تاحالا براتون پیش اومده که توی گوگل سرچ کنید اختلال/بیماری فلان بعد ببینید بعضی از علائمش در شما هم هست و بدون اینکه به پزشک/روانشناس مراجعه کنید به خودتون بگید من این بیماری رو دارم و کلی درموردش نگران بشید؟ آره، این همون سایبرکندریا یا خودتشخیصی اینترنتیه که توی این پست قراره درموردش بیشتر بفهمیم...
این روزها اگر کسی در جایی از بدنش احساس درد یا ناراحتی کند، معمولاً اولین کاری که می کند این است که سراغ اینترنت می رود و درباره ی علائمی که در خود می بیند جستجو می کند تا متوجه شود دلیل درد یا ناراحتی اش چه چیزی می تواند باشد. این کار گاهی باعث می شود شک و تردیدها و افکار ناخوشایندی که ذهن تان را به خود مشغول کرده اند فوراً از بین بروند و از طرفی دیگر، بیشتر افراد می دانند حتی اگر چیزهایی که در اینترنت خوانده اند نظر افراد متخصص بوده باشد، باز هم این اطلاعات نمی توانند جای تشخیص یک پزشک حرفه ای را بگیرند. اما افرادی که گرفتار بیماری «سایبرکندریا» هستند، معتقدند این جستجوهای اینترنتی کافی هستند، به همین خاطر عادت می کنند هر «نشانه» ی احتمالی ای را در اینترنت جستجو کنند تا شخصاً مشکل خود را تشخیص دهند.
این روزها پزشکان دائماً با بیمارانی مواجه می شوند که صرفاً به خاطر آنکه سردرد دارند، ادعا می کنند دچار تومور مغزی شده اند. علت این پدیده، تشخیص خودسرانه ای است که این افراد بعد از جستجو درباره ی نشانه ها و بیماری ها در اینترنت به آن رسیده اند. سایبرکندریا نوعی بیماری است که در اثر آن، افراد بعد از جستجوهای اینترنتی ای که صرفاً طبق معیارهای خودشان انجام می دهند، رو به خود تشخیصی می آورند و به این نتیجه می رسند که به بیماری ای مبتلا هستند که در اغلب موارد هم بیماری حادی است. این مسأله اضطراب آن ها را افزایش می دهد و کار را برای متخصصان حوزه ی درمان پیچیده تر می کند.
حالا علائم سایبرکندریا چیه؟ -جستجوی مکرر و اجباری: گذراندن ساعات طولانی در اینترنت برای جستجوی علائم، بیماریها و درمانهای احتمالی، حتی پس از اطمینان خاطر از سوی پزشکان. این جستجوها اغلب به صورت پنهانی یا با احساس گناه انجام میشوند. -باور به بدترین سناریوها: هرگاه علائم جزئی مانند سرفه، خستگی یا سردرد را تجربه میکنید، بلافاصله آن را نشانه یک بیماری جدی و کشنده (مانند سرطان، اماس یا بیماریهای قلبی) میدانید. -عدم رضایت از اطمینانبخشی: حتی پس از معاینه توسط پزشک و دریافت نتایج آزمایشات نرمال، همچنان قانع نمیشوید و به جستجو در اینترنت ادامه میدهید تا "مدرک" بیشتری برای نگرانی خود پیدا کنید.
-تمرکز بیش از حد بر علائم بدنی: کوچکترین احساسات و تغییرات در بدن خود را زیر ذرهبین قرار میدهید (مانند تغییر در ضربان قلب، درد خفیف، لرزش عضلانی) و آنها را به سرعت به بیماریهای خطرناک نسبت میدهید. -اختلال در زندگی روزمره: نگرانیهای شما در مورد سلامتی، بر خواب، کار، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی کلی شما تاثیر منفی میگذارد. به عنوان مثال، ممکن است از شرکت در فعالیتهای اجتماعی به دلیل ترس از بیماری خودداری کنید یا نتوانید روی کار تمرکز کنید. -اشتراکگذاری مداوم نگرانیها: دائماً در مورد علائم و بیماریهای احتمالی خود با دوستان و خانواده صحبت میکنید و به دنبال تایید نگرانیهایتان هستید. -کاهش اعتماد به پزشکان: پس از جستجوهای اینترنتی، ممکن است به تشخیص پزشک خود بیاعتماد شوید و حتی در مورد توصیههای درمانی آنها شک کنید. -تغییرات رفتاری: ممکن است رژیم غذایی یا فعالیتهای روزمره خود را به شدت تغییر دهید یا از موقعیتهایی که فکر میکنید شما را در معرض خطر بیماری قرار میدهند، دوری کنید.
این اختلال چرا رخ میده؟ -خطای شناختی "سوگیری تاییدی": مغز انسان تمایل دارد به اطلاعاتی توجه کند که باورهای فعلی او را تایید میکند. فردی که نگران یک بیماری خاص است، در میان انبوه اطلاعات اینترنتی، بیشتر به نتایج و مقالاتی توجه میکند که ترس او را تایید میکنند و سایر اطلاعات را نادیده میگیرد. -حلقه بازخورد اضطراب و جستجو: جستجو در اینترنت در ابتدا میتواند به نظر یک راهکار برای کاهش اضطراب بیاید ("اگر بدانم چه مشکلی دارم، میتوانم آن را حل کنم"). اما در واقعیت، اطلاعات زیاد و اغلب متناقض اینترنتی، اضطراب را تشدید میکند. این اضطراب تشدید شده، فرد را به جستجوی بیشتر سوق میدهد و این چرخه معیوب ادامه مییابد. -عدم قطعیت و نیاز به کنترل: بیماری و سلامت، حوزههایی پر از عدم قطعیت هستند. انسان ذاتاً نیاز به کنترل دارد و جستجو در اینترنت میتواند حس کاذب کنترل بر سلامتی را به او بدهد. اما این کنترل کاذب، اغلب به جای آرامش، منجر به وسواس و اضطراب بیشتر میشود.
-اطلاعات گمراهکننده و عدم تخصص: اینترنت پر از اطلاعات پزشکی غیردقیق، اغراقآمیز یا نامربوط است که توسط افراد غیرمتخصص نوشته شدهاند. فرد بدون دانش پزشکی کافی نمیتواند اعتبار منابع را تشخیص دهد و به راحتی قربانی اطلاعات غلط میشود. -وجود اضطراب زمینهای: افرادی که از قبل مستعد اضطراب، وسواس یا افسردگی هستند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به سایبرکندریا قرار دارند. اینترنت به عنوان ابزاری برای تخلیه یا تقویت این حالات ذهنی عمل میکند. -تمرکز بیش از حد بر خود: در برخی موارد، سایبرکندریا میتواند نشانهای از مشکلات عمیقتر روانشناختی باشد که فرد به جای مواجهه با آنها، توجه خود را به نگرانیهای جسمی معطوف میکند.
سایبرکندریا، مانند هر بیماری روحی دیگری، پیامدهایی دارد که افراد مبتلا به خود را درگیر آن ها می کند. برخی از پیامدهای جستجوی وسواس گونه درباره ی بیماری ها عبارت است از: ۱- افزایش میزان اضطراب: تجزیه و تحلیل مکرر بیماری ها باعث می شود افراد مبتلا به سایبرکندریا از اطلاعات اشباع شوند و درمورد بیماری هایی که احتمالاً هرگز به آن ها مبتلا نخواهند شد، بیشتر از آنچه که باید احساس نگرانی کنند. ۲- مصرف خودسرانه ی دارو و کنار گذاشتن روش های درمانی تجویز شده: بعضی افراد مبتلا به سایبرکندریا دست به خود درمانی می زنند و از روش های درمانی ای استفاده می کنند که در اینترنت درباره ی آن ها خوانده اند، بدون آنکه هیچ مشورتی با پزشک داشته باشند. بعضی دیگر از این افراد هم آنچنان از تشخیص خود مطمئن هستند که خودسرانه مصرف داروهایی که پزشک برایشان تجویز کرده را قطع می کنند. چنین کارهایی سلامت جسمانی آن ها را در معرض خطر قرار می دهد.
۳- ابتلا به «خود بیمار پنداری»: قرار گرفتن بیش از اندازه در معرض اطلاعات اینترنتی در مورد بیماری ها و ترس شدید از ابتلا به یکی یا تعدادی از این بیماری ها، باعث می شود شخص مبتلا به سایبرکندریا، دچار «هیپوکندریا» یا خود بیمار پنداری (توهم بیماری) هم شود. ۴- ابتلا به «بیماری هراسی»: «نوزو فوبیا» یا بیماری هراسی، فوبیایی شایع در میان دانشجویان رشته ی پزشکی است چون آن ها دائماً در حال دریافت اطلاعات درباره ی بیماری ها هستند. افراد مبتلا به سایبرکندریا هم می توانند به این فوبیا دچار شوند. بیماری هراسی می تواند ترس و اضطرابی که این افراد از بیمار شدن ناگهانی خود دارند را تشدید کند.
مانند هر بیماری روحی دیگری، درمان افراد مبتلا به سایبرکندریا هم باید به شیوه های روانشناختی صورت گیرد. خانواده و دوستان این افراد باید به آن ها کمک کنند که متوجه شوند بدن آن ها واقعاً سالم است و مشکل خاصی ندارد. حمایت خانواده و حضور آن ها در جلسات روان درمانی تأثیر به سزایی در کمک به این افراد در غلبه به بیماری سایبرکندریا دارد. در موارد حاد، استفاده از داروهای مخصوص هم روند بهبودی را تسهیل می کند. به خاطر داشته باشید که هرگز نباید صرفاً از روی چیزی که در اینترنت می خوانید، نتیجه گیری کنید و دست به خود تشخیصی بزنید. اگر چیزی باعث نگرانی تان شده، تعلل نکنید و به پزشک مراجعه کنید. این کار بهتر از آن است که با اضطراب و ترس از بیماری ای که اصلاً به آن مبتلا نیستید زندگی کنید.
یک سری کار ها هم هست که خود کسایی که این اختلال رو دارن میتونن برای جلوگیری ازش انجام بدن: -محدود کردن زمان جستجو: برای خودتان قوانینی تعیین کنید؛ مثلاً فقط ۱۵ دقیقه در روز به جستجوی اطلاعات پزشکی بپردازید و از آن فراتر نروید. از ابزارهای محدود کننده زمان صفحه نمایش استفاده کنید. -فقط به منابع معتبر رجوع کنید: اگر مجبور به جستجو هستید، تنها به وبسایتهای پزشکی معتبر و مورد تایید (مانند وبسایتهای دانشگاههای علوم پزشکی، سازمان بهداشت جهانی، یا کلینیکهای شناخته شده) مراجعه کنید. از وبلاگها، انجمنهای عمومی و سایتهای خبری زرد پرهیز کنید. -مشاوره با متخصصین: به جای خودتشخیصی از طریق اینترنت، در صورت نگرانیهای سلامتی، مستقیماً به پزشک مراجعه کنید. پزشک متخصص میتواند اطلاعات معتبر و متناسب با شرایط شما را ارائه دهد و اضطراب شما را کاهش دهد.
-تقویت مهارتهای مدیریت اضطراب: تمرینات تنفسی عمیق، مدیتیشن، یوگا و سایر تکنیکهای آرامشبخش میتوانند به کاهش اضطراب عمومی شما کمک کنند و چرخه سایبرکندریا را بشکنند. -به چالش کشیدن افکار منفی: زمانی که افکار نگرانکننده در مورد بیماری به ذهنتان خطور میکند، آنها را به چالش بکشید. از خود بپرسید: "آیا مدرک واقعی برای این نگرانی وجود دارد؟" یا "آیا این فقط یک فکر است یا یک واقعیت؟" -تمرکز بر سلامت عمومی: به جای تمرکز بر بیماریهای احتمالی، بر حفظ و ارتقاء سلامت خود تمرکز کنید. رژیم غذایی سالم، ورزش منظم، خواب کافی و دوری از استرس میتواند به شما احساس کنترل بیشتری بر بدنتان بدهد.
اگر بخوام یه خلاصه از چگونگی درمان این بیماری بهتون بگم: با تغییر الگوهای رفتاری، محدود کردن زمان جستجو و تمرین تکنیکهای مدیریت اضطراب، میتوان علائم سایبرکندریا را تا حد زیادی کاهش داد. با این حال، در موارد شدیدتر که زندگی فرد را مختل کرده است، کمک حرفهای از یک روانشناس یا روانپزشک، به خصوص از طریق درمان شناختی-رفتاری (CBT)، اغلب ضروری و موثرتر است. و اینکه سایبرکندریا به خودی خود یک اختلال روانی مجزا در طبقهبندیهای رسمی پزشکی نیست، اما به عنوان زیرمجموعهای از اختلال اضطراب بیماری (هیپوکندریا) یا نوعی رفتار وسواسگونه مرتبط با اضطراب تلقی میشود. پیامدهای آن بر سلامت روان فرد بسیار واقعی و جدی هستند.
یهچیزی... من هرچی صفحه رو رفرش میکنم پوستر یافت نمیشهکمککک 😭🤡
نتتون مشکل داره
من نه به گوگل و نه به دکتر اعتقادی ندارم، معتقدم خودم خود به خود خوب میشم "مدیونید فکر کنید از آمپول میترسم!"
😂😂😂
به لیست برترین ها افزوده شد..
مرسیی
پسسس... یعنی دارن در واقع حقیقت رو میگن که اختلال دار-🥀
سایبر کندریا
اسمش خیلی باحاله😂
واو جالبه
مادربزرگ منم ایمقدر سرچ میزنه تا به مریضیاش اضافه کنه ولی بنده خدا هیچیش نیست همش استرس میگیره😞🎀
عالیی بود
تو اسمش آب روغن قاطی کردم 🥀