چند تا ایده باحال ولی غیرممکن که به ذهن اینجانب رسیده.
دانشمندا عروس دریایی ای رو کشف کردن که نامیراست و زمان مرگش از نو متولد میشه، نظریه من؟ چرا این عروس دریایی رو پرورش ندیم و ژنتیک این عروس دریایی رو هنگام زمان مرگش بررسی نکنیم تا ببینیم کدوم قسمتش فعاله و بعد همون قسمت رو بیرون نکشیم تا بتونم به جاودانگی دست پیدا کنیم؟ اول این ژن رو با ژن حیوانات آزمایشگاهی ترکیب می کنیم تا ببینیم نتیجه میده یا نه. اگر جواب مثبت بود روی یه انسان داوطلب آزمایش می کنیم و ممکنه نتیجه بده. اینطوری انسان ها به راحتی جاودانه میشن.
ماشین زمان؟ یه سطل آشغال ساده یا یه اتاقک همونطوری که داخل فیلما هست نمیتونه استفاده بشه. بعد فضا و زمان صاف نیست و خمیده هست، دروازه باید به صورت نیم دایره ای ساخته بشه. دور تا دورش رو از فلز های رسانا و با مقاومت بالا پوشش میدیم و همچنین گیرنده های الکتریکی روی فلز ها کار میزاریم تا الکتریسیته رو منتقل کنه. اگر به پیشرفتی دست پیدا کردیم که بتونیم یه شهاب سنگ آزمایش بسازیم میتونیم طبق نظریه مکان زمان از انرژی اون سیاهچاله استفاده کنیم و پورتالی به یه بعد دیگه باز کنیم. میتونه از ساعت برای ماشین زمان و از دستگاه مشابه برای سفر به بعد های دیگه استفاده بشه.
نقاشی های روی غار های زمان انسان های اولیه موجودات عجیبی رو نشون میده. علم اونا به مشاهداتشون محدود بوده پس هر چیزی که به نظرشون عجیب غریب و غیر طبیعی بوده رو هم باید ثبت می کردن. پس نتیجه گرفته میشه اکثر چیزایی که اونا کشیدن درسته، پس موجوداتی که ممکنه افسانه ای باشن در واقعیت وجود داشته باشن و منقرض یا پنهان شدن. طبق نقاشی ها این نتیجه ها رو راحت میشه ازشون گرفت.
میگن هر بار انسانی متولد میشه همراه اون یه ستاره متولد میشه و زمان مرگش اون ستاره هم خاموش میشه. طبق نظریه ای که میگه ما از فضا اومدیم به زمین و در واقع گونه انسان اول اصلا روی زمین نبوده میتونیم بگیم که ما در واقع فرزند ستارگان هستیم و ذره های وجودمون از اوناست؟ اگر راجب بحث ژنتیک تحقیق کنیم میبینیم که بسیاری از عنصر هایی که در بدن ما وجود داره با ستارگان مشترکه. پس خیلی هم دور از واقعیت نیست که ما از یه کهکشان دیگه به این کهکشان و به این سیاره اومده باشیم.
هر حيوونى زبان مخصوص خودشو داره، ولى يه زبان عمومى هم دارن كه ميتونن با همديگه ارتباط برقرار كنن، نه؟ پس يعنى وقتى يه شكارچى شكارش رو ميگيره اون شكار براى نجات جونش التماس مى كنه ولى شكارچى اهميتى نميده. از اون طرف مستند ساز هاى حيات وحش ميتونن مشابه دستگاهى كه اختراع كردن ( يه دستگاه اختراع شده كه اگه به گردن سگ ببندى ميتونى حرف هاشو بفهمى و ترجمه مى كنه ) رو به حيوونا ببندن تا مستند تبديل به يه فيلم بشه و فروششون كلى بره بالاتر و دو برابر هزينه اى كه پرداخت مى كنن رو بگیرن.
سلام بامبو جان. اس۲ جوابش میشه: باید اندازه انرژی مورد نیاز کار کردن ۱ سال ۷۰ موتور توربو رو روی هم بذاریم تا بتونیم ماشین زمانی بسازیم که بتونه اندازه یک مولکول دروازه رو باز کنه تازه در کسری از ثانیه از بین میره برای نگهداشتن پورتالی به این بزرگی که بتونه تو رو رد کنه و ۱ دقیقه دوام بیارد حداقل باید ده به توان پنجاه ملیون ژول انرژی داشته باشیم