3 ماه پیش 8 اسلاید 976 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (83)
  • خب ناظر حق داشت اون مرده رو نگه اگه بخوام خلاصه بگم
    این مرده از کودکی یه جوراستثنایی به دنیا اومده بوده و مورد توجه هیچکس قرار نمیگرفته به جز پدربزرگش که اونم بعد یه مدتی فوت میکنه خلاصه این مرده هم ار حدود 20 سالگی شروع میکنه به کلرایی که نباید مقلا دخترای کوچیکو بچه های کوچک رو پخ پخ میکرده( امیدوارم منظورمو بفهمین) و اولش 7 تا بچه بیگناه رو پخ پخ کرده و خلاصه اعضای بدنشونو تو اتاقش قایم میکرده دیگه بیشتر نمیتونم بگم برید بخونید😭

  • کسی نگفت نخست
    نخست؟
    پین؟

  • خب ناظر حق داشت اون مرده رو نگه اگه بخوام خلاصه بگم
    این مرده از کودکی یه جوراستثنایی به دنیا اومده بوده و مورد توجه هیچکس قرار نمیگرفته به جز پدربزرگش که اونم بعد یه مدتی فوت میکنه خلاصه این مرده هم ار حدود 20 سالگی شروع میکنه به کلرایی که نباید مقلا دخترای کوچیکو بچه های کوچک رو پخ پخ میکرده( امیدوارم منظورمو بفهمین) و اولش 7 تا بچه بیگناه رو پخ پخ کرده و خلاصه اعضای بدنشونو تو اتاقش قایم میکرده دیگه بیشتر نمیتونم بگم برید بخونید😭
    :یه جورایی شبیه ترند پارسال ایران بود💔امسال یه چی دیگه ترند شد

  • اجازه دارم ایده بگیرم؟

    • عشقم چون اولین کسی‌ که این ایده رو از تیک تاک آورد اینجا من بودم ، ممنون میشم‌ که بزاری این شکل محتوارو فقط خودم درست کنم ممنونمم)

  • من میخوام یه اطلاعاتی درباره ایران بگم یه چی درباره میدان آزادی😍💔
    وقتی داشتن میدان آزادی رو میساختن یه ماده ریزی توش بود و برا همین گفتن ول کن یه ماده ریزه دیگه و درش نیاوردن ..😍💔
    اون ماده بزرگ و بزرگ تر میشد و تبدیل به ر.. شد ..
    هرکس ساعت دوازده شب از کنار میدان آزادی رد میشد یه بوی عجیبی حس میکرد و پخ پخ میشد ..
    وقتی اومدن اون ماده رو در بیارن اون ر.. فرار کرد و معلوم نی کجا رفت💔💔
    این اطلاعاتو سعید والکتور داده💔
    خدایا به ما رحم کن ما بی گناهیم💔💔

  • الان من اولیو چیکا کنممم میترسممممم

  • ژاپن انقدر پرونده‌های عجیب غریب داره که جا داره هفت هشت پارت دیگه هم ازش ساخت
    بیخیال اون مرد، برید راجع به جونکو فوروتا بخونید)))

  • عالی بود
    داستان اون شخص اولی مثل میرتل گریان بود ( تو هری پاتر )
    اونم عقده ای بود . چون خودش بهش میگفتن زشت دوست داشت بقیه هم زشت باشن
    و اینکه تو دستشویی ها حموم ها زندگی میکرد

  • برگ هایم مانند باد پاییزی ریختند🤓🤌🏻

  • عالی بوددد پستت♡

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی ترسناک