خب خب خب دروووود خدمت کاربرای تستچی! دازای صحبت میکنه امروز میخوایم راجب بلاگ دیشب «وقتی بلاگیون شاعر شدن» صحبت کنیم... داستان از جایی شروع که که کاربر «داروینا» شروع کرد به نوشتن متن های🛐 و کم کم بقیه بلاگیون هم به نوشتن متن پیوستن و این داستان تا جایی ادامه پیدا کرد که کسایی که تازه میومدن بلاگ فکر میکردن اشتباهی اومدن تو نظرسنجی بقیه_ در ادامه مطلب با ما باشید...
اینو پین کنید لطفا
بیاید بعضی شبا همچین مراسمی توی بلاگ برگزار کنیم دوستان گرامی
بزارید جمله دیشبی رو هم بگم:
`` انجمن شاعران مرده تقدیم میکند. Carpe diem, دم را غنیمت بشمار!``
از اون شب یک ماه گذشت💔
پشمام چقد خوب بودن شعراشونن
جدی استعداد ها دارن حیف میشن
ببینید کلا چند روزه نیومدم ج.ن.گ جهانی شد 🙏🏻
آره، موافقم خیلی قشنگ بودن
او خدااااا✨💘
عالی ساختید دمتون گرم و ی خسته نباشید بزرگ بهتون ، عالی بودید🫂✨🌸
ممنوننن💘
مرسییی
لطف دارید🌸✨
هعی بعد از اینکه من رفتم چقد کار کردین😔
و منی که اون وسط حس دلقکبازیم اومده بود😂
عالی بود🦸🏻
ماکهازیناستعدادانداریمولیخ-
مرسی_
عاااااااااالی بوووود 😆👊🏻
و باز هم مثل همیشه بنده نبودم-🗣
البته آنچنان شعریم نگفتم ولی خب کلا حرفای من بیشتر برای برابری بین زن و مرده🥸(کلا به این موضوع اهمیت زیادی میدم)
مرسیی
وای ببخشید ندیدم...
دمت گرم آفرین
نه بابا طوری نی
@Azrael بی بر۳۰
عالی😂فدات گلی💞
______
خدانکنه
آقا منم دیشب بلاگ بودم چرا هیچ جا نیستم😭
ببخشید ندیدم شرمنده