیمین اروم تررررررر ^خوب جوابتتتتت +آاااا ... اره ^واقعاااااا +آره . بعد یه جیغی کشید و منم جلوشو گرفتم و کشون کشون بردمش سمت خوابگاه ... هیچی دیگه باهم آش خوردیم (منحرفا کجایید ... یه کامنت #من_خیلی_منحرف_هستم بزارید)
تهیونگ: منو تهیونگ دوساله هم اتاقی هستیم ... اون خیلی ترسناکه ... خوب البته ... اون از من پولدار تره ... خانوادهی من خیلی تلاش کردنتا پول دانشگاهمو بدن ... ولی بعدش داییم داره پول تحصیلمو میده و قرار شد هر وقت که خیلی پولدار شدم اون پولو کاملا بهش پس برم ... خوب ... بعضی وقتا تهیونگ حس میکنه مالک همه چیزه ... حتی من ... برای همین بعضی وقتا باهام بد رفتار میکنه ... البته من نباید درس میخوندم و باید کمک مادر پدرم میکردم ... البته بگم اون پولی که داییم میده هم از کسی میگره و میده پول خودش نیست ... انگار طرف خیلی بهم اهیمت میده ... البته بگم طرف از وقتی که من ماه دوم درسمو شروع کردم پول داد خیلی دوست دارم بدونم کیه یه روز داشتم با پسر خالم که داخل یه اتاق بعد ما بود تو حیاط راه میرفتم و اون دستمو گرفته بود اون راجب یکی از دخترا حرف میزد و اسمش ایلی بود ... پیگفت خیلی دوسش داره و اونم همینجور ... یهو یکی دستشو گذاشت رو شونم و گفت ÷(تهته) ا/ت +ب...بله ÷میشه یه لحظه بیای ... اخه یه چیزی داخل اتاقه +چی ÷سوسک +ب...باشه . مطمئن بودم که دلیلش یه چیز دیگه بود ... برای همین خیلی ترسیده بودم ... با پسرخالم خداحافظی کردم و رفتم باهاش داخل اتاق ÷ا/ت اون پسره کی بود +پ...پسر...خالم...چرا ÷پسرخالت ... عاشقت شده +ن...نه ÷پس چی میگفت . اینجا دینه سکوتمو شکوندم و گفتم +مگه رییس منی که ازم هی سوال میپرسی ... تو چیکاره ی منی که همش داری مثل برده باهام رفتار میکنی ÷من کسی هستم که اگه نبود توهم اینجا نبودی +برو بابا انگار کیه ... حالا پولداری انگا خیلی مهمی ÷اگه پول من نبود توهم اینجا درس نمیخوندی +چی میگی بابا ÷دارم میگم اونی که به داییت پول میده که اینجا بمونی و درس بخونی منم +ههه ... از کجا بدونم راست میگی ÷الان بهت نشون میدم . گوشیشو برداشت و یه شماره ای رو گرفت و طرف جواب داد و گفت"سلام آقای کیم ... چیکار باید بکنم" ÷پول ا/ت رو دادی . اون گفت"بله ... دیشب که واریز کردید منم به حسابش ریختم" ÷خوب وضع درسیش چجوره . اون گفت"آقا نمره هاش خیلی خوبه ... فکر کنم خیلی کمک بزرگی بهش کردید" اون ... اون دایی من بود ÷باشه ... خداحافظ . گوشیشو قطع کرد و بهم نگاه کرد ÷خوب +اون ÷آره ... دایی توعه +ت...او...چ... تو چرا پول تحصیلمو میدی ÷خوب نمیدونم +پس دیگه نده ... مامان بابام میتونن ÷اگه میتونستن تو اون دوماه دیسک کمر نمیگرفتن +هننننن؟ ÷آره دیسک کمر گرفتن +خوببببب ... چرا اون پولو میدی ÷تو ... تو فکر کن من دوست دارم +تو مزخرف تر این حرفایی ... راستشو بگو ÷گفتم تو فکر کن بهت علاقه دارم +دارم میگم چرت نگو ... راستشو بگوووو ÷حقیقته دیگه ... چی میخوای بشنوی ... مثلا چون مجبورم کردن ... یا پول کسی رو دزدیم نمیدونم چی بکنم یا به فقیرا کمک میکنم +ت...تهیونگ...چی...میگی برا خودت ÷اره دیگه ... عاشقتم +تهیونگ مسخره نکن ÷توهم منو دوست داری +آااا ÷سریع جواب بده +آره ÷خوب دیگ ... من برم پیش دوستام توهم برو با پسر خالت حرف بزن . تیهونگ آرو پیشونیمو بوسید و رفت بیرون و منم رفتم بیرون پیش پسر خالم ... و بعد چند وقت باهم رفتیم داخل یه خونه
کوک: منو کوک چند وقته هم اتاقیم ... خو وضع مالی کوک خوب نیست ... آاااا ... من بهش کمک میکنم ... یعنی من نه ... بابام اینکارو میکنه ... چون یه مردی کل پولای خانوادشو خوردن و الان بابام چون بهترین دوستش بوده بهشون کمک میکنه ... منم با کوک دوستم... اون خیلی مهربونه ... خیلی هم دوست داشتنی ... یه خرگوش کاملللللل ... همیشه داخل دانشگاه بهم یه عالمهههههههه شیرموز میده ... همه ی دخترا عاشقشن ولی اون فقط به من شیرموز میده ... اون خیلی خوشگله ... دلم میخواد همیشه پیشم باشه یه روز کوک اومد داخل تاقم و گفت =(کوک) ا/ت یه سوال دارم +بپرس =اگه یه پسری عاشقت بشع و پول نداشته باشه چیکار میکنی +اگه عاشقش باشم ... باهاش ازدواج میکنم و پولمو باهاش تقسیم میکنم =اگه عاشقش نباشی +بهش میگم متاسفم عاشقت نیستم =اگه من بخوام عاشقت باشم چی +هن =سواله +عاشقم باش =جوابت +خوبببببب ... نمیدونم ... اره ... باهات ازدواج میکنم =یعنی دوسم داری +آااااا ... اره خوب ... یه جورایی بهترین و برترین دوستمی =خوب .... حالا من واقعنی عاشقتم ... الان چی +جاننننننن =هوانگ ا/تتتتتتتتتت من عاشقت شدمممممم ... قلبم درد میگیره وقتی گریتو میبینم ... خوشحال میشم وقتی میخندی ... ناراحت میشم وقتی باهام سردی ... اعصبی میشم وقتی یکی اذیتت میکنه ... ناراحت میشم وقتی به این فکر میکنم امکان داره منو تو در حد هم نباشیم +کوک...زبونم ... بند اومد ... چی بگم ... خوب جئون جونگکوک منم عاشقتم =یعنی جوابت اینه +آرههههههههه . کوک یه لبخند خرگوشی زد و پرید تو بغلم و سفت بغلم کرد ... خوب بعدش من یه خونه گرفتم و کلللللل پولمو باهاش تقسیم کردم و خانوادش مثل قبل شدن و الان هردومون دکتریم😎🤚
خیلییییییی خوب بود مخصوصا مال جیمین
البته ببخشید اشتباه اومدم توی این نوشتم🤦🏻♀️
داستانت عالیه 🥺💜
لطفا یونگی رو به ا/ت علاقمند کن 🤩
داستانت منحرف کن خیلی خیلی😈😂
#من_خیلی_منحرف_هستم😂😂😂
اخه یاد آقازاده افتادم🤣
بریم آش بخوریم 😁😁🤝😈
خیلی سمی بود
پروفایلت اسمت
سم ساختی واس خودت😹
میخواستم بگم یه اکانت دیه ساختم
اسمش : ᕼIᒪᗩ
تست : ۰😐💔
وقتی گوشیم نی با اون باهاتون حرف میزنم😹
#من_خیلی_منحرف_هستم بزارید
همچینی🤝
سلام اجی من همون ♡~♡ هستم میشه منو توی پروف جدیدم هم حمایت کنی من اشتباهی دستم خورد از اکانتم اومدم بیرون من همون الین هستم
ممنونم عاجی تو هم همینطور
عالییییی بید عخشم خیلی خوف بید مخصوصا تهیونگ 😻
مرسی 👁👄👁
آره مال تهته رو خیلی دوس میدارم ... خیلی یهو خورد به ذهنم شاید یه وانشاتش کردم ... نمد
ولی بعید بید بگی عشخم ... خوف ... تغییر میبینم 😳
خب چ کنم انقدر به دوستام گفتم دیه تیکه کلامم شده👁👄👁
مهربونننننن❤
عالی بود ❤
قلبم درد گرفت ❤
نمدونم اخه من بایس ندارم 💜
خدایی عررررررر 💜🖤
مرسی❤🍉
برای پیدا کردن بایس یه عکس بگیر نیم ساعت بش زل بزن تا یکیش بیشتر به چش بیاد ... اون بایست و بعدش عکس بعدی ... هرکدوم بیشتر تو چشم بود اون بایست میشه
یه عکس دارم رو پس زمینمه همشون میخندن و همو بغل کردن سه ساعت قربون صدقه میرم نمدونم کدومو نگاه کنم بعد افسوس میخورم که چرا من کره به دنیا نیومدم
من مال بایس انتخاب کردن نیستم
من باهات اجی شدم؟
پارت بعدی اون داستان که با شوگاعه (اسمشو فارسی کن لطفا حوصله ندارم بخونم😂نمیخواد بنویسی واقعی نیست) چند روزع در دست بررسیه؟
نم به خدا کی میاد