درود دوستان حالتون چطوره؟ این روز ها که حال و روز ایرانمون چندان خوش نیست خواستم پستی برای ایران ساخته باشم. تاریخ ایران. منبع این پست کتاب مطالعات هفتمه ، اطلاعات دقیق چندان معیار این پست نبوده بلکه نشان دادن قدرت ایران و ایرانی در طی سال های حتی قبل اسلام بوده.
مقدمه در میان تمام جنگل ها همیشه شیر فرمانروایی می کند ، شیر عظمت دارد ، قدرت دارد ، اما همان شیر کوچک روزی گربه کوچکی بیش نبوده. آرام آرام به قدرت رسیده و این قدرت را نسل به نسل منتقل کرده . ایران نیز شیر کوچکی بیش نبود ، هر شیری به کمک احتیاج دارد تا بتواند فرمانروایی کند ! زمانی که شیر های آریایی ها وارد جنگل ایران شدند آنجا به رسمیت شناخته شد. سه قوم بزرگ آریایی، مادها ، پارس ها و پارت ها ! جنگل شیر کوچک ، ایران در دست این سلسله ها افتاده بود . اما ایران به آن ها نیاز داشت . برای قدرت ، برای رشد کردن ، برای موفقیت !
مادها ایران کوچک بود ، ضعیف بود ، هیچ کس با هم همکاری نمی کرد ، سرزمین ایران دگرگون شده بود . ایران کوچک تمام تلاشش را می کرد تا این سه قوم را کنار هم بازگرداند .گرگ های آشوری به سرزمین او حمله می کردند و از جنگل ایران چیز هایی را غارت می کردند. ایران نمی دانست چه کند . از این همه حمله و آشوب به دست آشوری ها خسته شده بود. مادها ، پارس ها و پارت ها فقط مینگریستند و هیچ کاری از دستشان بر نمی آمد . در یکی از قبایل قوم مادها شیری قوی ، خوش رفتار و عدالت خواه زندگی می کرد . او قبایل را با هم متحد کرد و دست گرگ ها را از سرزمین ایران کوتاه کرد. تمام قبایل حتی خود ایران اورا به عنوان فرمانروا انتخاب کردند. او هگمتانه را پایتخت خود قرار دهد و بک حکومت بسیار قدرتمند تشکیل داد.
هخامنشیان مدتی گذشت تا اینکه کوروش بزرگ پادشاه ماد ها را شکست داد . ماد ها فرو ریختند و هخامنشیان بر پا شدند . ایران از این بابت خوشحال بود ، جنگلش از دست قومی قوی به دست قومی قوی تر افتاده بود . او جنگل های زیادی را از آن خود کرد و قلمرو ایران را گسترش داد . پادشاهان هخامنشیان همین طور پشت سر هم می آمدند و هر کدام قدرتمند تر از دیگری . یکی از آن ها داریوش بزرگ بود ، در زمان او نابسامانی هایی شکل گرفت ، مردمانش شورش کردند ، اما ایران همچنان قدرتمند بود . داریوش با آن ها جنگید و او را شکست داد. ایران خوشحال بود . جنگلش از عظیم ترین جنگل های جهانی بود ، همه چیز خوب بود ، او قدرتمند شده بود
سلوکیان دنیا همیشه رو خوش نشان نمی دهد . هم بلندی دارد و هم پستی . شیر قدرتمند ما ایران با یونان درگیری هایی داشت ایران ضعیف شده بود ، جنگ ها بسیار سخت و خسته کننده بودند. در این میان گرگی تیز دندان نیمه شب به جنگل ایران حمله ور شد. گرگ تیز دندان اسکندر نام داشت . اسکندر مقدونی. اسکندر از ایران دل خوشی نداشت ، او یکی از یونانیان بود و برای انتقام جویی از ایران و هخامنشیان آماده بود. دشتی زیبا به نام تخت جمشید را به آتش کشید ، درختان بسیاری را قطع کرد و شیران بسیاری را از بین برد . جنگل های دیگری را تصرف کرد و در نهایت در اوج کشور گشایی و در جوانی به سزای اعمالش رسید و بر اثر بیماری در گذشت. گرگ تیز دندان معاونی داشت به نام سلوکوس . جنگل ایران به دست او افتاد و به همین علت نام این دوره سلوکیان شد. گله این شیر عطیم، ایران ، سلوکیان را بیگانه میشماردند و با آن ها مخالف بودند.
اشکانیان حالا نوبت پارت ها بود که قومی قدرتمند تشکیل دهند. رئیس قوم پارت ها که لقبش ارشک بود همه را با هم متحد کرد. ایران امیدوار شد. برخاست و همه با کمک یکدیگر سلوکیان را سر به نیست کردند. در زمان شیری قدرتمند ، مهرداد دوم جنگل ایران جنگلی قدرتمند شد. چندین قرن در کنار یکدیگر بودند و با دشمنان مبارزه می کردند . اما طولی نکشید که دوباره این دوره قدرتمند پارت ها به پایین کشیده شد
ساسانیان اردشیر بابکان سلسله ساسانیان را تاسیس کرد . او بر علیه اشکانیان قیام کرد و به آنان حمله ور شد. اشکانیان شکست خورد اما ایران همچنان پایدار بود. در زمان شاپور اول وسعت او دوبرابر گذشته شد. او والریانوس را شکست داد و اورا به اسارت در آورد. در نهایت مسلمانان ساسانیان را نابود کردند و یزدگرد سوم را به قتل رساندند. ایران بسیار قدرتمند شده بود. همچنان گرگ های جنگل های دیگر حمله ور میشدند اما قدرتش از بین نرفت .
نظرات بازدیدکنندگان (0)