تصور کن در یک جزیرهی نسبتاً دورافتاده در اندونزی هستی؛ جزیرهای به نام فلورس. در دل جزیره، غاری بزرگ وجود دارد به نام لیانگ بوا (Liang Bua). این غار برای مدت خیلی طولانی محل رفتوآمد انسانها بوده. باستانشناسها سالها در آنجا حفاری میکردند و چیزهایی مثل استخوان حیوانات، ابزار سنگی و بقایای انسانهای امروزی پیدا کرده بودند. اما در سال ۲۰۰۳ اتفاقی افتاد که داستان را کاملاً عوض کرد
🔦 ششم سپتامبر ۲۰۰۳... یک تیم باستانشناسی مشغول حفاری در بخشی از غار بود. یکی از کارگران محلی به نام بنیامین تاروس داشت خاک را کنار میزد. حدود ۶ متر زیر سطح امروزی غار، ناگهان چیزی از داخل خاک ظاهر شد. اولش مشخص نبود چیست. کمی بیشتر که خاک کنار رفت... قسمتی از یک جمجمه پیدا شد. باستانشناسها به آن نگاه کردند و یک چیز خیلی عجیب بود: جمجمه بیش از حد کوچک بود. در ابتدا یکی از متخصصان فکر کرد شاید بقایای یک کودک باشد. چون اندازهی جمجمه واقعاً کوچک بود. � Human Origins اما چند روز بعد، وقتی استخوانهای بیشتری بیرون آمدند، یک نکتهی بسیار مهم مشخص شد: این کودک نبود. دندانهایش دائمی بودند. یعنی آن جمجمه متعلق به یک انسان بالغ بود. 😶
ولی چقدر کوچک بود؟! اینجاست که ماجرا واقعاً عجیب میشود. اسکلتی که بعدها اسمش را LB1 گذاشتند، متعلق به یک زن بالغ بود که احتمالاً حدود ۳۰ سال سن داشته. قدش حدود: ۱۰۶ سانتیمتر. یعنی کمی بیشتر از یک متر. وزنش هم حدود ۳۰ کیلوگرم تخمین زده شده. اما عجیبتر از قدش، اندازهی مغزش بود. حجم مغزش حدود ۴۰۰ سانتیمتر مکعب تخمین زده شده؛ یعنی بسیار کوچکتر از مغز انسان امروزی. � Human Origins +1 و اینجا یک سؤال بزرگ به وجود آمد: «اگر مغزش اینقدر کوچک بوده، پس چطور این موجود ابزار میساخته و در محیطش زندگی میکرده؟» 🤯
چون فقط یک اسکلت نبود... اگر فقط یک جمجمهی عجیب پیدا میشد، دانشمندان میتوانستند بگویند: «شاید یک انسان معمولی بوده که به دلیل یک بیماری یا اختلال رشد، خیلی کوچک شده.» اتفاقاً چنین بحثی واقعاً بین دانشمندان مطرح شد. اما بعد، استخوانهای افراد دیگری هم پیدا شدند. همراهشان ابزارهای سنگی هم وجود داشت. یعنی با یک اتفاق عجیب و یک فرد تنها طرف نبودیم. به نظر میرسید در گذشته، جمعیتی از این انسانهای کوچک در فلورس زندگی میکردند. � Nature به همین دلیل پژوهشگران آن را به عنوان یک گونهی جداگانه معرفی کردند: Homo floresiensis یعنی تقریباً: «انسان فلورسی» و به خاطر جثهی کوچکش، لقب معروف Hobbit — هابیت را گرفت. �
ممکن است با خودت بگویی: «خب یک انسان یکمتری بوده. چه چیز خیلی عجیبی دارد؟» اما مسئله این است که اندازهی بدنش با تواناییهایش جور درنمیآمد. این موجودات ابزار سنگی میساختند و از آنها استفاده میکردند. حتی شواهدی پیدا شده که نشان میدهد از حیوانات مختلف تغذیه میکردند و احتمالاً شکار هم انجام میدادند. یکی از حیوانات جالب محیطشان Stegodon بود؛ خویشاوند منقرضشدهی فیلها که در آن زمان در جزیره زندگی میکرد. روی بعضی استخوانهای Stegodon آثار برش دیده شده که با فعالیت قصابی سازگار است. � Human Origins +1 یعنی موجودی با قد تقریباً یک متر و مغزی بسیار کوچک، در محیطی که اژدهای کومودو و حیوانات بزرگ دیگری هم وجود داشتند، توانسته بود برای مدت طولانی دوام بیاورد.
اما حالا سؤال بزرگتر: این آدمهای کوچک از کجا آمده بودند؟! اینجاست که داستان هنوز کاملاً حل نشده. جزیره فلورس یک جزیرهی جدا از خشکی اصلی است. حتی رسیدن انسانهای باستانی به فلورس خودش یک معماست، چون نزدیکترین جزیرهها هم فاصلهی دریایی داشتهاند و عبور از آبهای منطقه آسان نبوده است. � Human Origins دانشمندان چند فرضیه دارند. یکی از فرضیهها این است که اجداد Homo floresiensis از جمعیتهایی از Homo erectus یا انسانهای باستانی نزدیک به آن آمدهاند. فرضیههای دیگری هم مطرح شدهاند. هنوز نمیدانیم دقیقاً چه کسی برای اولین بار به فلورس رسید و چگونه. و این بخش هنوز یکی از پرسشهای باز پژوهش دربارهی آنهاست. �
جزیره چه بلایی سرشان آورد؟ یک نظریهی بسیار جالب وجود دارد که به آن کوتولهزایی جزیرهای (island dwarfism) میگویند. وقتی یک جمعیت برای مدت خیلی طولانی در یک جزیرهی نسبتاً محدود زندگی کند، شرایط متفاوت محیطی میتواند باعث تغییرات تکاملی خاصی شود. مثلاً در فلورس، یک خویشاوند کوچکشدهی فیلها هم وجود داشته. یعنی فقط انسانها کوچک نبودند؛ بعضی حیوانات جزیره هم اندازههای غیرمعمولی پیدا کرده بودند. � Human Origins پس یکی از احتمالات این است که در طول نسلهای بسیار زیاد، جمعیت اجدادی این انسانها در محیط جزیرهای به سمت جثهی کوچکتر تکامل پیدا کرده باشد. البته دانشمندان هنوز دربارهی جد مستقیم Homo floresiensis مطمئن نیستند.
و اینجا یک نکتهی خیلی خفن وجود دارد... اولین گزارشها دربارهی قدمت این موجودات، آنها را خیلی جدیدتر تصور میکردند. حتی مدتی تصور میشد ممکن است حدود ۱۲ هزار سال پیش هنوز وجود داشته باشند. اما حفاریها و تاریخگذاریهای بعدی تصویر را تغییر داد. مطالعات جدیدتر نشان دادند استخوانهای Homo floresiensis در لیانگ بوا حدود ۱۰۰ هزار تا ۶۰ هزار سال قدمت دارند و ابزارهای مرتبط با آنها تا حدود ۵۰ هزار سال پیش دیده میشوند. � Human Origins +1 یعنی این موجودات احتمالاً حدود ۵۰ هزار سال پیش منقرض شدهاند. و این زمانبندی خیلی جالب است، چون تقریباً در همان دوره، انسانهای امروزی یعنی Homo sapiens در حال گسترش در منطقهی جنوبشرقی آسیا بودند. اما اینکه آیا Homo sapiens و Homo floresiensis اصلاً یکدیگر را دیدهاند یا نه، هنوز مشخص نیست. �
ویژه میکنیش؟ فرصت
پستت واقعا عالی بود و خوشحالم که ویژه شد!
واقعا لیاقتش رو داشت خسته نباشی قشنگم اسلی🎀
لذت بردم از پستت😭♥
درواقع یسری تحقیقات جدید نشون دادن اصلا اون قدرام باهوش نبودن و بیشتر از تهمونده شکار موجودات دیگه استفاده میکردن
پستت عالی بود قبلا دربارشون خونده بودم و محتوات خیلی جذاب و خوندنی و روان بود💖
خیلی خاص و زیبا بود!
خوشحال شدم ویژه شد.
خسته نباشی محتوای فوق العاده ای ارائه دادی زیبارو
یادت رفت سوییچ اک کنی داداش...
کاش ویژه سه
وای پسمام چقدر باحال