ژانر وحشت ، بی شک طرفداران خاص خودش رو دارد ، اما از دید کسانی که این ژانر رو دوست ندارند... این ژانر فقط خلاصه میشه تو خشونت و ترس و وحشت ، اما این فیلم هایی که توی این لیست بهتون معرفی میکنم کلا این زاویه دید رو تغییر میدن و نشون میدن فیلم های ترسناک هم داستان های خاص خودشون رو دارن ! کاربر SIR 💎
کشتار با اره برقی در تگزاس (۱۹۷۴) قطعا فیلم کش*تار با اره برقی در تگزاس یکی از مو به تن سیخ کننده ترین فیلمی است که میتونیم بگیم و شخصیت اصلی این فیلم لدر فیس ( leather face) یا همون صورت چرمی است. داستان از جایی شروع میشه که یه گروهی از جوانان به تگزاس در یک روستایی سفر میکنند و کم کم اتفاقای ترسناکی برای اونها میافته که حس میکنن تحت تعقیب هستند ، انها با خانواده ی عجیبی اشنا میشوند که اون خانواده حرف های غیر اخلاقی ای به ان ها میزدند . لدر فیس هم که پیش این خانواده بود کم کم با دیدن اون جوانا عصبانی میشه و کارشو شروع میکنه . با یه ماسک چرمی و یه اره برقی اهنی ، میتوان اورا وحشی ترین و خطرناک ترین کاراکتر دنیای وحشت توصیف کرد که البته دلیل دیوانه بودن او مشخص نیست ، برخی از طرفداران میگویند چون توسط خانوادش زیاد ترد شده اینطوری شده بعضی افراد هم میگویند او کلا از این کار لذت میبرد . اما اگر روحیه ضعیفی دارید خیلی فیلمی نیست که بشه پیشنهاد کرد چون این فیلم از گرافیک های خشونت آمیز زیادی برخوردار است . 🔺دیالوگ معروف : من نمیتونم از کشتن لذت نبرم. فقط یه سری کارها هست که باید انجام بدی. منظورم این نیست که حتماً باید ازش خوشت بیاد.
فردی کروگر ، شخصیت محبوب ژانر وحشت که با چنگ های اهنی اش قربانی هایش را شکار میکند . داستان فیلم کابوس در خیابان الم در مورد نانسی تامپسون و گروهی از دوستانش است که در خیابان الم زندگی میکنند ، انها یک مشکل مشترک دارند که ازارشان میدهد و مشکلشان این است که هرشب موقع ی خواب کابوس های وحشتناکی میبینند که شخصی به نام « فردی » انها را دنبال میکند و در نهایت وقتی به بن بست میرسند انها را با چنگ های اهنی میک.شد . بعد از چند وقت ، کابوس ها وحشتناک تر و بدتر میشد طوری که وقتی بیدار میشدند درد را واقعی حس میکردند...! بعد از کابوس ها ، تعدادی از دوست های نانسی به طور نامعلوم ناپدید میشوند طوری که پلیس ها هم در دوربین ها هیچ چیزی مشاهده نکردند. نانسی دیگه حالش بد میشه و تصمیم میگیره بره دنبال قضیه... این فیلم با کم ترین هزینه ها و امکانات پشت صحنه، در آن زمان ترسناک ترین فیلم نامیده شد ! 🔺دیالوگ معروف : نانسی تامپسون: من اون یارو رو تو خوابم گرفتم. تو دیدی که دارم تقلا میکنم، پس بیدارم کردی. هر دو اومدیم بیرون، تو اون عوضی رو زدی و ما گرفتیمش. دیگه زندگیمون مسخره شده... باید یه کاری بکنیم!
یکی از اون دسته فیلم هایی که باعث میشه تا چند شب خوابتون نبره! داستان فیلم لبخند در مورد یک دکتر روانپزشک به نام رز کوتر است که شاهد مرگ وحشتناک یکی از بیمارانش بوده است. مرگی که باعث میشود او نیز کمکم اتفاقات عجیبی را تجربه کند! سرانجام دکتر رز متوجه موضوع عجیبی میشود؛ مرگ بیمارش، یک نفرین ترسناک است که از شخصی به دیگری منتقل میشود و حالا او قربانی بعدی این نفرین است. تنها یک شخص از این نفرین جان سالم به در برده است و حالا دکتر رز به دنبال پیدا کردن اوست تا راز فرار از نفرین را پیدا کند... این نفرین عجیب ، یک چیزی است که حتی اگر بخواهیم هم نمیتوانیم توضیح دهیم ، چیزی مانند یک لبخند بی پایان شیطانی . یک فکت جالب: لبخندهای فیلم همگی طبیعی هستند و با جلوههای ویژه تقویت نشدهاند. استودیو حتی درخواست کرد که آیا میتوان آنها را تغییر داد، اما پارکر فین به حرف خود پایبند ماند زیرا میخواست آنها بر اساس حس ترسناکی که دارند، ساخته شوند. 🔺دیالوگ معروف : یک لبخند گرم، زبان جهانی مهربانی است.
مایکل مایرز ، یکی دیگر از شخصیت های معروف دنیای ترسناک . در فیلم هالووین ،او از بچگی تو یک خانواده ی فاسد بزرگ شده و اولین قت•ل خودش رو توی هالووین سال ۱۹۶۳ وقتی فقط ۶ سال دارد ،روی یکی از اعضای خانواده انجام میدهد. ۱۵ سال بعد ، روانپزشک مایکل و یکی از همکارانش به اسایشگاهی که مایکل در ان مانده میروند اما وقتی از ماشین پیاده میشوند ... فیلم هالووین تنها در ۲۱ روز در بهار ۱۹۷۸ فیلمبرداری شد. این فیلم با بودجه ناچیز ۳۰۰۰۰۰ دلار ساخته شد و تا زمان اکران در سال ۱۹۹۹، به پرفروشترین فیلم مستقل تاریخ تبدیل شد. تا الان مایکل مایرز توسط ۷ بازیگر به تصویر کشیده شده. مایکل مایرز به طور کلی یک شخصیت خاص و یک قاتله که میشه گفت نسبتا درونگراست و درد های زیادی رو تو کل زندگیش تحمل کرده. دیالوگ معروف : اون فقط شب ها میاد بیرون .
هالووین به پایان میرسد یک فیلم بسیار خوش ساخت که باز هم از کاراکتر مایکل مایرز در ان استفاده شده است ، یک فیلم بسیار هیجان انگیز از سری فیلم های هالووین است . از انجایی کاراکتر مایکل مایرز رو کامل توضیح دادیم دیگر نیازی به توضیح نیست! این فیلم از اواخر هالووین شروع میشود که در این هنگام ، مایکل مایرز ناپدید شده است ( داستان این فیلم در فیلم های دیگر هالووین جریان دارد) پسر ۲۱ ساله ای از یک بچه نگهداری میکند که به عنوان شوخی اون کودک رو در زیر شیروانی حبس میکند ، وقتی که والدین بچه میرسند ، این پسر به سرعت میره که بچه رو بیاره بیرون اما موقع ی باز کردن در با صحنه ی عجیبی روبرو میشه ... ( اسپویل نمیشه) همه چیز گردن همین پسر ۲۱ ساله میافتد اما پس از سالها بازداشتگاه برای ان پسر ... به قتل های مایکل مایرز ، همان قاتل معروف که ناپدید شد ، نگاه میاندازند و میبینند بسیار شبیه این موضوع است... این فیلم جذابی است که ارزش دیدن برای طرفدارای ژانر وحشت دارد . 🔺دیالوگ معروف : میدونی ، در دنیا دو نوع شر وجود داره . شری که وجود خارجی داره و دنبال اینه که رفاه تو و اتحادت رو بگیره ، دومی هم شریه که درون خودته.
هرکسی که ژانر وحشت رو دوست داره بی شک گوست فیس هم دوست داره؛ داستان فیلم جیغ از شهر کوچکی به نام وددزبورو شروع میشود که یک قاتل روانی به نام صورت روحی یا (Ghostface)آن مکان را به شیوه ی مرموزی تحت تهدید قرار داده ، بیشتر اهالی شهر از این تهدید ترسیدند اما بیشتر افراد فکر کردند که یک شوخی بی مزه است. اما بعد از چند روز اتفاقاتی در آن شهر میافتد که افراد متوجه میشوند این صرفا یک شوخی نبوده... از اتفاقاتی که افتاد میتوان به ناپدید شدن برخی افراد ، یک فردی پیام بده به پلیس و بگه یک قاتل توی خونه اومده و بعدش سریع بگه قاتل رفت ( قاتل این پیام رو از قصد میداده ) . بعد از این اتفاقات ، فیلم تمرکز را روی گروهی از دانش اموزان میبرد که میخواهند این فرد را بگیرند و تحویل پلیس دهند تا قتل های بیشتری اتفاق نیافته. پس از اتفاقات عجیبی ، این گروه دانش اموزان متوجه میشوند که که قاتل یک نفر نیست ! حالا قاتل چند نفره؟ در طول این مجموعه، تا به امروز، ۱۲ قاتل مرد (۱۱ نفر در فیلم، ۱ نفر در سریال) و ۶ قاتل زن (۵ نفر در فیلم، ۱ نفر در سریال) وجود داشته است که در مجموع ۱۶ قاتل Ghostface وجود دارد و طبق چیزی که گفتم این قاتلان نسبت دوری باهم دارند، برخی همینجوری عضو گروه شدند ، برخی باهم رفیق بودند و برخی هم از ان ها حتی فامیل بودند. گوست فیس با یک ماسک ، یک چاقو و یک لباس مشکی عجیب مثل چادر ، به یک قاتل سریالی حرفه ای تبدیل شده است . 🔺۲ دیالوگ معروف : + تو هیچوقت اسمتو نگفتی - چرا باید اسممو بهت بگم؟ + چون میخوام بدونم کیو میکشم . دیالوگ ۲ : فیلم های ترسناک دوست داری
پنی وایز ! دلقک ترسناکی که همیشه دنبال انتقام است... داستان فیلم آن در تابستان ۱۹۸۹ رخ میدهد، شهر کوچک دری در ایالت مین به صحنهای از ناپدید شدنهای اسرارآمیز کودکان تبدیل میشود. گروهی از نوجوانان، که خود را باشگاه بازندگان مینامند، به دنبال کشف راز این اتفاقات، با موجودی شیطانی به نام پنیوایز روبهرو میشوند. این دلقک، که هر ۲۷ سال یکبار بیدار میشود، از ترسهای درونی قربانیانش تغذیه میکند. اعضای باشگاه بازندگان باید با ترسهای شخصی خود روبهرو شوند و با هم متحد شوند تا این موجود مخوف را شکست دهند. اما آیا شجاعت آنها برای مقابله با چنین نیروی تاریکی کافی خواهد بود؟ این داستان ترکیبی از وحشت، دوستی و شجاعت را به نمایش میگذارد. افرادی که داستان قبل فیلم را نمیدانند فکر میکنند این دلقک منفور است ، اما تا حدودی میشه کفت ، نه. او از بچگی توسط همه مسخره میشده و چون هدفش تبدیل شدن به یه دلقک سیرک بوده، همه اورا مسخره میکردند و پشت سرش حرف میزدند. دیالوگ معروف : تو هم شناور خواهی شد
جیسون ورهیز ، قاتلی با شرافت یا یک وحشی روانی؟ بی شک جیسون ورهیز یکی از برترین کاراکتر های دنیای ژانر وحشت است و میتوانیم بگوییم بر خلاف ظاهر ترسناکش، انسانیت دارد. در بدن رو روح یک پسر اسیب دیده وجود دارد... داستان از این قرار است که در یک اردوگاه تابستانی که تمام بچه های مدرسه در ان هستند ، انها یک پسر کوچک و بی دفاعی را میخواهند اذیت کنند که اورا در رودخانه ای میاندازند ، برخلاف باورشان رودخانه در کنار یک ازمایشگاه بوده است و اب ان رودخانه با اسید ترکیب شده بود... ان بچه ها فرار میکنند ، اما کودکی که در ان رودخانه بسیار اسیب دیده بود و بدشکل شده بود ، وقتی که بیدار میشود ، تغییر میکند ، میفهمد که مادرش بخواطر ترس گم شدنش مرده ، و از خودش یک هیولا برای انتقام میسازد ، جثه ی بزرگ ، نامیرا و جاودانه لقب های او هستند. در هر صورت نمیتوان جیسون را «بدجنس» نامید ، او در کودکی بسیار اسیب دیده بود، با این حال به هرکسی از جمله ، بچه ها، افرادی که کاری باهاش ندارند و مسخره اش نمیکنند را نمیکشد ، و افرادی که با جیسون مبارزه میکنند ، جیسون به نشانه ی احترام ان هارو بدون ترس یا درد میکشد و حتی به جنا.زه ی انها احترام هم میگذارد . بی شک یکی از برترین فیلم هایی هست که هرکسی باید ببینه. 🔺دیالوگ معروف : هیچ وقت دوتا چیز که باهم جور باشند پیدا نمیکنید ، یا ژله دارید بدون شکر ، یا نون دارید بدون برگر و یا زندگی دارید بدون عدالت
فیلم غارتگر با ژانر وحشت و ماجراجویی ، با بازی بی نظیر ارنولد شوارتزنگر . داستان فیلم غارتگر در مورد گروهی از نیروهای ویژه آمریکایی است که ماموریت نجات چندین سرباز اسیر شده آمریکایی به آنها واگذار میشود. سرگرد آلن شیفر به همراه گروهی از سربازان منتخبش راهی جنگلهای انبوه در آمریکای مرکزی میشوند تا همرزمان خود را از دست دشمن آزاد کنند. اما آنها در این جنگل با موجودی ناشناخته و نامرئی مواجه میشوند که از سیاره دیگری به زمین آمده است. افراد این گروه یکی پس از دیگری توسط این موجود فرازمینی شکار میشوند تا اینکه... هیولای معروف این فیلم yautja یا همون غارتگر ، بعد از این فیلم در بیشتر بازی ها و فیلم ها و انیمیشن های ساخت طرفداران ، با کاراکتر پردازی بی نظیرش ترکوند . 🔺دیالوگ معروف : پانچو: ضربه خوردی! داری خونریزی میکنی، مرد! بلین: من وقت خونریزی ندارم.
درخشش ، فیلمی با بازی بی نظیر جک نیکلسون و کارگردانی خلاقانه ی استنلی کوبریک ... فیلم درخشش قصهای از تلاقی جنون و وحشت در هزارتویی از یخزدگی و خیالات تاریک است؛ داستانی که بیش از یک قصهگویی ترسناک، مانند سفری کابوسوار به قلب تاریکی میباشد. داستان فیلم درخشش به ماجرای زندگی جک تورنس میپردازد. او نویسندهای ناامید و پدر خانوادهای است که به دنبال فرصت و آرامشی برای نوشتن رمانش، مسئولیت نگهبانی هتلی دورافتاده در کوهستانهای کلورادو را قبول میکند. این هتل در فصول سرد سال خالی از سکنه میشود و خانواده تورنس برای چندین ماه تنها ساکنان آن میشوند. اما این تنهایی قرار نیست آرامشبخش باشد. بهزودی، جک در میان راهروهای بیپایان هتل، اسیر تصاویر و صداهایی نگرانکننده میشود که به نظر میرسد او را به تدریج به مرزهای جنون میکشانند. چند مسافر به ان هتل میایند اما مسافران افرادی نبودند جز... این فیلم رو حتی نمیشه توضیح داد... فقط باید دید. دیالوگ معروف : اتفاقات وحشتناکی در دنیا رخ میدهد، و چیزهایی هستند که هیچکس نمیتواند توضیح دهد.
فیلم حس ششم ، ترکیبی از ژانر وحشت ، معمایی و راز الود است ... بی شک یک فیلم با پایانی غیر منتظره و بسیار گیج کننده است ... اگر کودکی که هیچ درکی از حقیقت و دروغ ندارد، رازی را با تو در میان بگذارد، باورش میکنی؟ این سوال، مخاطب را به قلب فیلم سینمایی حس ششم میکشاند؛ داستان فیلم حس ششم دربارهی کودکی است که دیدگاهی فراتر از سن و سالش دارد. کول سیر، پسر بچهای که ظاهری آرام و معصوم دارد، با مسئلهای مواجه شده که از تصور بسیاری از انسانها فراتر است؛ او میتواند ارواح را ببیند و حتی با آنها ارتباط برقرار کند و طبق گفته ی خودش انها درخواست های عجیب مانند ( قاتل مارو پیدا کن و یا کمکمون کن) میکنند. بی شک طرفداران ژانر وحشت و هر ژانر دیگه ای باید این فیلم فوق العاده را حداقل ۱۰ بار تماشا کنند! 🔺دیالوگ معروف : میای یه بازی کنیم؟ این بازی اسمش بازی ذهن خوانی هستش
مگه میشه آلفرد هیچکاک فیلمی بسازه و بد از آب در بیاد؟ یک منشی مرکز املاک از کارفرمای ثروتمند خود بدون اینکه کسی چیزی بفهمد ۴۰ هزار دلار دزدیده و به شهری که نامزدش در آن زندگی میکند میرود ، اما در حین این مسیر پر ترافیک در وسط راه به یک هتل نسبتا خلوت و دور افتاده برای استراحت شبانه میرود . اون هتل توسط یک مادر و پسرش مدیریت میشود اون زن منشی ، ابتدا اصلا چیز عجیبی برایش اتفاق نیافتاد و از خدمات راضی بود، اما کم کم داشت میترسید غافل از اینکه چه اتفاقاتی در انتظار او است . آلفرد هیچکاک در این فیلم به طرز خلاقانه ای ژانر وحشت _ معمایی و عاشقانه را ترکیب کرده است. اگرچه هیچکاک روانی را با کمترین هزینه ممکن و با تم سیاه و سفید ساخت اما هیچ یک از آثار های جهانی ژانر وحشت نتوانست به پای آن برسد و لازم به ذکر است که این فیلم یک پایان مخوف و راز آلود دارد 🔺دیالوگ معروف: فکر میکنم همه ما در تلههای شخصی خودمان گرفتار شدهایم، در آنها گیر افتادهایم و هیچکدام از ما هرگز نمیتوانیم از آنها بیرون بیاییم. چنگ میزنیم و چنگ میزنیم، اما فقط به هوا، فقط به یکدیگر، و با این وجود، هرگز یک اینچ هم تکان نمیخوریم. ماریون کرین: گاهی اوقات عمداً وارد این تلهها میشویم. نورمن بیتس: من در تلههای خودم به دنیا آمدم
فیلم دیگران ( OTHERS) با بازی فوق العاده ی نیکول کیدمن، بهترین فیلم ترسناکی که دوستاران این ژانر و حتی ژانر های دیگه اگر نبیننش به معنای واقعی کلمه ضرر کردند. داستان این فیلم در روز های پایانی جنگ جهانی دوم رخ میدهد و درباره ی زنی است که در یک عمارت بزرگ و تنها بدون هیچ همسایه ای ، کنار یک قبرستان با دو فرزندش زندگی میکنند ؛ این دو فرزند از وقتی به دنیا امده اند یک مشکل عجیب داشتند که هیچ درمانی برای انها وجود نداشت، انها نمیتوانستند نور مستقیم افتاب را تحمل کنند و مادر این دو فرزند هم که از این موضوع رنج میبرد به هیچ وجه نمیتوانستد بیرون از خانه برود ، این فیلم ابتدا بسیار داستان یکنواخت و حوصله سر بری داشته اما بعد از یک اتفاق عجیب ... پسر خانواده ادعا میکند که در خانه ی انها یک روح وجود دارد و از پسر درخواست های عجیبی دارد ... این فیلم غیر منتظره ترین پایان تاریخ سینما رو داره و برای همین حداقل سه بار برای کامل فهمیدن این فیلم باید اونو ببینید. دیالوگ معروف : اگه الان مرده اید... لطفا مارو اینجا تنها بزارید، لطفا مارو تنها بزارید !
پس جن گیر کو؟😔
خوب بود 😻💕
هیچی مث Exorcist و the conjuring نمیشه
انابل هم خوب بود
ایت دلقک
عالی بود
فیلم جیغ با اونی که جنا اورتگا بازی کرده، فرق داره؟
عالییی بود، وای دیروز تو کتابفروشی کتاب «آن» رو دیدم🫠 اینقدر زیاده تموم نمیشه😆
ولی آیت واقعا ترسناک نبود و از اونجایی که ع........اشق بازیگر پنی وایزم تا اینکه بترسم بیشتر لذت بردم و اینکه واقعا رفاقت بچهای ایت چه دوتا مستقلش و چه سریالش که بازیگران فرق نمیکنن واقعا قشنگ بود که همراه هم بودن و ....
ایت قشنگه من دیدم و صحنه بkش بkش زیادی نداره بیشتر کارکتر هاش و وایب و فاز فیلم ترسناک تره ولی اگه از خون میترسید نبینید
همشون واقعا خیلی عالی بودن ولی من خیلی از جیغ نترسیدم بیشتر به خاطر صحنه های یهویی به نظرم جالبه
عالی بود.😁🌸✨
عشقی