4 هفته پیش 21 اسلاید 258 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (25)
  • imageUouo
    آفلاین

    من که چیزی اینجا نمی‌بینم به جز معصومیت کودکانه‌ـــــــ
    من یه بار خیلی رندوم رفتم پشت اتو هلش دادم اتو افتاد زمین شکست کلا بعدش مامانم از بیرون اومد گفت خواهرم شکوندتش‌
    خیلی رندوم بود‌ـــ

  • اسلاید ۸ منمممم🎀🥸
    ولی حق گفتیا ، اگر مامانم نبود بابام منو کشته بود 😀👍🏻

  • عالی بودی فرشته پخت و پز کردی سیسی😝🎀👌

  • فقط خدا میدونه واسه اس ۴ چقدر خندیدم🤣

  • عالی بود 🤣🤣🤣
    راستش مامانم وقتی بیدار شد اولش ناراحت شد ولی بعد خندید و گفت فردا با هم تمیزش می‌کنیم.
    من گریه کردم و گفتم نمی‌خوام پاک بشه 😭 مامانم هم دلش سوخت و قبول کرد.
    فرداش وقتی من خواب بودم، عمه‌ام اومده بود و یکی از بچه‌ها بدون اینکه چیزی بگه دیوارها رو تمیز کرده بود.
    وقتی بیدار شدم و دیدم دیوارها تمیز شدن، خیلی گریه کردم 😭😂
    دستت بی نهایت درد نکنه 🥰
    یا بهتره بگم دست همتون 🤣

    • چه مامان خوبی داشتی

    • بله همینطوره 😊
      ولی کاش به آرزو هام و نظرات ام هم احترام می ذاشتن 😞

  • عالی و قوی

  • میشه اگه پارت بعدی بود منم باشم
    یه بار یه بسته کامل رنگ آبی گذاشته بودن تو اتاقم تا بعد بردارن منم درشو باز کردم و کل اتاقمو رنگکاری کردم
    یه بار دیگه هم داداشم خیلی کوچیک بود هنوز یه سالشم نشده بود داشتم میگو سوپری میخوردم دیدم داره نگام میکنه یدونه بهش دادم و تازه رفتم با افتخار به مامانم هم گفتم

  • عالی بود

  • اینی که میگم هنووووز کسی ازش با خبر نشده جز من و دختر داییم!!!
    یه روز من و دختر داییم مامان و بابا هامون اجازه دادن تنهایی بمونیم خونه مادربزرگم ما هم موندیم،بعد یواشکی تلفن زدیم قرار گذاشتیم نفری۱۰۰ تومن بیاریم،بعد از اینکه رفتیم خونه مادربزرگم ،مادربزرگم دستشویی بود من و دختر داییم سریع یه چادر پوشیدیم رفتیم از مغازه جلوی خونه مادربزرگم دوتا شیر کاکائو با یه بسته چیپس سرکه الی خریدیم‌یواشکی‌خوردیم‌ومادربزرگمان‌هم‌متوجه‌نشد،دوباره‌بعدازچند‌ساعت‌سه‌باراین‌کاروتکرارکردیم‌!با پول مادربزرگمون!😂😀

  • من بچه خیلی آرومی بودم بودم😇
    به صورت کلی نهایتا ۹۰ درصد جهیزیه مامانمو به باد دادم😊
    مبلمون روکش چرمی داشت تا ۳ سالگیم همه جای مبل پوست پوست شده بود🤷🏼‍♀
    تو ۵ سالگی تلویزیونو انداختم🤷🏼‍♀
    تو ۳ سالگی بلندگو کنار تلویزیونو شکوندم🤷🏼‍♀
    و یکوچولو دیگه😌🤷🏼‍♀ اینا جزو ضرر های مالی بود کلی هم ضرر روانی رسوندم😂🤷🏼‍♀
    در کل بچه خیلی آرومی بودم😇

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.