در دهههای اخیر، نوجوانان و جوانان با فشارهای اجتماعی، رقابت مداوم، مقایسهی بیپایان و تأثیر گسترده شبکههای اجتماعی روبه رو هستن، این شرایط باعث ظهور الگوهایی از افکار و احساسات ناسازگار شده که الزاما به عنوان اختلال روانی رسمی شناخته نمیشن، اما میتونن بر هویت، اعتمادبهنفس، تصمیم گیری و کیفیت زندگی تاثیر عمیق داشته باشن.
حالتیه که فرد حتی با وجود شواهد واقعی از توانایی و موفقیت، احساس میکنه شایستهی جایگاه خودش نیست و دیگران رو فریب داده. در این حالت، موفقیتها به عوامل بیرونی مثل شانس نسبت داده میشن و شکستها به ضعف درونی. از دید روانشناسی شناختی، این پدیده ناشی از خطای اسنادیه؛ یعنی فرد اطلاعات مثبت دربارهی خودش رو نادیده میگیره و اطلاعات منفی رو بزرگنمایی میکنه. از نظر هیجانی، این الگو با اضطراب دائمی از "لو رفتن" همراهه. این حالت معمولا در محیطهای رقابتی، در افراد کمالگرا و کسایی که در کودکی بیشتر مورد انتقاد قرار گرفتن شکل میگیره پیامد های اون فرسودگی روانی، اضطراب عملکرد و ناتوانی در لذت بردن از پیشرفت شخصیه.
حالتی از خستگی عمیق روانی و هیجانیه که در اثر فشار طولانی مدت بدون استراحت کافی ایجاد میشه. فرد توی این وضعیت احساس میکنه انرژی، انگیزه و علاقهی خود رو از دست داده، اما همچنان مجبور به ادامه دادنه. از نظر زیستی، فعالبودن طولانیمدت سیستم استرس باعث ترشح مداوم کورتیزول میشه که به کاهش تمرکز، خستگی ذهنی و بیحوصلگی منجر میشه. از نظر شناختی، فرد به این باور میرسد که تلاشهاش بیفایدست. Burnout معمولا توی محیطهای تحصیلی یا کاری با توقع بالا و مرز نامشخص بین کار و استراحت ایجاد میشه. پیامد اون کاهش عملکرد، بیمعنایی و در برخی موارد بروز افسردگیه.
به رفتاری گفته میشه که فرد بطور مداوم اخبار منفی و تهدیدآمیز رو دنبال میکنه، با این تصور که دونستن بیشتر باعث کنترل و امنیت میشه. در عمل، این رفتار اضطراب رو افزایش میده. از دید روانشناسی یادگیری، هر خبر منفی باعث تحریک سیستم هشدار مغز میشه و ترشح هورمونهای استرس رو بالا میبره. تکرار این چرخه، مغز رو شرطی میکنه که دائما انتظار خطر داشته باشه. این الگو در شرایط ناامن اجتماعی و با دسترسی دائم به اینترنت تقویت میشه. پیامد اون اضطراب مزمن، اختلال خواب و احساس تهدید دائمیه.
حالتیه که فرد تصور میکنه دیگران تجربهها و فرصتهای بهتری دارن و اون از اونها محروم شده. این حالت معمولا در اثر مقایسهی مداوم با دیگران شکل میگیره. بر اساس نظریهی مقایسه اجتماعی، انسان ارزش خودش رو از مقایسه با دیگران میسنجه. شبکههای اجتماعی این مقایسه رو تشدید میکنن، برای اینکه فقط بخشهای مثبت زندگی افراد رو نشون میدن. در نتیجه، فرد دچار نارضایتی مزمن میشه و احساس میکنه هیچ انتخابی کافی نیست. پیامد اون تصمیمگیری ناپایدار و کاهش رضایت از زندگیه.
کمالگرایی سمی حالتیه که فرد فقط در صورت بینقص بودن برای خودش ارزش قائله. در این حالت، اشتباه کردن برابر با بیارزشی تلقی میشه. از نظر روانشناسی رشد، این الگو معمولا در کودکانی شکل میگیره که محبت رو مشروط به موفقیت دریافت کردن. در نتیجه، فرد یاد میگیره که اشتباه کردن برابر با تهدید هویتشه. این حالت باعث تعویق کارها، اضطراب شدید و ناتوانی در شروع میشه و بهجای پیشرفت، فرد در ترس از نقص متوقف میشه.
به ناتوانی در شکلگیری هویت پایدار گفته میشه. فرد نمیدونه دقیقا چه کسیه و ارزشها و خواستههای خودش رو بر اساس واکنش دیگران تنظیم میکنه. طبق نظریهی رشد اریکسون، هویت از طریق تجربهی امن و انتخاب ساخته میشه. اگر فرد دائما نگران طرد شدن باشه، بجای ساختن هویت، شروع به تقلید میکنه. پیامد این حالت احساس پوچی، وابستگی هیجانی و گم شدن در روابطه. فرد بیشتر بر اساس تایید دیگران تعریف میشه تا انتخابهای شخصی.