1 ماه پیش 5 اسلاید 191 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (26)
  • عالیییی بود

  • پستات عالین
    به نظر منم کار رئیس سابق بوده چون واقعا مشکوکه آخه کی برای نگرانی کارمندش یه زنگ میذاره کنارش؟

  • عالیی بود خسته نباشی 💕💕

  • خیلی عالی بود✨⭐
    خسته نباشی🌿
    سینتیا هم زندگی عجیبی داشت🥲
    و هم شوکه کننده ...

  • کسی نگفت فرصت پس من فرصت ؟
    عالی بود عاشق پست هاتم
    از نظر من خودش صحنه سازی کرده ، حالا مونده بعدا معلوم بشه یا نه
    ولی خب کی میاد یه ساعت ورق بزنه که فقط یه صفحه از کتاب رو گیر بیاره و باز بزاره ؟
    درگیری هم که نبوده ، پس شاید یه آدم آشنا اون کار رو کرده باشه
    بنظرم رئیس سابقش میتونه اون کا رو کرده باشه

  • imageVanta
    مدتی نیستم

    خیلی عالی بود خسته نباشی

  • شکه کننده بود
    قطعا یه دلیلی پشتش بوده و نمیتونیم به موارد ماوراء طبیعه ربط‌ش‌ بدیم ،
    یکم هم دراماتیکه که اون صفحه کتاب باز بوده ، و بعد از اون همه مدت اون چطور متوجه شده همچین جایی زندانی بوده؟
    اون مدیر سابقش هم یکم نگران کننده اس ، به طور منطقی هیچ فردی انقدر به کارمندش اهمیت نمیده که حتی براش زنگ بزاره ، شاید این یه نوع رد گم کنی بوده...
    نظر خودت چیه؟

    • ماورایی بودن منظورت کابوس‌هایی هست که میدیده؟
      منم موافقم که اصلا لازم نیست کابوس‌های سینتیا رو به پیشگویی ربط بدیم ممکنه دلیل روانی داشته باشن
      مثلا اضطراب، ترس یا فشار روحی. اینکه بعدا اتفاقی شبیه کابوسش براش افتاده به‌تنهایی ثابت نمی‌کنه که اون خواب‌ها پیشگویی بودن

    • قسمت کتاب واقعا عجیبه و یه مقدار زیادی سینمایی به نظر میاد.
      ولی نمی‌تونیم با اطمینان بگیم کسی عمدا کتاب رو روی اون صفحه گذاشته. شاید خود سینتیا همون موقع داشته اون قسمت رو می‌خونده یعنی خب میتونه اتفاقی باشه

    • دقیقا
      چون دو مورد فرا طبیعی توی پرونده وجود داره
      ۱ ـ کتابی که باز شده بوده
      ۲ ـ خواب هایی که میدیده
      که اگر فرد باهوشی بوده باشه اون قاتل یا هرکسی ، میتونسته به راحتی این رو صحنه سازی کنه
      اون قسمت دزدیده شدن توی ۱۵ دقیقه هم چیز عجیبی نیست ، به راحتی میتونسته انجام بشه
      و این که هیچ اثری از درگیری اونجا نبوده شاید به معنای این بوده باشه که فردی آشنا اون رو بیرون کشیده
      اگر جزییات پرونده واضح بود قطعا یه دلیلی پیدا میشد براش

    • در مورد کتاب اگر کسی بعد از ناپدیدشدن سینتیا به دفتر برگشته باشه یا حتی قبل از اون به دفتر دسترسی داشته باشه باز گذاشتن کتاب روی اون صفحه کار خیلی سختی نبوده. مخصوصا اگر قاتل می‌خواسته بعدا این تصور ایجاد بشه که این اتفاق دقیقا همون چیزیه که سینتیا توی خواب‌هاش می‌دیده.

    • در مورد ۱۵ دقیقه هم کاملا باهات موافقم. وقتی می‌گیم «فقط ۱۵ دقیقه وقت داشته»، ناخودآگاه تصور می‌کنیم زمان خیلی کمیه، ولی در واقع برای اینکه یک نفر رو با زور یا فریب از یک دفتر بیرون بکشند، زمان زیادی هم لازم نیست. مخصوصا اگر طرف مقابل غافلگیر شده باشه یا به فرد مهاجم اعتماد داشته باشه

    • و به نظرم نکته‌ی آشنابودن فرد حتی جالب‌تره. نبودن آثار درگیری می‌تونه با این سناریو جور دربیاد که سینتیا با دیدن اون شخص احساس خطر نکرده. مثلا ممکنه فکر کرده باشه یکی از آشناهاست و بدون مقاومت همراهش از دفتر خارج شده. البته نبود آثار درگیری به‌تنهایی این رو ثابت نمی‌کنه، ولی قطعا یکی از احتمالاتیه که باید در نظر گرفت.

    • یه چیز دیگه هم هست قفل بودن در دفتر لزوما به این معنی نیست که سینتیا داخل دفتر به دام افتاده. ممکنه خودش با فردی که می‌شناخته از دفتر خارج شده باشه و در رو قفل کرده باشه، یا شخص دیگری بعدا در رو قفل کرده باشه

    • باهات موافقم
      این نکته ی صاحب شرکت منو خیلی درگیر کرد.
      چون واقعا عجیبه ، اگر تو رییس یه شرکت باش یو کارمندت دچار مشکل بشه هرچقدر صمیمی این کار رو انجام نمیدی و زنگ نمیزاری
      این انگار یه جور صحنه ی توجیه کننده اس
      خیلی عجیبه ، مخصوصا اون خواب ها رسما در اثر فشار روانی و همینطور تاکید یکی از اعضا ی نزدیک بوده ، یعنی مثلا همین رییس شرکت ممکنه قضیه رو جدی گرفته باشه و بیشتر روش تاکید کنه باعث تکرار مداوم خواب شده

  • وای چقدر خفنهههه پستات . جدی هنوز که هنوزه حل نشده ؟؟

  • عالی بود بیشتر از اینا درست کن خوشم میادددددد😃

  • image𝐿𝑒𝓃𝒶
    آنلاین

    ممنونم عالی بود

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی ترسناک