بیشتر ما فکر میکنیم چشمهامون دنیا رو میبینن و مغزمون فقط تصویر رو پردازش میکنه. اما واقعیت خیلی عجیبتره: مغز تو دنیا رو «حدس میزنه» — نه اینکه مستقیم ببینه! دانشمندا به این نظریه میگن: پردازش پیشبینانه (Predictive Processing).
مغز چطور تصویر میسازه؟ وقتی به یه صحنه نگاه میکنی: چشمها فقط سیگنالهای نوری خام میفرستن. مغز بر اساس تجربههای قبلیش یه «حدس» میزنه که چی داره میبینه. بعد اطلاعات واقعی رو با پیشبینی خودش مقایسه میکنه. اگر اختلاف کم باشه → همون پیشبینی رو به عنوان «واقعیت» میپذیره! یعنی تو در هر لحظه، داری یه نسخه شبیهسازیشده از دنیا رو تجربه میکنی.
چرا خطای دید داریم؟ خطاهای دیدی فقط سرگرمی نیستن — اونا نشون میدن مغز چطور میانبُر میزنه. مثلاً در خطای معروف «سایهی شطرنجی»، دو مربع کاملاً همرنگ هستن ولی یکی روشنتر به نظر میاد. چرا؟ چون مغزت نور و سایه رو «حدس» میزنه و تصویر رو اصلاح میکنه. مغز ترجیح میده اشتباه قابل پیشبینی بکنه تا اینکه انرژی زیادی مصرف کنه.
حتی زمان هم دقیق حس نمیشه! تا حالا شده تو تصادف یا لحظهی ترسناک حس کنی زمان کند شده؟ در موقعیت خطر: آدرنالین بالا میره مغز اطلاعات بیشتری در واحد زمان پردازش میکنه بعداً وقتی خاطره رو مرور میکنی، چون اطلاعات زیاد بوده، حس میکنی زمان طولانیتر بوده پس زمان هم تا حدی «تجربهی ذهنی»ه.
آیا ما توی یه شبیهسازی هستیم؟ بعضی فیزیکدانها و فیلسوفها مثل Nick Bostrom فرضیهای مطرح کردن به نام: «فرضیه شبیهسازی» ایده اینه که: اگر یه تمدن پیشرفته بتونه میلیونها شبیهسازی دقیق از گذشته بسازه، از نظر آماری احتمال اینکه ما داخل یکی از اون شبیهسازیها باشیم بیشتر از اینه که در «واقعیت پایه» زندگی کنیم! البته این هنوز اثبات نشده — ولی از نظر منطقی رد هم نشده 👀
مغز؛ یه ماشین صرفهجوی انرژی مغز فقط حدود ۲٪ وزن بدنته اما حدود ۲۰٪ انرژی کل بدن رو مصرف میکنه! برای همین: از میانبُرهای ذهنی استفاده میکنه کلی چیز رو فیلتر میکنه بیشتر چیزهایی که میبینی اصلاً وارد آگاهی نمیشن در واقع تو فقط نسخهای بسیار فشرده از جهان رو تجربه میکنی.
نتیجهی عجیـب تو دنیا رو مستقیم نمیبینی. مغزت واقعیت رو پیشبینی میکنه. خاطراتت بازنویسی میشن. حس زمان نسبیه. ادراکت محدود و فیلترشدهست.
نظرات بازدیدکنندگان (0)