سلام من اومدم با پارت 3?خیلی ببخشید دیر شد واسم یه مشکلی پیش اومده بود قول میدم از این به بعد پارت هارو زودتر بزارم توی این قسمت اتفاق های جالبی میوفته اگه پارت های قبلی رو نخوندید اول اونا رو بخونید چون به هم مربوطه
ادرین با ناراحتی رفت خونه فردا مرینت وقتی به مدرسه رسید از ادرین پرسید که چرا به مهمونی نیومد ادرین گفت : من تا به مهمونی رسیدم مهمونی تمام شده بود خیلی متاسفم مرینت : آه چه بد حالا که شده اشکالی نداره بعد از کلاس . تیکی : مرینت می خوام یه چیزی رو بهت بگم وقتش رسیده تو و کت نوار هویت همو بفهمید مرینت : واقعا؟؟ تیکی : اره حتما هم باید امروز هویت همو بفهمید مرینت : خب چرا امروز ؟؟ تیکی : چون قبلا استاد فو به من و پلگ گفت که توی امروز لیدی باگ و کت نوار باید هویت همو بفهمن مرینت : باشه تیکی خال ها روشن به لیدی باگ تبدیل شد . پلگ : ادرین یه خبر خوب برات دارم ادرین : چه خبری؟؟ پلگ : وقتش رسیده تو و لیدی باگ هویت همو بفهمید ادرین : وای چه خوب پلگ پنجه ها بیرون به کت نوار تبدیل شد
کت نوار : سلام بانوی من کوامیم بهم گفت که باید هویت همو بفهمیم لیدی باگ : اره کوامی منم گفت کت نوار : دارم از خوشحالی میمیرم? خیلی دوست دارم ببینم کسی که زیر اون نقاب قایم شده کیه ?? لیدی باگ : از دست تو ? کت نوار : پلگ پنجه ها داخل لیدی باگ : تیکی خال ها خاموش . ادرین : چی مرینت تو لیدی باگی؟? مرینت : چی ادرین تو تو کت نواری؟? مرینت : یعنی تمام مدت ادرین کت نوار بود ؟? ادرین : من تمام مدت عاشق لیدی باگ بودم و حالا که دیدم تو لیدی باگی عاشقتم? مرینت : منم تمام مدت عاشق ادرین بودم و هی بهت می گفتم که من عاشق یه پسر دیگه ام ولی حالا که دیدم تو کت نواری عاشقتم ?. بعد هم دیگه رو بغل کردند
بعد اونا خیلی خوشحال شدند و رفتند خونه
فردا شد مرینت از خواب بیدار شد و رفت مدرسه بعد از کلاس کلویی رفت پیش ادرین و بهش گفت که با مرینت خوب شده ولی ادرین باور نکرد و گفت خود مرینت باید بهم بگه که تو باهاش خوب شدی
کلویی امد پیش مرینت کلویی : مرینت میشه به ادرین بگی که من باهات خوب شدم مرینت : چرا خودت بهش نمیگی ؟ کلویی : بهش گفتم ولی باور نکرد گفت خود مرینت باید بهم بگه مرینت : باشه
کلویی : ممنون و اینکه این برای تو مرینت : ممنون حالا این چی هست ؟ کلویی : بازش کن می فهمی . مرینت کادو رو باز کرد و یه سنجاق سینه پروانه ی طلایی دید مرینت : ممنون کلویی
کلویی : خواهش میکنم مرینت خدانگهدار مرینت : خداحافظ مرینت رفت پیش ادرین تا بگه که کلویی باهاش خوب شده
مرینت : سلام ادرین ادرین : سلام مرینت مرینت : ادرین ازت ممنونم که کاری کردی کلویی باهام خوب بشه و .... ادرین وسط حرفش پرید گفت : پس باهات خوب شده خیالم راحت شد
یهو مرینت و ادرین دیدند که ......
خب عزیزانم همینطور که در نظر گفتید در سوال 9 تمامش کردم نظرات فراموش نشه خداحافظ ?
چرا ادامه نذاشتی؟
فالویی بفالو
فالویی بفالو
عاااالی بود
لطفا پارت بعدی رو هم منتشر کن
عالیییییه گلم
سلام این قسمت از رمان خیلی جالب بود مخصوصا جایی که هویت لیدی باگ و کن نوار فاش شد فقط زیادی احساسی بود ولی خیلی جالب بود
عالی بود ادامه بده
واییی تستت خوب بود من بیشتر از همه به خاطر این خوشحال شدم که نظرات رو عملی کردی من گفته بدم تعداد سوالات کمتر بشه تا بیشتر سوالات تست باشه??
ممنون که نظر رو اجرا کردی??????
خواهش میکنم ? من سعی میکنم که همه ی نظر هارو عمل کنم ???
چرا پارت 4 رو نمیزار
رو تست ها بنویس رمان چنده مثلا رمان قلب روشن 3
چشم عزیزم