درود به همگی . شاید راجع به بیماری طاعون شنیده باشید. اما تاکنون کسی به موضوع طاعون رقص نپرداخته . توی این پست قصد دارم که شما رو با این پدیده تاریخی عجیب که در اروپا اتفاق افتاد آشنا کنم .
توی اولایل تابستان ، ماه جولای سال ۱۵۱۸ در شهر استراسبورگ روز گرم و سنگینی از تابستان بود . در این حین زنی به اسم فراو، ناگهان وسط خیابان شروع به رقصیدن کرد . اما این رقص یک رقص معمولی نبود. او نه موسیقی در پس زمینه داشت و نه دلیلی برای شادی کردن و عجیبتر از همه اراده ای برای توقف نداشت. شاهدان پس از این گفتند هنگامی که به زمین میخورد دوباره بلند میشد و ادامه میداد و این وضعیت ۶ روز ادامه داشت
پس از چند روز به طرز عجیبی افراد دیگر هم دچار همین وضعیت شدند. در ابتدا ۳۴ نفر سپس ۱۰۰ نفر و تا پایان ماه حدود ۳۰۰ نفر بدون وقفه رقصیدند ! پاهای رقصندگان متورم و خ.نین شده بود برخی از گرما و کم آبی از هوش رفتند اما با وجود همه اینها باز هم میایستد و دوباره میرقصیدند.
شاید براتون سوال شده باشه که مسئولان در اینباره چیکار کردند ؟ مسئولان شهر فکر میکردند این بیماری رقص نوعی ناراحتی جسمانی است و باید بیماران را تا حد امکان برقصانند تا انرژی بد از بدنشان خارج شود. اما متاسفانه این پدیده اینطور نبود که آنها فکر میکردند. مسئولان سکوی رقص ساختند ، گروه موسیقی استخدام کردند و حتی رقصندههای حرفهای برای همراهی با بیماران دعوت کردند ! اما در نتیجه چه شد ؟ تعداد مبتلایان بیشتر شد، نه کمتر. این کار مانند ریختن بنزین بر روی آتش بود!
علل اصلی این اتفاق هرگز به صورت رسمی مشخص نشد . اما دانشمندان امروزی چند نظریه مطرح میکنند : قوی ترین نظریه هیستری جمعی است. در سال ۱۵۱۸ مردم استراسبورگ در قحطی ، مالیاتهای کمرشکن، فقر گسترده بیماری و مرگومیر ، خرافات مذهبی و همچنین ترس از مجازات قدیسان بهسر میبردند . این حجم از فشار میتواند باعث بروز رفتارهای غیرعادی و جمعی شود، مشابه مواردی که در قرنهای بعد هم دیده شده
برخی دیگر هم به این معتقد هستند که مردم با ارگوت مسموم شدند . این قارچ مادهای شبیه LSD تولید میکند و میتواند توهم ایجاد کند ، اما دانشمندان میگویند این مسمومیت معمولاً باعث تشنج میشود، نه رقص طولانیمدت. چندین تئوری دیگر وجود دارد ، اما این دو نظریه از دیگری آنها بیشتر مطرح شده .
بعد از هفتهها وقتی فهمیدند تشویق مردم به رقص باعث بدتر شدن اوضاع شده، مقامات تصمیم گرفتند بیماران را از شهر خارج کنند. آنها رقصندگان را به زیارتگاهی خارج از شهر بردند و در آنجا به آنها کفشهای مخصوص دادند و مراسم مذهبی آرامشبخش اجرا کردند بیماران را از جمعیت جدا کردند و همچنین موسیقی و رقص کاملا ممنوع شد و بهتدریج موج جنون فروکش کرد.
طاعون رقص فقط یک داستان و واقعه تاریخی عجیب نیست ! یک نمونه واقعی است که نشان میدهد استرس جمعی میتواند رفتارهای شدید و فیزیکی تولید کند ، باورهای مشترک یک جامعه میتواند یک پدیده واقعی بسازد و همچنین : درمان اشتباه میتواند یک بحران را هزار برابر بدتر کند.
چه باحال بود ، خسته نباشیی
راستی من تازه واردم و میشه فالوم کنی؟ منم فالوت میکنم
من اگه این وضعیت ادامه پیدا منه: