دلیل نمره::واقعا یک شاهکار بود و برای قسمت اخرش کلی گریه کردم ولی بهخواتر اینکه خیلی فصل پنج معلوم نبود چی شده و اصلا سریال گیج کننده شده بود و کارگردانی فصل پنجم خوب نبود داستان سریال:):: داستان راجب یک پسر به نام ویل بایرز هست که یک شب بعد مهمانی با دوستانش در حال برگشت به خانه گم میشود. و بعد از چند هفته پیدا نمیشود. دوستانش یعنی مایک ویلر،لوکاس سینکلر و داستین هندرسون تصمیمی میگرند که در جنگل به دنبال دوستشان بگردند. ان ها در ان شب یک دختر که از ازمایشگاه فرار کرده بود را پیدا میکنند که اسم ان دختر الون(در سریال ال صداش میکنند) است. تنها چیزی که این دختر را عجیب تر میکند این است که او یک قدرت ماورالطبیعی دارد. الون به کمک قدرتی که داشت توانست جایی که ویل قرار داشت رو پیدا کند، یعنی دنیای وارونه(یا آپساید داوون). و مایک،لوکاس،داستین و الون به کمک ویل میروند…
دلیل نمره:: این سریال واقعا یک شاهکار بود و جزو طولانی ترین سریال هایی بود که دیدم، البته خیلی هم داستان گیج کنندهای داشت داستان سریال:):: دو برادر به نام دیمن و استفن سالواتر در قرن ۱۹ یا ۱۸(یادم نیست) در شهر مستیک فالز با دختری به نام کاترین پیرس اشنا میشوند که خونآشام بود. این دو برادر عاشق کاترین میشود کاترین هم نمچنین عاشق این دو برادر. کاترین به این دو برادر از خون خود میداد که هر موقع این دو برادر بمیرند تبدیل به یک خوناشام بشوند. پدر این دو سالواتر بر زد خونآشام ها کار میکرد و خلاصه پدر اسن دو سالواتر کاترین رو گیر میندازه و زندانی میکنه . این دو برادر در حال رفتن و نجات دادن کاترین کشته میشوند و تبدیل به خونآشام میشوند. این دو برادر از هم جدا میشوند هر یک مسیر خود را میرود. بعد صد و خورده ای سال استفن دوباره به مستیک فالز بر میگرده و با همزاد کاترین بر خورد میکنه، یعنی الینا گیلبرت. کاترین و الینا هیچ تفاوتی در چهره نداشتن اما در اخلاق و رفتار بسیار… خلاصه الینا و استفن عاشق هم دیگر میشوند که دیمن هم بر میگرده به مستیک فالز و این مثلث عشقی ایجاد میشود…
دلیل نمره::قشنگ بود ولی خیلی کوتاه یود و اصلهذخوب تموم نشد داستان سریال:):: داستان مردی به نام هه جو است که به به روش لقاح در آزمایشگاه به وجود آمده و به دلایلی خانواده ندارد. او که کاملا طرد شده و سرگردان است، روزی متوجه میشود مبتلا به یک بیماری عجیب و لاعلاج شده و مدت زیادی نمیتواند زندگی کند. این اتفاق تغییراتی در زندگی هه جو ایجاد میکند و باعث میشود به دنبال پدر بیولوژیکی خود برود.
دلیل نمره:: خیلی خیلی خیلی مضخرف بود و چرت بود و اصلا محتوا نداشت داستان فیلم:):: داستان این فیلم درباره گروهی از دوستان است که تابستانی بیدغدغه را در کنار هم آغاز میکنند، اما خیلی زود خوشیهایشان جای خود را به ترس و تعلیق میدهد. فیلم جهنم یک تابستان با فضایی گرم و در عین حال نفسگیر، روایتگر لحظاتی است که زندگی عادی شخصیتها در چشمبرهمزدنی به کابوسی غیرقابل فرار تبدیل میشود.
دلیل نمره:: خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییللللللللللللللللللللللللللللللیییییییییییییییی قشنگ بود و واقعا محتوای تخیلیش رو خیلی خوب درست کرده بودن داستان فیلم:)::داستان فیلم درباره دختری به نام کلاری ( لیلی کالینز ) است که مثل همه دختران نوجوان آمریکایی، دغدغه های دخترانه خاص خود را دارد تا اینکه بصورت اتفاقی در یک کلاب ، شاهد وقوع یک قتل می شود. قتلی که بزودی معلوم می شود مقتول در واقع یک اهریمن بوده و نه انسان عادی! کلاری متوجه می شود که قاتلان این اهریمن، گروهی به نام « شکارچیان سایه » نام دارند که وظیفه شان حفاظت از دنیا در برابر این اهریمن های گرسنه است. اما به فاصله کوتاهی پس از درک حقیقت توسط کلاری، مادر وی مفقود می شود و کلاری متوجه می شود که مادرش هم با شکارچیان سایه ارتباط داشته و حالا او مانده و یک گروه شکارچی که باید به کمک یکدیگر ” اهریمن کَشی ” راه بیندازند!
نظرات بازدیدکنندگان (0)