در فرمول یک همه رانندگان سریع هستند. همه آنها می توانند خودرو را در آستانه از دست دادن کنترل نگه دارند نقاط ترمز را تا آخرین متر عقب ببرند و با سرعتی غیرقابل تصور از پیچ ها عبور کنند. اما چیزی که رانندگان بزرگ را از رانندگان افسانه ای جدا می کند سبک رانندگی است. برخی رانندگان با ماشین یکی میشوند؛ برخی آن را مجبور می کنند مطابق میلشان رفتار کند. بعضی با احساس رانندگی می کنند و بعضی با منطق برخی در یک دور جادویی هستند برخی در مدیریت یک مسابقه دو ساعته.
ایرتون سنا؛ جست و جوی حد نهایی اگر از مهندسان مکلارن میپرسیدی سنا چگونه رانندگی می کند احتمالاً می گفتند: فراتر از چیزی که داده ها پیش بینی می کنند. سنا راننده ای بود که بیش از هر چیز در دورهای تعیین خط می درخشید. او میتوانست در یک دور تمام ظرفیت خودرو را استخراج کند؛ گویی برای چند دقیقه قوانین فیزیک کمی انعطاف پذیرتر می شدند. اما ویژگی خاص او فقط سرعت نبود. سنا ارتباطى تقريباً غریزی با خودرو داشت. در باران جایی که دید کم میشد و چسبندگی پیست دائماً تغییر میکرد، او اغلب فاصله ای با رقبا ایجاد می کرد که توضیحش دشوار بود. بسیاری معتقدند سنا راننده ای نبود که خودرو را کنترل کند؛ او خودرو را احساس می کرد.
آلن پروست؛ پروفسوری که مسابقه را حل می کرد اگر سنا نماد احساس بود، پروست نماد منطق بود. لقب پروفسور اتفاقی به او داده نشد. او مسابقه را مثل یک مسئله ریاضی میدید نیازی نمی دید در هر دور سریع ترین باشد؛ کافی بود در دور آخر جلوتر باشد. پروست به شکل خارق العاده ای لاستیکها مصرف سوخت و ریسک را مدیریت میکرد جایی که دیگران برای پیروزی در یک پیچ می جنگیدند، او به فکر ۳۰ دور بعد بود. همین نگاه باعث شد چهار قهرمانی جهان کسب کند و به یکی از باهوش ترین رانندگان تاریخ تبدیل شود
مایکل شوماخر؛ راننده ای که ماشین را باز طراحی می کرد بسیاری شوماخر را صرفاً به خاطر هفت قهرمانی جهان به یاد می آورند، اما مهم ترین ویژگی او جای دیگری بود. شوماخر توانایی عجیبی در توسعه خودرو داشت. او ساعتها با مهندسان کار میکرد کوچک ترین رفتار ماشین را تحلیل میکرد و به تیم کمک می کرد خودرو را سریع تر کند. سبک رانندگی او نیز بسیار تهاجمی بود. ترمزگیری های دیر هنگام ورود خشن به پیچ و فشار بی وقفه بر رقبا باعث میشد اشتباهات کوچکی که دیگران مرتکب می شدند به فرصت هایی برای او تبدیل شوند. او فقط راننده نبود؛ بخشی از فرایند ساخت خودرو بود.
نیکی لائودا؛ مهندسی که پشت فرمان نشست لائودا شاید از نظر استعداد خام با سنا مقایسه نشود یا از نظر تهاجم با شوماخر اما چیزی داشت که کمتر راننده ای در آن سطح داشت درک فنی فوق العاده. او دقیقاً میدانست خودرو چه مشکلی دارد، چرا آن مشکل به وجود آمده و چگونه باید برطرف شود. به همین دلیل تیم هایی که لائودا در آنها رانندگی میکرد اغلب پیشرفت چشمگیری داشتند. او ثابت کرد سرعت تنها عامل موفقیت نیست؛ فهمیدن ماشین نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
لوئیس همیلتون؛ استاد مدیریت تایر در دوران مدرن فرمول یک لاستیکها نقش بزرگی در نتیجه مسابقات دارند. همیلتون یکی از بهترین رانندگان تاریخ در حفظ عملکرد تایرهاست. او می تواند با لاستیکهایی که دیگران از آنها ناامید شده اند، همچنان سریع رانندگی کند. این توانایی باعث شده بارها استراتژی های غیر ممکن را به پیروزی تبدیل کند. در کنار آن همیلتون در شرایط بارانی و مسابقات پرتنش نیز عملكرد فوق العاده ای داشته و به همین دلیل بسیاری او را کامل ترین راننده نسل مدرن میدانند
مكس ورشتپن؛ زندگی روی لبه تیغ ورشتاپن یکی از خاص ترین سبک های رانندگی دوران مدرن را دارد. او خودرویی را ترجیح میدهد که محور جلوی بسیار تیز و حساسی داشته باشد؛ خودرویی که با کوچک ترین حرکت فرمان واکنش نشان دهد. این نوع تنظیمات برای بسیاری از رانندگان بیش از حد ناپایدار است، اما ورشتاین دقیقاً در همین شرایط بهترین عملکردش را ارائه می دهد. به همین دلیل بسیاری از هم تیمی های او در ردبول برای تطبیق با خودرو دچار مشکل شده اند. سبک رانندگی او ترکیبی از جسارت دقت و اعتماد به نفس است؛ انگار همیشه چند سانتی متر با فاجعه فاصله دارد، اما هرگز به آن نمی رسد.
ژیل ویلنوو؛ حمله، حتى وقتی لازم نبود ویلنوو شاید به اندازه برخی نامهای این فهرست قهرمانی نداشته باشد، اما بسیاری از رانندگان او را یکی از محبوب ترین چهره های تاریخ می دانند. او برای هر موقعیت می جنگید؛ فرقی نمی کرد بر سر قهرمانی باشد یا رتبه هشتم سبک رانندگی او بی پروا تماشایی و هیجان انگیز بود. تماشاگران هرگز نمی دانستند در پیچ بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد و همین ویژگی او را به اسطوره ای فراموش نشدنی تبدیل کرد.
خوان مانوئل فانخيو؛ استاد دوران خطر در دهه ۱۹۵۰ فرمول یک شباهت کمی به امروز داشت. خودروها خطرناک تر بودند، ایمنی تقریباً وجود نداشت و یک اشتباه میتوانست به قیمت جان راننده تمام شود. فانخیو در چنین دورانی پنج بار قهرمان جهان شد. او به جای تهاجم بی محابا روی دقت ثبات و درک مکانیکی خودرو تکیه میکرد. بسیاری هنوز او را معیار سنجش رانندگان نسل های اولیه فرمول یک میدانند.
اول؟
❤🔥❤🔥🔥🔥🔥🔥
خسته نباشی نانازممم
سلامت باشی💝
خیلی خوب بودددددد
مرسی عزیرمممم
بوسسسسسس
بسی جالب بود🍺
مدسی عزیزم
مکس ورشتپن🗿🛐
واقعا
عالی بود خسته نباشی🔥🔥🔥🔥
مرسی عزیزم
همین تفاوت داشتن هاست که اون هارو اسطوره کرده!!!!
دقیقا
خسته نباشی دختر خانوم
فدای تو
عالی بودددد
مرسی عزیزممم